دنیای تکنولوژی - مجله‌ اینترنتی آموزشی علمی


دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      


 بهینه‌سازی سئو محتوا
 درآمد از تدریس آنلاین مهارت‌های فنی
 روش‌های پنهان درآمد از مشاوره آنلاین
 نجات رابطه عاشقانه از تردیدها
 علل ترس از تعهد در روابط
 دلایل یکطرفه بودن تلاش در عشق
 حقایق تغذیه طوطی برزیلی
 رازهای روابط موفق سنتی و مدرن
 علل و درمان استفراغ در سگ‌ها
 درآمد از فروش فایل‌های آموزشی آنلاین
 درک متقابل در رابطه عاطفی
 راهکارهای ازدواج موفق
 افزایش بک‌لینک سایت
 پاسخ به سوالات رایج درباره گربه‌ها
 راهنمای بارداری سگ‌ها
 ساخت محتوای سئو شده آسمان‌خراش
 بهینه‌سازی محتوا برای جذب مخاطب
 ریشهیابی فرار از تعهد
 تکنیک‌های رشد سایت مقالات تخصصی
 فروش محصولات دیجیتال با روش‌های برتر
 حقایق مهم درباره سگ‌های آلابای
 ترفندهای حرفه‌ای ChatGPT
 آموزش کاربردی Copilot
 نشانه‌های عاشق شدن
 بهینه‌سازی هدر و فوتر فروشگاه آنلاین
 حفظ استقلال در رابطه بدون آسیب زدن
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید



جستجو


 



توبه حکمی‌، توبه ای است که بر فرض  صحت تحقق آن‌، عدالت و شهادت افراد‌، مورد قبول قرار می‌گیرد که با توجه به نوع معصیت‌،لازم است در باره آن مفصلتر بحث شود‌:
۱ – جرم ارتکاب افعال باشد

هر گاه جرم عبارت از ارتکاب افعال باشد‌، مانند فعل زنا‌، لواط‌، سرقت‌، شرب مسکر و…‌، توبه در این موارد عبارت از پشیمانی از گذشته  و انجام اعمال صالح است ؛ چنان که  در قرآن  کریم‌، در آیات بیشماری بر این موارد  تصریح شده است‌: در آیه ۷۰ سوره فرقان  در این باره آمده است‌: « مگر کسانی که توبه کردند و ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند‌، پس خداوند اعمال  زشت آنها را به نیکیها تبدیل می‌کند‌. »

اگر فرد مرتکب‌، صالح شود ‌، در این صورت‌، توبه اش صحیح است  و مدت زمانی که لازم است فرد در آن زمان‌، مرتکب اعمال گذشته نگردد، یکسال است ؛ البته بعضی از فقها  مدت آن را شش ماه دانسته اند‌.[۱]

که بعد از سپری شدن  این مدت‌، عدالت تائب ثابت شده و شهادتش پذیرفته می‌شود‌.

۲ – جرم گفتار باشد

از جمله جرایم مهم  در این مورد‌، ارتداد وقذف است‌.

گفتار چهارم:احکام توبه

در این گفتار ابتدا به بیان اینکه آیا توبه از واجبات است یا خیر پرداخته؟ ونظر امام خمینی (ره) را در این مورد نقل‌،وبعد این سؤال مطرح می‌شود که آیا توبه باید فورآ انجام شود یا نه؟ونظر شیخ بهایی (ره) رادر این مورد بیان نموده‌،سپس بحثی پیرامون عمومیت توبه داشته ودر آخرهم مراتب توبه را مطرح می‌نمائیم‌.

بند اول ) وجوب

دل انسان در ابتدا مانند صفحه ای سفید وشفاف وعاری از هر نوع آلودگی است‌.رفته رفته با ارتکاب  معاصی دردل کدورت ایجاد‌،و هر چه معاصی بیشتر گردد کدورت وسیاهی نیز افزون شده تا جایی که ظلمت تمامی‌آن را فرا می‌گیرد‌.

از آن جایی که روح و جسم انسان  امانتی است که از طرف خداوند برای مدت زمانی محدود در این دنیا نزد ما ودیعه گذارده شده وحفظ و ادای امانت نیز از واجبات است لذا  خیانت در آن  حرام  وسزاور  کیفر شمرده  شده‌،از طرفی چون خداوند رحمتش بر غضبش سبقت گرفته‌، لزومآ راه وروشی را برای زدودن  این سیاهی وتبدیل آن به سفیدی  به انسان می‌آموزد که هر آینه آدمی‌با تمسک به این روش بتواند خود را از عقوبت این خیانت که در امانت انجام داده برهاند‌. در فرهنگ اسلامی‌این روش خاص «توبه » نام دارد‌.

