دنیای تکنولوژی - مجله‌ اینترنتی آموزشی علمی


دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      


 بهینه‌سازی سئو محتوا
 درآمد از تدریس آنلاین مهارت‌های فنی
 روش‌های پنهان درآمد از مشاوره آنلاین
 نجات رابطه عاشقانه از تردیدها
 علل ترس از تعهد در روابط
 دلایل یکطرفه بودن تلاش در عشق
 حقایق تغذیه طوطی برزیلی
 رازهای روابط موفق سنتی و مدرن
 علل و درمان استفراغ در سگ‌ها
 درآمد از فروش فایل‌های آموزشی آنلاین
 درک متقابل در رابطه عاطفی
 راهکارهای ازدواج موفق
 افزایش بک‌لینک سایت
 پاسخ به سوالات رایج درباره گربه‌ها
 راهنمای بارداری سگ‌ها
 ساخت محتوای سئو شده آسمان‌خراش
 بهینه‌سازی محتوا برای جذب مخاطب
 ریشهیابی فرار از تعهد
 تکنیک‌های رشد سایت مقالات تخصصی
 فروش محصولات دیجیتال با روش‌های برتر
 حقایق مهم درباره سگ‌های آلابای
 ترفندهای حرفه‌ای ChatGPT
 آموزش کاربردی Copilot
 نشانه‌های عاشق شدن
 بهینه‌سازی هدر و فوتر فروشگاه آنلاین
 حفظ استقلال در رابطه بدون آسیب زدن
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید



جستجو


 



مسائل برنامه ریزی وکنترل به ویژه از نظر قدرت نقدینگی به تدریج در مدیریت مالی مورد توجه قرار گرفت و مدیریت سرمایه در گردش به صورت یک بخش تخصصی واحد تجاری در آمده و عده زیادی از مدیران، روزانه تمام انرژی و وقت خود را صرف اداره سرمایه در گردش می کنند. هرگونه تصمیمی که در این بخش توسط مدیران واحد تجاری اتخاذ می شود اثرات قابل ملاحظه ای روی بازدهی عملیاتی واحد تجاری می گذارد که باعث تغییر ارزش شرکت و نهایتاً ثروت سهامداران خواهد شد (یعقوب نژاد و همکاران ،1389).
هدف اصلی از مدیریت سرمایه در گردش، رسیدن به تعادل مطلوب میان اجزای کار مدیریت سرمایه در گردش است.

جزییات بیشتر درباره این پایان نامه ها :

 

 

بررسی تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر عملکرد شرکتها در بورس اوراق بهادار تهران

 

 

 

 

1-2 بیان مسأله
نقدینگی شریان حیات مالی شرکت است و مدیریت سرمایه در گردش  از ضرورت های بقای شرکت می باشد، در واقع مشکل نقدینگی به اندازه ای مهم است که چنانچه با ضعف مدیریت و برخورد منفعلانه با موضوع نقدینگی همراه شود حیات مالی شرکت یعنی مسأله بقا و و تداوم فعالیت آن را به طور جدی با مخاطره مواجه می کند (محمد زاده و نو فرستی ،1388).

از طرفی بانک ها و سایراعتباردهندگان  نیز برای اعطای تسهیلات به شرکتها، نسبت های نقدینگی آن ها و توان بازپرداخت بدهیهای جاری را مدنظر قرار می دهند. بنابراین وجود یک مدیریت قوی در زمینه سرمایه در گردش و کنترل میزان نقدینگی شرکت بسیار ضروری به نظر می رسد (نیکومرام و همکاران ،1385 :12).

مدیریت سرمایه در گردش که مدیریت بر منابع و مصارف جاری می باشد، برای  حداکثر سازی ثروت سهامداران به عنوان بخشی از وظایف مدیران مالی، دارای اهمیت به سزایی می باشد.

به طور کلی، سرمایه در گردش به سرمایه گذاری شرکت در دارایی های کوتاه مدت از قبیل وجه نقد، اوراق بهادار کوتاه مدت، حسابهای دریافتنی و موجودی های کالا اطلاق می شود و خالص سرمایه در گردش عبارت است از دارایی جاری منهای بدهی جاری( محمدی ، 1388).

میزان دارایی ها و بدهی های جاری باید به طور دائم کنترل شوند تا:

اطمینان حاصل گردد که میزان اقلام تشکیل دهنده سرمایه در گردش به سطوح مورد نظر و مطلوب رسیده اند.
مشتریان بالقوه شرکت از دست نروند.
قدرت نقدینگی شرکت حفظ گرددوشرکت ورشکست نشود(پی نوو، 1388،2:24).
مدیریت سرمایه در گردش از جمله مهم ترین مسایل ساختار مدیریتی

 

است. اهمیت این موضوع به دلیل عوامل زیر بیشتر می شود:

بیشتر شرکتهای ایرانی به دلیل موقعیت تورمی و کاهش قدرت خرید پول، ترجیح می دهند تا وجه نقد را به دارایی های دیگر تبدیل کنند و این امر موجب می شود که شرکتها در سررسید بدهی ها دچار کمبود نقدینگی شوند و به اعتبار سازمان لطمه وارد شود.
از طرفی کمبود سرمایه در گردش در اغلب شرکتهایی که با پریشانی مالی مواجه شده و در نهایت سرنوشت برخی از آنها به ورشکستگی کشیده می شود یکی از دلایل عمده اهمیت سرمایه در گردش است.
سرمایه گذاران به دنبال سرمایه گذاری هایی هستند که بیشترین بازده سهام را داشته باشد و در این موارد سرمایه گذاران باید از وضعیت موجود مطمئن باشند و این اطمینان با مشاوره و برنامه ریزی حاصل می شود تا زوایای تاریک مسیر سرمایه گذاری روشن شود (حسن پور ،1388).
به دلیل نبود برنامه ریزی مناسب برای میزان سرمایه در گردش مورد نیاز ، بیشتر شرکتها دارای مازاد یا کسری سرمایه در گردش هستند. برای یک شرکت میزان بهینه ی سرمایه در گردشی که باید نگهداری کند تا به بیشترین سودآوری برسد، از اهمیت زیادی برخوردار است. اگر سرمایه در گردش بیش از حد نیاز نگهداری شود؛ آنگاه شرکت بیش از حد در داراییهای جاری سرمایه گذاری کرده است و در نتیجه یک نوع هزینه فرصت از دست رفته به وجود می آید. همچنین اگر شرکت کمتر از مقدار مورد نیاز سرمایه در گردش نگهداری کند، ممکن است قادر به انجام تعهداتش نباشد مدیریت کارای نقدینگی شامل برنامه ریزی و کنترل دارایی ها و بدهی های جاری به گونه ای است که خطر عدم توانایی برآوردن تعهدات کوتاه مدت را از بین برده و از سرمایه گذاری اضافی در این داراییها جلوگیری به عمل آورد(راماچاندران و جاناکیرامان ، 2009 ).

اسمیت معتقد است مدیریت سرمایه در گردش به خاطر تاثیری که بر روی ریسک و سودآوری شرکت و در نتیجه در ارزش شرکت دارد از اهمیت ویژه ای  برخوردار است. چرا که سرمایه گذاری در سرمایه در گردش مبادله بین سود آوری و ریسک را شامل می شود و تصمیماتی که به افزایش سودآوری گرایش دارد منجر به افزایش ریسک نیز می شود و بر عکس، تصمیماتی که بر روی کاهش ریسک متمرکز است به کاهش سود آوری بالقوه منجر می شود(فتحی و توکلی ،1388).

سرمایه گذار با توجه به ارزش شرکت، اولویت خود در سرمایه گذاری را مشخص می کند. تعیین ارزش شرکت از جمله عوامل مهم در فرآیند سرمایه گذاری است.

سوالی که در این تحقیق قصد پاسخ دادن به آن را داریم عبارتست از اینکه آیا بین مدیریت سرمایه درگردش و عملکرد شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد ؟

 

1-3 ضرورت انجام تحقیق
اهمیت روز افزون مدیریت سرمایه در گردش باعث شده است که این موضوع به صورت یک رشته تخصصی مدیریت مالی درآید. در شرکت های بسیار بزرگ، تعدادی مدیر اجرایی متخصص حضور دارند که تمام وقت و انرژی خود را به طور انحصاری صرف اداره سرمایه در گردش شرکت می کنند. دلایل اهمیت این موضوع به شرح زیر است:

مطالعات نشان می دهند که بیشتر وقت مدیریت مالی صرف عملیات داخلی روزانه شرکت می شود،‌ عملیاتی که به سادگی در تحت عنوان، مدیریت سرمایه در گردش، میگنجد. از آنجا که آنقدر وقت صرف تصمیمات مربوط به سرمایه در گردش می شود، مطالعه کامل موضوع در طول دوره های مدیریت مالی صحیح به نظر می رسد.

شاید با توجه به تغییراتی که در میزان دارایی های جاری رخ داده است، مدیران مجبور شوند در تصمیماتی که قبلاً برای تأمین مالی گرفته اند تجدید نظر کنند، مثلاً اگر برای تأمین مالی دارایی های جاری از مبالغ سنگین وام کوتاه مدت استفاده شده است، گرفتن وام های اضافی و تمدید وام هایی که به سررسید می رسند مستلزم صرف وقت و انرژی بیشتر مدیریت شرکت خواهد بود.

سطوح واقعی و مطلوب دارایی های جاری، (با توجه به تغییراتی که در فروش واقعی و پیش بینی شده رخ می دهد) دستخوش تغییرات دائمی است. این وضع باعث می شود که درباره سطح مطلوب یا مورد انتظار از دارایی های جاری، به صورت مستمر (روزانه)، تصمیماتی گرفته شود.

معمولاً دارایی های جاری بیش از نیمی از کل دارایی های یک مؤسسه را تشکیل می دهند. از آنجا که این دارایی ها سرمایه گذاری عمده ای به حساب می آیند، و از آنجا که این سرمایه گذاری ها نسبتاً فرارند، دارایی های جاری ارزش توجه کامل مدیر مالی را دارد. میزان منابع و مصارف وجوهی که به سرمایه در گردش تخصیص داده می شود باید مشخص شود. دارایی های جاری حدود 75 درصد کل دارایی های شرکت و بدهی های جاری حدود 60 درصد ساختار سرمایه هستند. این بدان معناست که به عنوان مثال اگر کل دارایی های یک شرکت 500 میلیارد ریال باشد، مبلغ 375 میلیارد آن ممکن است به صورت دارایی های جاری باشد و بدهی های جاری هم حدود 300 میلیارد ریال خواهد شد.

مدیریت سرمایه در گردش به ویژه برای شرکت های کوچک پر اهمیت است. یک مؤسسه کوچک می تواند با اجاره کارخانه و تجهیزات میزان دارایی های ثابت خود را به حداقل برساند، اما راهی برای اجتناب از سرمایه گذاری در صندوق، حساب های دریافتنی و یا موجودی ها ندارد. بنابراین، دارایی های جاری برای مدیر مالی شرکت های کوچک از اهمیت بیشتری برخوردار است. بعلاوه، به علت عدم دسترسی مدیر مالی شرکت های کوچک به بازار های سرمایه و اعتبارات بلند مدت، شرکت باید به طور جدی بر اعتبارات تجاری و وام های کوتاه مدت بانکی تکیه کند. این هر دو بر خاص سرمایه در گردش اثر می کنند.

رابطه بین رشد فروش نیاز به تأمین مالی دارایی های جاری نزدیک و مستقیم است. افزایش فروش باعث ایجاد نیاز های مشابه سرمایه گذاری در موجودی های اضافی و احتمالاً مانده صندوق می گردد. کلیه این احتیاجات باید تأمین مالی شود و چون آنها سریع افزایش می یابند، مدیر مالی باید از تحولات بخش سرمایه در گردش مؤسسه خود را کاملاً آگاه نگهدارد.البته افزایش های مداوم فروش، دارایی های بلند مدت بیشتر نیز لازم دارد که باید تأمین شود.به هر حال سرمایه گذاری در دارایی های ثابت (در عین اهمیتش در مفهوم بلند مدت استراتژیک) معمولاً از همان درجه فوریت که سرمایه گذاری در دارایی های جاری دارا می باشند، برخوردار نیستند.

اگر مدیریت سرمایه درگردش صحیح نباشد، احتمال دارد فروش و سود شرکت کاهش یابد و چه بسا شرکت در پرداخت به موقع دیون و تعهدات خود ناتوان بماند.

مدیریت سرمایه در گردش نه تنها در پویایی رابطه بین مؤسسه با نهادهای خارجی مؤثر است بلکه بر ارکان و بخش های داخل مؤسسه نیز اثرات با اهمیتی از خود باقی می گذارد. اتخاذ تصمیم در مورد پرداخت وام کوتاه مدت یا بلند مدت به کارکنان یکی از این نوع اقدامات است. به نظر می رسد که یک مدیر مالی خوب آن نیست که تمام سرمایه و امکانات را فقط در ارتباط با خارج از مؤسسه خود بسنجد بلکه به این امر نیز واقف است که رفع نیاز پرسنلی نیازمند به وام های کوتاه مدت و بلند مدت، می تواند در میزان کارایی و بهره وری آنان مؤثر باشد. افزایش کارایی در حفظ تولید و در واحد های صف و ستاد حکایت از انسجام درونی مؤسسه اقتصادی داشته و آمادگی مؤسسه را برای مواجهه با مشکلات بیرونی به طور چشمگیری افزایش می دهد (پیشکاری، 1375).

اهمیت سرمایه در گردش را نیز می توان در نسبت سرمایه در گردش خالص به فروش که بیانگر حدود تغییراتی که (بر اثر فروش) در حساب های جاری شرکت خود به خود رخ می دهد یافت. این نسبت در صنایع مختلف متفاوت است ولی اکثراً دارای عدد بالایی است که معمولاً این نسبت رقمی کمتر از 30 است. این بدین معناست که برای فروش به 30 ریال سرمایه در گردش نیاز است. از این جاست که اهمیت سرمایه در گردش مشخص می شود و شرکت ها مجبور می شوند آن را تأمین و مدیریت کنند. به طور کلی، اگر مدیریت سرمایه در گردش صحیح نباشد احتمال دارد فروش و سود شرکت کاهش یابد و چه بسا شرکت در پرداخت دیون و تعهدات خود ناتوان بماند(اردکانیان، 1388).

 

1-4 سوال تحقیق
سوال اساسی تحقیق به صورت زیر است:

آیا بین مدیریت سرمایه در گردش و معیارهای عملکرد مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد ؟
 

1-5 فرضیه‌ های تحقیق
در این تحقیق فرضیه هایی به شرح زیر وجود دارد:

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1399-01-31] [ 08:55:00 ق.ظ ]




موارد مفهومی و روش شناختی کمی هستند که در مورد کنترل نوآوری سازمانی صحبت می­کنند (آرمبراستر، بیکفالوی، کینکل، ولی، 2008: 645). تعداد مطالعات بر روی توسعه نوآوری سازمانی (آرمبراستر و همکاران، 2008؛ بیرکینشاو، هامل، و مول، 2008؛ هامل، 2006، 2007، 2009) و عواملی که این توسعه را تقویت می­کنند (باتیستی و استونمن، 2010؛ بیرکینشاو و مول، 2006؛ مول و بیرکینشاو، 2009) در سالهای اخیر افزایش یافته است. با وجود این، مطالعات کمی روی نتایج نوآوری سازمانی انجام شده است (دامن پور و آراویند، 2011)، و همانها هم دیدگاه محدودی دارند (مول و بیرکینشاو، 2009: 1270). مطالعه حاضر در مورد این فرضیه از طریق آنالیز موارد زیر صحبت می­کند: (1) اثر نوآوری سازمانی بر روی ایجاد محصول تکنولوژیکی وقابلیت­نوآوری در فرایند (IC)؛ (2) اثر نوآوری سازمانی وقابلیت­نوآوری تکنولوژیکی روی عملکرد شرکت (FP[3]).
1-2 بیان مساله

در بازار رقابتی کنونی شرکت های تولیدی به دنبال حد اکثر کردن سودآوری خود هستند . برای شرکت ها این سود آوری از طریق افزایش عملکرد بوجود می­آید. اندازه گیری عملکرد از جمله بهترین راه های به دست آوردن اطلاعات برای تصمیم­گیری در سازمان هاست  همواره در هر دوره زمانی ، نیاز به انداره­گیری عملکرد سازمان در مدیران حس می­شده لذا آنها سعی داشتند تا عملکرد سازمان­های خود را به واسطه اندازه ها و سنجه های مختلف ارزیابی نمایند . ابعاد سنتی اندازه­ها که در تصمیم گیری مدیریتی برای اندازه گیری عملکرد سازمان به کار می روند ، ابعاد مالی این اندازه ها هستند که در واقع به گفته کاپلان در سال 1984 اندازه­های مالی که به واسطه سیستم­های حسابداری سنتی به وجود آمدند یک تصویر ناقص از عملیات و عملکرد سازمان را ارائه می­کنند. با توجه به اینکه شاخص­های مالی عمدتا جوابگوی ارزیابی عملکرد سازمان نبودند و همچنین قابلیت ارزیابی کل سازمان را نداشتندتعیین مدل مناسب برای سنجش میزان عملکرد سازمان به عنوان یکی از اصول اساسی در سازمان­ها جهت رشد و پیش رفت قلمداد می گردد.(ایران زاده ، برقی،1388)

همچنین گراهام و اندرسن در سال (1989) دریافتند که عمکلرد تعیین کننده ناشی شده از اهداف رقابتی است. آنها از یک شبیه­سازی موسساتی استفاده می­کنند تا یک هدف خودمحور را بر علیه یک هدف رقیب محور مقایسه کنند. هدف سهام بازار زمانی که بازار چرخش می­کند، کاهش سود است وندراجون و همکارانش در یک مطالعه متاآنالیزی مربوط به سهام بازار و سود و منفعت را انجام داده اند. این مطالعات بخش بخش، ارتباطا مثبت را بین سهام بازار و سود را نشان می­دهند. اکثر ناطران به این نتیجه رسیده اندکه رابطه علی می­باشد(varndarojon et al ,1993) در حالی که سایرین (مثل آکر وجاکوبسون  در سال  1985، ون کاترمن و همکارانش با این مخالف هستند . برای مثال موسسات با سودهایی که هدف آنهاست، ممکن است محصولات بهتری را تولید کنند و در نتیجه، هم به سهام بازار دست یابند و هم به سود خودشان.(venkatraman et al , 1986)) .