با این وجود همانگونه که نماز وروزه از واجبات شمرده شده وترک آن موجب عقوبت الهی است  توبه نیزاز واجبات است وترک آن میتواند عذاب الهی را به د نبال داشته  باشد‌.

از این رو می‌بینیم که خداوند در قرآن در آیات متعددی مؤمنان را برای رسیدن به رستگاری به توبه و بازگشت از گناه فرا می‌خواند‌.در این خصوص در سوره تحریم آیه۸ می‌فرماید‌:«یا ایها الذ ین امنو توبوا الی الله توبهَ نصوحآ عسی ربکم ان یکفر سیئا تکم‌….یعنی ای کسانی که ایمان آورده اید به درگاه خدا توبه نصوح (با خلوص ودوام)کنید باشد که خداوند گناهانتان را محو گرداند‌.»

از این فراخوان  قرآن می‌توان استفاده کرد که گناه وخطا مانع رستگاری انسان شده وباید با توبه این مانع را از سر راه برداشت وچون تمامی‌انسانها (به استثناء معصومین «ع») دارای لغزش وخطا می‌باشند عنداللزوم ضرورت وجوب توبه برای از بین بردن گناهان کاملاً روشن می‌گردد‌.

ضرورت وجوب توبه در فرمایشات معصومین علیها السلام نیز دیده می‌شود در این راستا پیامبر (ص) می‌فرمایند‌:

«التائب من الذ نب کمن لا ذَنب لَه یعنی توبه کننده از گناه مانند کسی است که گناه نکرده باشد‌.»[۲]

فقهای عظام نیز بر این مسئله تآکید ورزیده وآن رااز واجبات مسلم وقطعی می‌دانند‌.

شهید دستغیب (ره)در کتاب توبه در این باره بیا ن می‌دارد‌:

«توبه از گناهان چه کبیره وچه صغیره به اتفاق جمیع علما به حکم عقل واجب است چنانچه محقق طبرسی در تجرید الکلام وعلامه حلی در شرح آن فرموده اند که توبه دفع ضرر می‌شود ودفع ضرر هم عقلآ واجب است‌.»[۳]

امام خمینی (ره)در کتاب تحریر الوسیله در شرایط وجوب امر به معروف ونهی از منکر در این رابطه بیان می‌دارد‌:

«توبه کردن از گناه از واجبات است‌،پس اگر مرتکب حرامی‌شود یا واجبی را ترک  نماید‌،واجب است فورآ توبه نماید ودر صورتی که توبه کردنش معلوم نباشد واجب است او را امر به توبه نمایند و همچنین است  اگردر توبه اش شک باشد یا معلوم باشد که اصرار ندارد‌.نسبت به همان معصیت‌. انکار (امر یا نهی ) واجب نیست  لیکن نسبت به ترک توبه‌،واجب است‌.»[۴]

همانگونه که ملاحظه شد وجوب توبه امری ضروری و اجتناب ناپذیر است وعلاوه بر قرآن وسنت‌، اتفاق

 

نظر علما وفقها حاکی از وجوب توبه برای فرد گنهکار می‌باشد تا بدین وسیله سلامت روحی  وحیات اخروی خود را حفظ نماید‌.

بند دوم ) فوریت

بدون تردید از نظر عقل وشرع بر هر انسانی واجب است که جسم خود را از امراضی  که سلامت آن را تهدید  می‌کند حفظ نماید‌.

بنابراین دوری از مرض گناهان وخطاهای مهلک که حیات ابدی واخروی انسان راتهدید می‌کند به طریق اولی نه تنها واجب بلکه می‌بایست بدون فوت وقت ودر سریعترین زمان انجام شود‌.

به دیگر سخن می‌توان گفت که رفع ضرر گناهان واجب فوری است وقبل از این که زهر گناهان روح انسان راتباه سازد باید فورآ قیام به توبه نماید‌. سرور آزادگان امام حسین (ع)در این باره می‌فرماید‌:

«پیش از مرگ شتاب کن تا از گناهان بزرگی  که در آنی توبه کنی‌.»[۵]

همانگونه که ائمه علیهما السلام بر این امر تآکید ورزیده اند فقها ی عظام نیز به تبعیت از معصوم (ع) لزوم فوریت توبه را امری واجب شمرده اند‌.