همچنین اهمیت موضوع درباره مطالعاتی است که اهداف مدیران را تعیین و مورد آزمایش قرار می­دهد . مطالعاتی که برای مدت طولانی انجام می­گیرند، دارای رویکردی هستند که یک رابطه منفی را بین سهام بازار و سود پیدا می­کنند. گراهام و اندرسن در سال (1989)، داده ها و اطلاعات را در باره 24 موسسه و شرکت در صنعت در حال چرخش بودند را مورد مطالعه قرار داد، شرکت هایی که در طی  رشد دوره های مربوط به دوره سهام است ، رشد خود را از دست داده اند . یو و تشوگل در یافتند که یک سهام بازار در بدست آوردن سهام کمک نکرده­اند و ایجاد  ثبات در فروش موسسه نمی­کنند. Tschoegel, 1990), (Yu

شاخص مورد بحث عملکرد میزان سود آوری شرکت می باشد ، بنابر این در تحقیق پیش رو سعی داریم با استفاده از نوآوری که به طرق مختلف روی سازمان و شرکت ها اثر می­گذارد،عملکرد آن شرکت ها را افزایش دهیم.

سزار کامیسون و آنا ویلار لوپز[4] در سال 2014 در تحقیقی که در کشور اسپانیا بر روی 144 شرکت صنعتی مطرح کردند برای افزایش عملکرد می توان از نوآوری سازمانی استفاده کرد. از این رو بر اساس این مقاله سعی در یافتن میزان تاثر نوآوری سازمانی بر روی عملکرد شرکت های تولیدی استان داریم .

در بین رده بندی بی شماری که از انواع نوآوری موجود است، یکی از پذیرفته شده­ترین­های آنها بوسیله       او ای سی دی[5] (2005) در اوزلو مانوآل بیان شده است، که بین 4 نوع نوآوری تمایز هایی را قائل شده است:

نوآوری محصول – نوآوری فرآیند – نوآوری بازاریابی – نوآوری سازمانی

نوآوری تکنولوژیکی شامل نوآوری در فرایند و نوآوری در محصول می شود، درحالیکه نوآوری های غیرتکنولوژیکی شامل نوآوری های سازمانی و بازاریابی است. این مقاله روی همه انواع شناخته شده آنها بوسیله او ای سی دی (2005) به جز نوآوری سازمانی تمرکز می کند .

جزییات بیشتر درباره این پایان نامه ها :

 

پایان نامه:بررسی تاثیر نوآوری سازمانی وقابلیت های تکنولوژیکی بر عملکرد شرکت ( مطالعه موردی شرکت های مواد غذایی استان گیلان)

پایان نامه - مقاله

 

 

 

 

 

1-3 اهمیت و ضرورت تحقیق :

پیچیدگی از مشخصات عصر حاضر است ، همگی ما در زندگی حرفه ای و شخصی خود با مسائل غامض و پیچیده ای روبرو می شویم که از آن گریزی نیست و باید برای حل آن ها چاره ای اندیشید. با توجه به تحولات جهانی و تغییرات سریعی که در ابعاد مختلف علم و فن آوری مشاهده می­شود و هم چنین تغییرات در ساختار های شرکت ها و سازمان ها در سطح دنیا که یک روز تحت عنوان ادغام و یک روزبعد تحت عنوان مهندسی مجدد سازمان ها و یا ساختار دهی مجدد مطرح می شود ، مشاهده می­شود که سازمان ها نیز از این قاعده مستثنی نیستند. امروزه ما تغییراتی را شاهدیم که نه تنها سریع تر از گذشته به وقوع می پیوندد بلکه ناپیوسته اند، چنین تغییراتی تداوم ندارند و از توالی منطقی پیروی نمی­کنند.در عصر عدم تغییرات، تقریبا قطعی است که آنچه در گذشته به خوبی کار می­کرد در آینده به هیچ وجه کارگر نخواهد بود . در دنیای متلاطم و مملو از تغییرات ، ما به سازمان­هایی نیاز داریم که به طور مستمر خودشان را از نو بسازند ، خودشان را از نو کشف کنند و به خودشان دوباره نیرو بخشند. این دلایل سازمان ها را ملزم می کند که باید بسیار آماده باشند تا بتوانند خود را با تغییرات محیطی هماهنگ سازند.

امروزه عملکرد سازمان ها یک امر حیاتی برای بقا و دوام آن ها در نظر گرفته می شود . هر سازمان اداری برای پاسخ گویی به یک سلسله نیازهای اجتماعی شکل می گیرد و در طول حیات خود تا مادامی که به نیازهای اجتماعی زمان خویش پاسخ دهد استمرار دارد و هرگاه  که شرایط اجتماعی دگرگون شود و یا و یا نیازهای اجتماعی تغییر ماهیت دهند سازمان یا از میان می رود و  یا اساسا تغییر ساختار می دهند و خود را منطبق با شرایط اجتماعی جدید می نمایند . بر این اساس ساختار اداری باید تابعی از فضا و شرایط اجتماعی باشد و بکوشد تا به سلسله نیازهای اجتماعی پاسخ گویند . مجموع این دلایل باعث می­شود آنچه که بر متغیر عملکرد سازمان تاثیر گذار  است برای سازمان اهمیت به سزایی داشته یاشد . از مهمترین عوامل موثر بر عملکرد سازمان های  امروزی توانایی آن سازمان ها در امر نواوری سازمانی و تکنولوژیکی است که موجب بهبود عملکرد می شود.

1-4 اهداف تحقیق :

تاثیر نوآوری سازمانی بر روی نوآوری تکنولوژیکی
تاثیر قابلیت های تکنولوژیکی بر عملکرد شرکت
تاثیر نوآوری سازمانی بر عملکرد شرکت
1-5 فرضیه های تحقیق :

H1) نوآوری سازمانی با قابلیت های تکنولوژیکی رابطه مثبت و معنی داری دارد.

H2) قابلیت های تکنولوژیکی ( نوآوری محصول و نوآوری در فرآیند)  با علکرد شرکت رابطه مثبت و معنی داری دارد.

H3) نوآوری سازمانی با علکرد شرکت رابطه مثبت و معنی داری دارد.

 

1-6 مدل مفهومی تحقیق :

 

1-7 تعریف نظری و عملیاتی تحقیق :

نوآوری یک نظام مدیریتی است که بر رسالت سازمان تاکید دارد، به دنبال فرصتهای استثنایی است و تعیین می‌کند که آیا مناسب مسیر استراتژیک سازمان است یاخیر، معیارهای موفقیت را معلوم می‌کند و نیز به دنبال فرصتهای جدید است. دراکر براین باور است که نوآوری موفق مستلزم کارسخت متمرکز وهدفمنداست. نوآوری یک عامل اساسی درایجاد رقابت درسطح جهانی است که منجر به رشد سازمانی می‌شود ،موفقیت آینده را دربردارد و همانند موتوری است که به شرکتها اجازه می‌دهد دراقتصاد جهانی از کارآیی مستمری برخوردارشوند . که از طریق پرسش های زیر به بررسی آن می پردازیم :

از بانک های اطلاعاتی که در برگیرنده بهترین فعالیت های دیگران و دانش مرتبط باآن می باشد استفاده می کنم.
از سیستم های مدیریت کیفیت استفاده می کنیم.
با مشتریان شرکت مشارکت می کنم.
از روش هایی که منجر به شناسایی توانایی های کارکنان و پیشرفت شغل آنان می شود استفاده می کنم.
نوآوری تکنولوژیک بعنوان موتور محرکه رشد و توسعه صنعتی در قلب سیاستهای توسعه اقتصادی جهان امروز قرار دارد. از اینرو بسیاری از اندیشمندان و پژوهشگران توجه خود را به چگونگی پیدایش این نوآوری معطوف داشته اند. دامنه ی شاخه های مختلف علمی که به این مبحث پرداخته اند را می توان از رشته هایی چون جغرافیا ،روانشناسی ، جامعه شناسی و علوم سیاسی تا مدیریت صنعتی ، مهندسی صنایع و …ترسیم کرد . که از طریق پرسش های زیر به بررسی آن می پردازیم :

شرکت من توانایی لازم جهت یکپارچه سازی فعالیت های مدیریت تولید را دارا می باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:54:00 ق.ظ ]




سازمانها برای بقاء خود در دنیای متلاطم و متغیر امروز به اندیشه های نو و نظرات جدید نیاز دارند. افزایش تهدیدها از یک سو و استفاده از فرصتها از سوی دیگر در محیط متشنج و غیرقابل پیش بینی، سازمانها را با جزر و مدهای شدید روبرو می­سازند و آنها را به سوی تغییرونوآوری به چالش می­کشاند.
نوآوری با واژه هایی مانند خلاقیت، اختراع و تغییر ارتباط مستقیم دارد اما با آنها هم معنی و مترادف نیست.
خلاقیت (creation) پیدایی و تولید یک اندیشه و فکر نو است در حالیکه نوآوری(innovation) به معنای کاربردی ساختن آن افکار نو و تازه است. خلاقیت لازمه نوآوری است و تحقق نوآوری وابسته به خلاقیت است. اختراع(invention) به معنی ایده یا ساخت تکنولوژی جدید است و خلق محصول، خدمت یا فرآیندی جدید در هر سازمان را نوآوری می نامند. اختراع بیشتر حالت اتفاقی دارد در حالی که نوآوری یک فرایند است. اختراعات بندرت به وجود می آید ولی هر اختراع معمولاًٌ به چندین نوآوری منجر می­شود. تغییر سازمانی(organizational change) یعنی پذیرفتن یک عقیده یا نظر (ایده) یا رفتار جدید به وسیله یک سازمان، اما نوآوری سازمانی(organizational) (innovation) عبارت از پذیرفتن یک عقیده یا رفتاری که برای صنعت بازار یا محیط عمومی سازمان تازگی  دارد. نوآوری سازمانی می تواند در بخش نیروی انسانی، مطالعات رفتاری و روانشناختی کارکنان و شناخت ارزشها و تواناییهای آنان یا در بخش فنی و تکنولوژی، تجهیزات، مدرنیزه و فنون جدید و یا در بخش ساختار که شامل مجموعه قواعد، روشها، هنجارها و ضوابط می باشد، روی دهد. پرداختن مدیران به نوآوری، چه به صورت مستقیم یعنی پیاده کردن ایده های نو در زمینه­های اداری، فنی و تخصصی توسط خود آنان و چه به صورت غیرمستقیم یعنی استقبال و حمایت از نوآوریها در سازمان، فضایی به وجود می آورد که در آن روحیه انجام کارهای یکنواخت و تکراری رفته رفته به رفتاری نوآورانه در سطح سازمان تبدیل می گردد.

جزییات بیشتر درباره این پایان نامه ها :

 

پایان نامه:بررسی تاثیر نوآوری سازمانی وقابلیت های تکنولوژیکی بر عملکرد شرکت ( مطالعه موردی شرکت های مواد غذایی استان گیلان)

 

 

 

 

نوآوری یک نظام مدیریتی است که بر رسالت سازمان تاکید دارد، به دنبال فرصتهای استثنایی است و تعیین می‌کند که آیا مناسب مسیر استراتژیک سازمان است یاخیر، معیارهای موفقیت را معلوم می‌کند و نیز به دنبال فرصتهای جدید است. دراکر براین باور است که نوآوری موفق مستلزم کارسخت متمرکز وهدفمنداست. نوآوری یک عامل اساسی درایجاد رقابت درسطح جهانی است که منجر به رشد سازمانی می‌شود ،موفقیت آینده را دربردارد و همانند موتوری است که به شرکتها اجازه می‌دهد دراقتصاد جهانی از کارآیی مستمری برخوردارشوند. پورتر و استرن (Porter & Stern) بیان کردند که شرکتهابایستی بتوانند جریانی ازمحصولات و فرایندهای جدید را ایجاد کرده، تا ازتکنولوژی بیشتری استفاده کنند و در عین حال در

 

جهت ماندگاری و دوام خود گامی به پیش نهند. دراکر با تاکید فراوان اظهار داشته که هرسازمانی نیاز به یک توانایی و مهارت اساسی دارد و آن نوآوری است. نوآوری یک ماجرای چند‌وجهی است. ماراولاکیس (Maravelakis) نوآوریهای سازمانی را براساس محصول، فرایند و نوآوریهای اجرایی بررسی کرده است. پژوهشگران دریافتند که اکثر تحقیقات در زمین? نوآوری، برنوآوری محصول درشرکتهای تولیدی تاکید دارند. ازدیدگاه سازمانی، موفقیت واقعی نوآوری دربازار اتفاق می‌افتد. ایجاد معیارهـای بازاریابی نوآورانه برای کمک به شرکتها در انتقال عقاید و محصولات خوب به سمت فروش و درآمد و عایدی مناسب‌، لازم و ضروری است. تغییر قوانین و مقررات مربوط به نوآوری استراتژیک، عامل کلیدی موفقیت بسیاری ازمدیران بازار بوده است. به علاوه ، شرکتها باید تلاش کنند تا فرهنگ مناسب، سـاختار، محرکها، سیستمها وفرایندهای منـاسبی را که منجر به تسهیل نوآوری می‌شـوند پدید آورند. گفتــنی است که نــوآوری الزامـا منجر به فروش بیشتر شرکت نمی‌شود. (Yeh-yun &Yi-chiy,2007:116)

متناسب با کاربردها و سطوح مورد بررسی، نوآوری به انواع مختلف نیز تفکیک شده است. معمولا” محققان بر این باورند که مفهوم فرایند نوآوری را درک کرده اند، اما حقیقتا” بسیاری از تحقیقات انجام گرفته درحوزه های مختلف مرتبط با نوآوری، تعاریف و طبقه بندی متفاوتی از نوآوری را ارائه داده اند. فرایند نوآوری به صورت نوآوری رادیکالی یا افزایشی، نوآوریهای تقلیدی یا کاملا”جدید، بهبودی یا انقلابی، تکنولوژیک یا سازمانی و بسیار انواع دیگر تعریف شده است. بطور کلی دو فاکتور مهم در تعیین نوع نوآوری وجود دارد:

درجه جدید بودن نوآوری
جدید بودن در محصول، خدمت، فرایند و یا غیر از این موارد. (احمدی ، نصیری واحد ، ماهنامه تدبیر، شماره  186)
ما اکنون در عصری قرار داریم که مهم ترین ویژگی آن عدم اطمینان ، پیچیدگی، جهانی سازی و تغییرات فراینده تکنولوژیکی است.موفقیت سازمانی تحت این شرایط تغییر در فعالیت های سازمانی و بویژه رهبری و اداره ی سازمانهای هزاره سوم را ضروری می­سازند (مهدوی زاده، ضرغامی، 2010). امروزه مهم ترین دغدغه اکثر سازمان ها، تدوین و پیاده سازی استراتژی­هایی است که موفقیت و بقای آن را در شرایط متحول و پیچیده ی محیطی، تعیین نماید (امینی، خباز، 1388). در سازمان های پژوهشی حفظ مزیت رقابتی منوط به نوآوری است (اعرابی، موسوی، 1388). بنابراین می توان گفت با توجه به اینکه اکثریات سازمان های هزاره سوم پژوهش  و با شتاب روزافزون تحولات و دگرگونی­ها در دنیای کنونی که عصر ارتباطات و اطلاعات است و بدیل بی ثباتی و تعییر پذیری و نیز غیر قابل پیش بینی بوده ، این تغییرات آنچه که سازمان های عصر حاضر به شدت به آن نیازمنند تا بتوانند در بازارهای پویا و پیچیده امروزی جایگاهی داشته باشند و برای خود کسب مزیت رقابتی نمایند به توان تولید محصولات و خدمات جدیدی منحصر به فرد و قابل رقابت در بازارهای امروزی است و این میسر نمی شود مگر با نوآوری و خلاقیت مدیران و نیز تاثیر مدیران بر پرورش خلاقیت کارکنان که با کمک یکدیگر در جهت رشد و بالندگی سازمان خود بکوشند ،پرواضح است استراتژی کسب و کار هر سازمان که جهت دهنده در این زمینه می باشد قشر مهمی در رسیدن سازمان به وضع مطلوب در بین رقبا دارد و چنانچه بیان شد خلاقیت و نوآوری نیز نقش اثرگذاری بر بهبود وضع سازمان و حقظ و بقاء بلند آن و ایجاد مزیات رقابتی برای سازمان دارد. بر این اساس چگونگی نهادینه کردن خلاقیت و نوآوری و هماهنگ کردن آن با اهداف سازمانی جهت تدوین و به خصوص اجرای استراتژی های موثر در سازمان، مسئله ای حائز اهمیت است (مهدوی، ضرغامی، 2010) هرت فوکس معتقد است که «فراگرد خلاقیت عبارت است از هر نوع فراگرد تفکری که مسئله ای را به طور مفید و بدیع حل کند، اریک فروم نیز معتقد است «خلاقیت و توانایی دیدن (آگه شدن) و پاسخ دادن است». به این ترتیب به نظر می رسد کایزر تعریف عمومی تری نسبت به خلاقیت بدین شرح ارائه کرده است، «خلاقیت عبارت است از بکارگیری توانیی های ذهنی، برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید» (رضائیان، 1386).

نوآوری نشان دهنده­ی موفقیت آمیز عقاید است که در تصمیم گیری سازمان یک موضوع جدید به شمار می رود تا محصولات را بهره ور سازد (Johnnessen,pamapour,1992,Lumpkin,olsen,2001). در نتیجه با در نظر گرفتن تمرکز ها بروی چیزهای نو و جدید، موجب سریع تر شدن عملکردها می­شود (Myers,Tueker,1989,elark,He nderson,chonday&tellis,1989). نوآوری اشاره به تغییرات اصلی در علم و تکنولوژی که نشای شده از کشف چیزهای جدید است به عبارت دیگر، نوآوری، پیشرفت­های اصلی در علم و تکنولوژی به شمار می روند (Garcia,colantohe,2002) ، در متون بازاریابی، نوآوری، نوآوری در بازاریابی به عنوان یک نوع از نوآوری سود به شمار می­رود (Grewak tansuhoj,2001) در متون تجاری آکادمیک ، نوآوری بازاریابی یک مسئله مهم به شمار می رود (Augusto,Coelho,2009).بحث بر روی اثر نوآوری سازمانی روی عملکرد شرکت همچنان ادامه دارد،که از یک سو بیان کننده اثر مثبت نوآوری سازمانی روی عملکرد شرکت است (آرمبراستر و همکاران، 2008؛ مول و بیرکینشاو، 2009) و اینکه یک منبع ضروری برای مزیت رقابتی سازمان محسوب می شود (هامل، 2009) و دیگر اینکه وجود آن یک اثر ضعیف بر روی عملکرد سازمانی می گذارد (کاپلی و نیومارک، 2001). در بین رده بندی بی شماری که از انواع نوآوری موجود است، یکی از پذیرفته شده ترین های آنها بوسیله او ای سی دی (2005) در اوزلو مانوآل بیان شده است، که بین 4 نوع نوآوری تمایز هایی را قائل شده است: نوآوری محصول، نوآوری فرایند، نوآوری بازاریابی، و نوآوری سازمانی. نوآوری تکنولوژیکی شامل نوآوری در فرایند و نوآوری در محصول می شود، درحالیکه نوآوری های غیرتکنولوژیکی شامل نوآوری های سازمانی و بازاریابی است.

محققان نوآوری به اهمیت نوآوری سازمانی برای عملکرد اشاره کرده اند، البته تا کنون مطالعات تجربی کافی برای شرح کامل این رابطه انجام نشده است (دامن پور و آراویند، چاپ 28- 29). اگرچه که ادبیات این مسئله تفاوتهایی را نشان می دهد، بیشتر مطالعات از اثر سودمند نوآوری سازمانی روی عملکرد شرکت حمایت می کنند. برای مثال، مازانتی و همکاران (2006) از یک تحلیل کمی برای تشریح همبستگی معنی دار و مثبت بین عملکرد شرکت و نوآوری سازمانی استفاده کردند، و نتیجه گرفتند که شرکتهایی که عملکرد بهتر دارند، به طور گسترده تری در تغییرات سازمانی مشارکت دارند. بسیاری از مطالعات نشان می دهند که فعالیت­های بخصوصی از نوآوری سازمانی از قبیل سیستم­های مدیریت کیفیت (اوسترمن، 1994؛ پردورمو- اورتیز و همکاران، 2009؛ پراجوگو و سوهاۀ 2006) و روش های مدیریتی با عملکرد بالا (کارولی و ون رین، 2001؛ گرینان، 2003؛ اوسترمن، 1994)، اثر مثبتی روی عملکرد شرکت دارند. مطالعات متعددی روی رابطه بین نوآوری تکنولوژیکی و عملکرد شرکت تمرکز کرده است (دامن پور و ایوان، 1984؛ دامن پور و همکاران، 1989؛ اورتگا، 2009). بیشتر مطالعات تجربی تحلیل کرده اند که چگونه عملکرد نوآوری تکنولوژیکی –نوآوری بعنوان برون داد- یا فعالیت­های تکنولوژیکی برای نوآوری- نوآوری بعنوان درون داد- بر عملکرد شرکت تاثیر می­گذارد (جیمنز جیمنز و سانز وال، 2011؛ مارتینز- سانچز، ولا- جیمنز، پیرز- پیرز، و د- لوییس- کارنیکر، 2009). یک گروه کوچکتر از مطالعات بر مبنای دیدگاه منبع محور روی تحلیل قابلیت نوآوری- نوآوری بعنوان قابلیت سازمانی- و اثرش روی عملکرد شرکت تمرکز کرده­اند (کالانتون و همکاران، 2002؛ گارسیا- مورالیس، ماتیاس- رچه، و هورتادو- تورس، 2008؛ اورتگا، 2009؛ سای، 2004؛ یانگ و همکاران، 2009). هدف نوآوری محصول پاسخ به تقاضای مشتری برای محصولات جدید یا تمایلات مدیران برای در دست گرفتن بازارهای جدید می باشد (دامن پور، 2010). نوآوری محصول، به طور طبیعی سازمان را برای متمایز کردن محصولاتش (پیتر، 1985) و تغییراتی که سازمان ترجیح می دهد با دنیای بیرون داشته باشد توانا می­کند (بسانت، لامینگ، نوک، و فیلیپ، 2005). بهمین شکل، از دیدگاه منبع محور، قابلیت نوآوری محصول می تواند بعنوان لزومی برای ایجاد مزیت رقابتی و حفظ پایداری آن (بارنی، رایت، و کچن، 2001؛ پراهالاد و هامل، 1990) به خاطر دشواری ذاتی تقلید از چنین محصولاتی بحساب بیاید (گونزالز- آلوارز و نیتو- آنتولین، 2005)، و بنابراین، یک اثر مثبت روی عملکرد شرکت داشته باشد. با وجود این، اثر قابلیت نوآوری فرایند روی عملکرد شرکت بوسیله دخالت ایجاد قابلیت نوآوری محصول انجام می­شود. نوآوری فرایند برای کاهش هزینه عملیاتی یا برای کاهش زمان انجام کار دنبال می شود (دامن پور، 2010)، که تغییراتی در روشی که سازمان محصولات را تولید می­کند و انتقال می دهد ایجاد می کند (بسانت و همکاران، 2005). بنابراین، نوآوری فرایند یک تمرکز داخلی برای ایجاد کارایی دارد (مارتینز- روس،2000)، که کار شرکت­ها را برای دنبال کردن استراتژی­های رهبری هزینه تسهیل می کند (پورتر، 1985). بنابراین، برای اثر گذاری بر عملکرد شرکت، این قابلیت ها باید توسعه قابلیت نوآوری محصول را حمایت کنند. به این روش، یک توسعه سازگار از قابلیت نوآوری محصول و فرایند بدست می آید، که منتج به بهبود در عملکرد شرکت می شود. مطالعات قبلی تشریح کرده بودند که اثر اضافی انواع نوآوری از عملکرد شرکت حمایت می کند (دامن پور و همکارانف 2009). از دیدگاه منبع محور، همبستگی های هم افزایی بین هر دو نوع قابلیت نوآوری وجود دارد که به شرکت اجازه می دهد که مزیت رقابتی را منجر به بهبود در عملکرد شرکت می شود بدست بیاورد. هامل و پراهالد (1989) در مورد نوآوری استراتژیک چنین می نویسد«توانا ساختن یک شرکت برای ایجاد فضای صنعتی جدید و تسهیل خلق بازارهای جدید».

مارکیدز نوآوری استراتژیک را به منزله یک روش کاملا متفاوت رقابت در یک صنعت می داند که از طریق شکستن قوانین بازی و اندیشیدن به روش ها پدیدار می­شود. یک عنصر اصلی که از نظر او عبارت است از “مفهوم سازی مجدد آنچه کسب و کار در مورد آن است و اینکه  کدام روش منجر به راه متفاوت بازی کردن مسابقه به طور صحیح در صنعت می شود(2000). کرسنکی و خیلکیز در مورد استفاده از خلاقیت و نوآوری برای شکستن قوانین به منظور کسب مزیت های رقابتی صحبت می کند.تاچمن (1997) تشریح می کند که توانایی اداره مردن جریان های از هم گسیخته به همان اندازه جریان های همگرا و نحوی نو آوری منجر به بازارهای جدید و بازنوبسی قوانین صنعت می گردد. هامل (1998) بیان می­دارد که نوآوری استراتژیک ظرفیتی برای تصور مجدد مدل موجود صنعت است. به روشی که ارزش های جدیدی را برای مشتریان ایجاد می کند و ثروت و دارایی جدید را برای همه ذینفعان از طریق اختراع یک محصول یا خدمت تعریف مجدد فضای بازار یا طراحی مجدد مرزهای صنعت تولید می کند. او همچنین این نکته را متذکر می شود که مزیت رقابتی  کلیدی از نوآوری در مل تجاری ناشی می شود. هدف نوآوری مدل تجاری این است که یک گوناگونی استراتژیکی بزرگتری را در بازار و محیط رقابتی ایجاد کند.

چرتیو و مارکیدز (2004) نوآو ری استراتژیکی را چنین تعریف می کنند “نوآوری در مدل تجاری که منجر به یک روش جدید بازی کردن مسابقه می شود و نوآوران استراتژیک به منزله شرکت های حمله کننده که مدل های تجاری متفاوت را به کار می گیرند می باشند.”

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:54:00 ق.ظ ]




نوآوری تکنولوژیک بعنوان موتور محرکه رشد و توسعه صنعتی در قلب سیاستهای توسعه اقتصادی جهان امروز قرار دارد. از اینرو بسیاری از اندیشمندان و پژوهشگران توجه خود را به چگونگی پیدایش این نوآوری معطوف داشته اند. دامنه­ی شاخه های مختلف علمی که به این مبحث پرداخته­اند را می­توان از رشته هایی چون جغرافیا ،روانشناسی ، جامعه شناسی و علوم سیاسی تا مدیریت صنعتی ، مهندسی صنایع و …ترسیم کرد . هر یک از این رشته ها به فراخور حال خود به کشف متغیرهای تاثیرگذار بر نوآوری پرداخته اند. نوآوری تکنو لوژیک از سویی حاصل روحیه و روان انسانها و ملتهاست و از سویی ناشی از تعاملات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جوامع. از سویی تحت تاثیر روابط اقتصادی و روابط تجاری بازرگانی ملتها و دولتهاست و از سویی ناشی از تبحر تکنو لوژیک و دانش های فنی. هر چند این واقعیت عملا نوآوری تکنو لوژیک را ناشی از مجمو عه ای از متغیرهای گوناگون و در هم تنیده نشان می دهد اما نباید از نظر دور داشت که این متغیرها در همه جا یکسان عمل نمی کنند و بلکه بستر تاریخی-اجتماعی وساختهای اقتصادی–علمی یک جامعه زمینه اهمیت یافتن برخی متغیرها رانسبت به برخی دیگر فراهم می­کند. به همین دلیل ضروری است تا از منظری بومی به این متغیرها نگریست. نظریه­هایی که در این مقاله مورد بحث قرار گرفته اند اغلب بر خاسته از بستر مغرب زمین اند و البته سرشار از نکاتی که می­توانند بالقوه بعنوان تجربه بشری برای دیگر نقاط جهان مورد بهره برداری قرار گیرند. اما پژوهشگران ایرانی باید از منظر تطبیق آن شرایط و آن ساختها باویژگیهای کشورهای غیر غربی به این نظریه ها بنگرند .
2-2-3 عملکرد سازمان :

عملکرد سازمانی یکی از مهمترین سازه های مورد بحث در پژوهش های مدیریتی است و بدون شک مهم ترین معیار سنجش موفقیت در سازمان ها به شمار می آید.ولی به طور کلی در خصوص اینکه متغیرها و شاخص­های عملکرد سازمانی کدامند, هنوز توافق نظر کاملی در بین صاحب نظران وجود ندارد.به طور کلی شاخص های عملکرد سازمانی به دو دسته ذهنی و عینی قابل تقسیم است.شاخص­های عینی عملکرد سازمانی , شاخص­هایی است که به صورت کاملا واقعی و بر اساس داده های عینی اندازه گیری  می شود.از جمله شاخص های عینی عملکرد سازمانی می­توان به شاخص­های سودآوری نظیر بازده دارایی, بازده حقوق  صاحبان سهام , بازده سرمایه گذاری , و سود هر سهم بازده سهام, اشاره کرد.شاخص­های ذهنی عملکرد سازمانی بیشتر شاخص­هایی را شامل می شود که بر مبنای قضاوت گروه­های ذینفع سازمان شکل می گیرد.از جمله این شاخص ها می توان به رضامندی مشتری, رضامندی کارکنان , موفقیت در ارائه خدمات و… اشاره کرد.(ابزری و همکاران,1388)

سازمان با عملکرد برتر سازمانی است که در یک دوره زمانی بلند مدت از طریق توانایی انطباق مناسب با تغییرات و واکنش سریع به این تغییرات، ایجاد ساختار مدیریت مسنجم و هدفمند، بهبود مستمر قابلیتهای کلیدی و رفتار مناسب با کارکنان به عنوان اصلی ترین دارایی  به نتایجی بهترازسازمانهای هم ترازدست می یابد (Waal,2005).

جیمز کالینز (2001) دریک پژوهش 5 ساله دیگر 28 شرکت از میان شرکت های برگزیده مجله فورچون شرکتهایی که در یک بازه زمانی 15 ساله سود مرکب سهام انان به سه برابر ارزش بازار رسیده بود را مورد مطالعه قرار داند. پژوهش آنها ویژگی های ذیل را در خصوص این شرکتها آشکار کرد و نتایج در کتابی تحت عنوان از خوب به عالی منتشر گردید. حاکمیت رهبری سطح پنجم ، رویکرد ابتدا فرد بعد هدف ، توان رویارویی با حقایق ناخوشایند و درعین حال یقین داشتن به موفقیت، حاکمیت مفهوم خارپشتی و سادگی در سه محور، فرهنگ مبتنی بر نظم گرایی، بهره گیری از شتاب دهنده­های فن آوری به عنوان مجموعه ویژگیهای شرکتهای رهسپار تعالی مطرح شد(کالینز 2001).

گری هارپست در یک مطالعه 5 راز شرکتهای با عملکرد برتر را تیم رهبری قوی، توانایی جذب و نگهداری کارکنان با کیفیت ، رویکرد مسنجم و منظم به کسب و کار ، توانایی استفاده استراتژیک از فنآوری ، استفاده مناسب از تامین کنندگان قابل اعتماد ذکر میکند Harpest,2006)).

ویلیام جویس وهمکاراندربررسی خود از 160 شرکت در صنعت های مختلف و مطالعه بیش از 200 تکنیک مدیریتی در طی 5 سال مجموعه عواملی که باعث رسیدن به نتایج برتر برای سهامداران می­شد را بررسی کردند و نتیجه تحقیق خود را فرمول 2+4 نامیدند. در این تحقیق دو دسته از عوامل شناسایی شد که به عوامل اولیه و ثانویه تقسیم می­شود. عوامل اولیه شامل استراتژی متمرکز،اجرا، فرهنگ عملکرد و سازمانهای تخت و سریع. عوامل ثانویه شامل هوشمندی، رهبری متعهد، نوآوری­های تحول آمیز در صنعت و رشد از طریق ادغام ها و مشارکت . برای رسیدن به موفقیت می بایست تمامی عوامل اولیه و حداقل دو تا از عوامل ثانویه وجود داشته باشند که اصطلاحا به آ ن فرمول 2+4 موفقیت کسب و کار اطلاق می­شود(Joyce,2003).

دالتون در بررسی خود در خصوص عناصر اصلی سازمان با عملکرد برتر5 جز اصلی یک سازمان با عملکرد برتر را مشارکت کارکنان ، تیم های کاری خودگردان ، فن آوری تولیدی منسجم، یادگیری سازمانی و مدیریت کیفیت فراگیر عنوان نموده است(Dalton,2000).

هاردستی در بیان ده ویژگی یک سازمان موثر شفاف بودن ماموریت سازمانی، قدرت چشم انداز رهبری ، تعهد ، باور و تعلق خاطر به چشم انداز مشترک در سرتاسر سازمان ، تیم رهبری متعادل و مسنجم، اهداف و

دانلود پایان نامه

 

مقاصد روشن و قابل اندازه گیری، مکانیزمهایی برای دریافت بازخورد از خارج سازمان ، اشتیاق به­یاد گیری مستمر، در جستجوی تعالی و برتری بودن، فرایندهای برنامه ریزی و تصمیم گیری کارآمد و پاس داشتن موفقیتهای دسته جمعی را در دستیابی به عملکرد برتر موثر می داند(Hardesty,2003).

جزییات بیشتر درباره این پایان نامه ها :

 

پایان نامه:بررسی تاثیر نوآوری سازمانی وقابلیت های تکنولوژیکی بر عملکرد شرکت ( مطالعه موردی شرکت های مواد غذایی استان گیلان)

 

 

 

 

گریگوری اسمیت درمقاله خود هفت راز ایجاد سازمانهای با عملکرد برتر را تعهد و مشارکت مدیریت ارشد ، تمرکز استراتژیک ، تیم های راهبری، شناسایی پروژه های کلیدی بهبود ، تیم گرایی، ایجاد منشور و اندازه­گیری (سنجش) ذکر میکند (Smith,2002). تفکر سازمان­های با عملکرد برتر یک تفکر استراتژیک بوده که از بصیرت عمیق نسبت به قواعد کسب و کار ناشی می شود . تفکر استراتژیک سبب می­شود که منابع سازمان بر روی فعالیتهای ارزش آفرین متمرکز شود و از پرداختن به همه امور اجتناب شود. تفکر استراتژیک بصیرتی است که از طریق تلفیق فعالیتهایی که در کنارهم برای مشتری ارزش و برای سازمان مزیت رقابتی خلق می­کند (غفاریان و کیانی 1384).

تفکر خارپشتی حاکم بر این سازمانها باعث می شود که سازمان بر روی یک زمینه که درآن می تواند بهترین باشد تمرکز نموده و از پراکنده کاری، متفرق و بی ثبات بودن پرهیز کند. این مفهوم از طریق سه محور فکری قابل دستیابی است: شناسایی زمینه ای که در آن می توان بهترین عملکرد را داشت، شناسایی عامل حرکت و موتور اقتصادی و شناسایی زمینه ای که به آن اعتقاد وافر وجود دارد. برای داشتن یک مفهوم خارپشتی کاملا رشد یافته به تمام این سه محور فکری نیاز است. سازمان به جای بهترین بودن در هر زمینه ای سعی دارد که در یک زمینه که توانایی خاصی دارد بهترین شود(کالینز، 2001،).

همانگونه که روبرت جانسون مدیرعامل جانسوناندجانسونمیگوید”هرگزکاری را که از آن اطلاع ندارید نپذیرید”یکی از مدیران ارشد سابق پروکتر اند گمبل میگوید “شرکت ما هرگز اصلیت خود را فراموش نکرده است. ما تنوع و گوناگونی را تا حدی که با کارمان تشابه داشته باشد قبول می کنیم. هرگز نمیخواهیم سازمانی متشکل از انواع شرکتهای به هم نامربوط باشیم”. تحقیقات نشان داده است که شرکتهایی که در زمینه حیطه کاری خود اقدام به تنوع بخشی و ادغام گرده اند بدونه هرگونه تردید در موقعیت عالی قرار داشتند . این شرکتها با پیروی از استراتژی خود تنها به گسترش ها و تنوع هایی توجه دارند که با صلاحیت و توانایی های اصلی شرکت در ارتباط است. این شرکتها علیرغم میل شدید به تنوع بخشیدن به فعالیتهای خود از پرداختن به کارهایی که مدیریت شرکت با آنها آشنایی ندارد خودداری می­کنند. شرکتهای با عملکرد بهتر استراتژی تنوع بخشیدن به کارهای خود را با توجه به مهارت و یا توانایی های اصلی خود انجام می دهند(عیسی خانی,1387) همچنین Grahom,Anderasion در سال (1989) دریافتند که عمکلرد تعیین کننده ناشی شده از اهداف رقابتی است. آنها از یک شبیه  سازی موسساتی استفاده می کنند تا یک هدف خودمجور را بر علیه یک هدف رقیب محور مقایسه کنند. هدف سهام بازار زمانی که بازار چرخش می کند، کاهش سود است Szymanski و Bharadwaj و varndarojon در سال 1993). یک مطالعه متاآنالیزی مربوط به سهام بازار و سود و منفعت را انجام داده اند. این مطالعات بخش بخش، ارتباطا مثبت را بین سهام بازار و سود را نشان می دهند. اکثر ناطران به این نتیجه رسیده اندکه رابطه علی می باشد در حالی که سایرین (مثل Aak er,Jacobson در سال 1985،  venkatraman,kohli,Prescottدر سال 1986) با این مخالف هستند. برای مثال موسسات با سودهایی که هدف آنهاست، ممکن است محصولات بهتری را تولید کنند و در نتیجه ، هم به سهام بازار دست یابند و هم به سود خودشان.

همچنین اهمیت موضوع درباره مطالعاتی است که اهداف مدیران را تعیین و مورد آزمایش قرار می دهد. مطالعاتی که برای مدت طولانی انجام می­گیرند، دارای رویکردی هستند که یک رابطه منفی را بین سهام بازار و سود پیدا می کنند. Graham,Anterasian در سال (1989)، داده ها و اطلاعات را در باره 24 موسسه و شرکت در صنعت در حال چرخش بودند را مورد مطالعه قرار داد، شرکت هایی که در طی  رشد دوره های مربوط به دوره سهام است، رشد خود را از دست داده اند. Tschoegel و Yu در سال (1990)در یافتند که یک سهام بازار در بدست آوردن سهام کمک نکرده اند و ایجاد  ثبات در فروش موسسه نمی­کنند wernefelt, Montgomery در سال (1991)، عملکرد شش brewers بزرگ آمریکایی یک محور بازار، معیارهایی را برقرار کرده و معتقد است که اندازه گیری یک تلاش سازمانی برای پاسخ موثر به مشتریان و  رقیبان است. بنابراین محور بازار اعتقاد بر این دارد که یک تاثیر مثبت بر روی عملکرد موسسه داشته باشد. گروهی از محققان مثل (koh li,Jawarski در سال 1993، Hanet در سال 1998و Ketchen, Hult در سال 2001، zhou در سال 2005). محققان ، عمدتا تمرکز برتاثیر تولید/ خدمات دارند که به عنوان سینرژی در خطوط مختلف تجارت تعریف شده است (گروهی از نویسندگان، 1985، kim) در سال 1997 این گونه بحث کرد که توانایی یک سازمان برای مدیریت چنین تخصیص یافتگی، بستگی به توانایی­ها و ظرفیت های عملکردی آنها و فعالیت های مربوط به آنها دارد. به طور رایج پذیرفته شده است که خط تاثیر عملکرد و دستورالعمل های مختلف داخلی در محدوده­ی یک سازمان و تعامل بین آنها برای مدیریت ضروری است (Norasiohan&kiu2002, Palich 2000). از بحث های بالا به وضوح روشن­است که قابلیت­های عملکردی (فعالیت ها و بازاریابی) وتاثیر بروی عملکرد موسسه در استراتژی به کار برده شده بسیار مهم است. تعدادی از پژهش ها پیشنهاد می کنند که مالکیت منابعی خاص تنها زمانی منجر به سود و عملکرد جایگاهی برتر می شود که شرکت ها اقدامات استراتژیکی مناسبی را برای تبدیل منابع به سرمایه را انجام می­دهند (ketche,Halt,slater,2007, Halt,ketchen,&slater,2005). علاوه بر این شاید توانایی یک شرکت در گسترش دادن منابعش از راه قابلیت های سازمانی نسبت به درجات منابع محض در عملکرد مهمتر باشد (Disarbo,DiBendetto,&song,2007; mcrgan,vorhies­&mason,2009; vorhies,morgan,&Autry,2009). یافته های این مطالعات تاثیر مثبتی از قابلیت های بازاریابی برعملکرد تجاری را نشان می­دهد و کم ویژه این قابلیت ها به اجرای موثر استراتژی را تایید می­کند. اثر قابلیت های بازاریابی بر عملکرد شرکت همراه با ویژگی های خود شرکت تغییر می کند (اورتگاو ویلوارد، 2008) دو تا و همکاران (1990) نشان دادند که در بین سه مولفه ی قابلیت های بازاریابی ، قابلیت های تحقیق و توسعه و قابلیت های عملیاتی را در بازارهای با تکنولوژی بالا منجر به نتایج مطلوب می شوند، قابلیت های بازاریابی بیشترین اثر را بر روی عملکرد شرکت دارد. ورهامیر و مورگان (2005) نیز بیان کردند که قابلیت برنامه ریزی بازار و قابلیت­های بازاریابی اثر مثبتی بر عملکرد کسب و کار دارند، سانگ در سال 2007 نقش استراتژی­های شرکت را مطالعه کرد و دریافت که قابلیت های بازاریابی بر عملکرد مالی شرکت هایی که می توانند وفاداری مشتریان شان را از طریق ارتباطات بازاریابی خاص حفظ کنند اثر مثبتی دارد.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:53:00 ق.ظ ]




 
نوآوری از پیوند دادن دانش جدید، تجسم یافته در یک ابتکار با عرضه موفقیت آمیز آن به بازار تعریف می­شود(بومول و همکاران، 2007).
وینکر و همکاران آن را ایجاد، توسعه و اجرای ایده­ها و رفتارهای جدید تعریف کرده­اند(وینکر و همکاران، 2008).
ترکیب منابع جدید از نگاه اسچامپتر به عنوان نوآوری تفسیر(تعبیر) شده است(فررا[1]، 2002).
نوآوری به جستجو و یافتن خلاقانه و راه حل­های نو و غیرمعمول برای حل مسائل و نیازها نیز اطلاق می­شود(آیاندا، ادفامی[2]، 2012)
در نوآوری کم­تر به مفهوم انجام کارها به صورت کارا توجه شده و اغلب انجام کارهای جدید و اثربخش مد نظر می­باشد(حاجی زاده، 1388)
نوآوری به عنوان بعضی رفتارهای شرکت از قبیل معرفی محصول جدید، فرایند تولید و سیستم­های سازمانی جدیداطلاق می­شود(ژانگ و همکاران، 2008).
نوآوری، فرایند تبدیل آن مفهوم به مقوله­ای است که از نظر تجاری مفید و سودمند است(مرتضایی، 1387).جزییات بیشتر درباره این پایان نامه ها :

پایان نامه بررسی رابطه آمیخته بازاریابی کارآفرینانه و کارآفرینی سازمانی در شرکت های کوچک و متوسط 

 

 

 

 
 

از نوآوری به عنوان بعد مشترک تمامی مدل­های کارآفرینی سازمانی یاد می­شود. این دو مفهوم(کارآفرینی سازمانی و نوآوری) به طور جدانشدنی با یکدیگر گره خورده­اند(وینکرو همکاران، 2008). در واقع کارآفرینان نیازمند به سازماندهی شرکت­شان به شیوه­ای می­باشند که تنوع داخلی کافی را در استراتژی­ها، ساختارها، کارکنان و فرایندها برای تسهیل انواع تکنولوژی فراهم سازد(کرنی و همکاران، 2008). لذا آن­ها با اهرم کردن نوآوری به دنبال ایجاد محصول، فرایند و استراتژی­هایی می­باشند تا نیاز مشتریان را بهتر پاسخ می­دهد(رضوانی، 1385).

از این روی وقتی افراد چه در کسب و کار مستقل خود و چه در سازمان به خلاقیت و نوآوری اقدام می­کنند، بسیار به اقدام کارآفرینانه نزدیک شده­است؛ چراکه شخص کارآفرین کسی است که یک ایده و فرصت را برای خلق و ارائه یک محصول یا یک خدمت به نحوی سودآور شناسایی می­کند و صرف نظر از موانع و مشکلات پیش روی، آن را به سرانجام می­رساند. این امر جز با ذکاوت، هوش، خلاقیت، نوآوری و نگاهی تیزبین، محقق نمی­شود. بدین ترتیب، نوآوری شکل ویژه­ای است که با پرورش آن و وارد کردن برخی ویژگی­ها به کارآفرینی تبدیل می­شود و با پیاده­سازی و اجرای موفقیت آمیز ایده­های خلاق برای ایجاد و ثبات کسب و کار مورد استفاده قرار می­گیرد(ناهید، 1388). در حقیقت، در محیط پویای امروزی هیچ شرکتی نمی­تواند تا ابد با یک رویکرد ثابت از عهده کارهایش برآید و چالش اصلی شرکت­ها، یعنی دستیابی به مزیت­ رقابتی، تنها از طریق نوآوری­های مستمر و متمایز حاصل می­شود(کریستین، 2004).

به عبارت دیگر، امروزه سازمان­ها برای موفقیت، به جای بهترین شیوه و ارائه بهترین محصول، به خلق شیوه­های نو، قواعد جدید و تولید محصولاتی کاملا متفاوت احتیاج دارند. یعنی اگرچه اثربخش بودن

پایان نامه

 

فعالیت­ها ضروری است، اما کافی نبوده و به تنهایی تضمینی برای برتری بر رقبا نیست(حاجی زاده، 1388). از این روی، سازمان­ها حدودا از اوایل دهه 1980، به منظور تسریع تغییرات(عبدالملکی و همکاران، 1387) و موفقیت بلندمدتشان در رقابت شدید جهانی(ژانگ و همکاران، 2008) توجه زیادی به خلاقیت، نوآوری(ژانگ و همکاران، 2008؛ عبدالملکی و همکاران، 1387)، انعطاف پذیری، واکنش پذیری و همکاری نشان دادند(ژانگ و همکاران، 2008)؛ زیرا دیگر در این دوره شرکت هایی که به نوآوری توجه نمی کنند، سرنوشتی جز نابودی نخواهند داشت.

این مساله تا آن­جا مورد اهمیت قرار گرفته که حتی امروزه بعضی از شرکت ها که در زمینه ایجاد نوآوری موفق نیستند اما از نظر مالی موفقیت داشته­اند، اغلب تلاش می­کنند تا شرکت های نوآورانه­ی دیگر را صاحب شوند و بدین طریق از رشد خود اطمینان حاصل کنند(مقیمی، 1387).

اما تجربه دنیای امروز نشان داد که نوآوری­های مهم و پیشرفت­های تکنولوژیکی در سازمان­ها و شرکت­های بزرگ اتفاق نخواهد افتاد(بافنده زنده و همکاران، 1389) به عبارت دیگر، نوآوری در شرکت­های کوچک و کارآفرین محور، جسورانه­تر از نوآوری­های شرکت­های بزرگ است(بومول و همکاران، 2007) به طوری که نرخ نوآوری در شرکت­های کوچک بر اساس هر کارمند 50% بیشتر از شرکت­های بزرگ عنوان شده است(بارت، 1996).  اما این که چرا این نوآوری­های بزرگ توسط این شرکت­ها انجام می­شود را می­توان یا در پاداش­های روحی- روانی که این کار نصیب کارآفرین می­کند، یافت(بومول و همکاران، 2007) و یا در میزان مشارکت کارکنان این شرکت­ها دانست. زیرا نوآوری در شرکت­های بزرگ تنها به عهده یک گروه(تحقیق و توسعه) اتفاق می­افتد، درحالی­که در سازمان­های کارآفرین محور، به عهده همه کارکنان است(حاجی زاده، 1388؛ وینکرو همکاران، 2008). بنابراین شرکت­های کوچک و متوسط به عنوان سردمداران نوآوری به حساب می­آیند.

به طور کلی مقوله نوآوری در تکنولوژی، فرایند محصول، سیستم­های اداری و کارکنان خلاصه می­شود(الوانی، 1384؛ زهرا و همکاران، 2009؛ حاجی زاده، 1388).

اما تاکید نوآوری در ابتدا، هم از نقطه نظر اقتصادی و هم کارآفرینی سازمانی در شرکت­های کوچک و متوسط، به علت داشتن بازارهای کوچک و همچنین اهمیت سرعت تغییرات بر روی NPD(توسعه محصول جدید) متمرکز بوده است(بارت، 1996، لی، لیو، ژاو[3]، 2006). لذا محققان تکنولوژی را جوهره اصلی بعد نوآوری عنوان می­کنند؛ زیرا از طریق توسعه یا خرید تکنولوژی­های جدید است که می توان محصول یا خدمات جدید را توسعه پیدا داد(وینکر و همکاران، 2008).

این در حالی است که امروزه نوآوری­ها بر روی بازار تمرکز دارد(بارت، 1996) و نوآوری در فرایندها و سیستم­های اداری به نوآوری­های محصول ترجیح داده می­شوند(دس و همکاران، 2003).

محققان نوآوری ها را از لحاظ منشا به دو دسته تقسیم بندی می کنند؛

نوآوری پیوسته؛ که از استانداردهای موجود در بازار پیروی می­کند و می­تواند یکی از چالش­های مهم بازار کنونی که ایجاد ارتباط بین فناوری­های جدید و بازار موجود است را پوشش دهد. این نوع نوآوری، نگرشی تصاعدی است که در قالب زیربناهای موجود ارائه می­شود. این نوآوری­ها از طریق اطلاعات موجود در بازار نشات گرفته و با استانداردهای بازار مغایرتی ندارند. در واقع نوآوری پیوسته، بهبود مستمر در محصولات موجود در بازار با نگرشی هم­گرا است و می­تواند نیازهایی آشکار مشتریان را در آینده با استفاده از ساختار صنعتی و رقابتی موجود تامین کند(مرتضایی، 1387).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:53:00 ق.ظ ]