در این مورد شیخ بهایی درشرح اربعین فرموه است‌:

«شکی در وجوب فوری توبه نیست‌.زیرا گناهان مانند  سم های ضرر رساننده به بدن است و چنانچه  برخورنده سم واجب است در معالجه  شتاب کند تا بدنش هلاک نشود واز بین نرود همچنین بر گنهکار  واجب است ترک گناه وسرعت در توبه ی آن‌،تا دینش  ضایع نگرد د وگنهکاری که در توبه  مسامحه کند وبه وقت دیگر اندازد  بین  دوخطر بزرگ  خود را قرار داده است که اگر از آن سالم بماند به دیگری مبتلا خواهد شد‌.

اول رسیدن مرگ ناگهانی بطوری که از خواب غفلت بیدار نشود…..

دوم آنکه به واسطه  پاک نکردن آلودگی خود به گناه به وسیله توبه  تاریکی و تیرگی  گناهان  بر دل زیاده شود  تابه حد رین(یعنی چرک)و طبع (مهر شده وبسته می‌گردد به طوری که هیچ حقی را نمی‌فهمد ونمی‌پذیرد) می‌رسد‌.»[۶]

بند سوم ) عمومیت

بیماری گناه وعوارض آن‌،همگانی است لیکن  درجات  آن متفاوت  می‌باشد‌،واگر آدمی‌ بخواهد در زندگی بر این بیماری فائق آید‌،می‌بایست با توبه وطلب آمرزش از خداوند خودرا به ساحل عافیت برساند‌.از اینروست که می‌بینیم وجوب توبه برای همه اشخاص در تمام  حالات عمومیت پیدا کرده  به طوری که می‌توان گفت این حکم از احدی بر داشته نشده است‌.

دایره عمومیت توبه آن قدر وسیع است که بجز خداوند‌،همه  بندگان را فرا می‌گیرد‌.حتی معصومین (ع) نیز که مرتکب گناه نمی‌شوند خود را مستغنی از توبه ندانسته اند‌.

در این راستا پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید‌:

«دلم زنگار میزند مگر آنکه در شبانه روز هفتاد بار طلب آمرزش کنم»[۷]

ونیز مولی الموحدین حضرت علی (ع)در فرازی از دعای کمیل بیان می‌دارد‌:

«اللهم فاقبل عذری وارحم شدهَ ضُری وفُکنی من شَدِ وثاقی- یعنی ای خدا عذرم رابپذیر وبراین حال پریشانم ترحم فرما واز بند سخت گناهانم رهایی بخش‌.»

وآنجا که حضرت زین العابدین(ع) در مناجات نخستین خمسه عشر (مناجات توبه کنندگان) عرضه می‌دارد‌:« الهی الندم علی الذنب توبهَ فانی وعزتک من النادمین‌. یعنی خدایا اگر پشیمانی از گناه توبه است قسم به عزتت که من از پشیمانانم‌.»[۸]

از این روست که ملاحظه می‌شود قرآن مجید در یک خطاب عمومی‌می‌فرماید‌:«وتوبواالی الله جمیعاً‌.»[۹] در توضیح این آیه در کتاب الاخلاق می‌خوانیم‌:«هیچ کس از گناه  جوارح پاک نیست و اگر گاهی  از معصیت جوارح پاک شود به ذنوب قلبی مبتلا خواهد شد‌،واگر از آنها پاک شود از وسوسه شیطان که خیالات متفرقه رابه او تلقین می‌کند تااز یاد خدا  غافلش کند خالی نیست واگر از آنها خالی شود دچار  غفلت و قصور در شناخت خدا وصفات  وآثار او به حسب طاقت خویش می‌باشد‌.

اینها تمامی‌نقص بوده واسبابی  دارند‌،وترک این اسباب  فقط با اشتغال به اضداد آنها ممکن است‌،یعنی رجوع از یک  راه به ضد آن  ومنظور از توبه هم رجوع است وهیچ انسانی  را نمی‌توان تصور کرد  که از نقض  خالی باشد‌،آنچه هست در مقدار آن تفاوت دارند ولی در اصل نقص مشترک هستند‌.

نکته لازم تذکر این است که گناهان انبیاء واوصیاء مثل ما نیست‌،گناهان ما ترک  واجبات  وارتکاب  محرمات است  ولی گناهان آنها غفلت های آنی از یاد دائمی‌خدا واشتغال به مباحات است ‌.

جزییات بیشتر درباره این پایان نامه :

 

پایان نامه:تعیین نقش توبه در سقوط مجازات از منظر فقه و حقوق با تاکید بر قانون مجازات جدید 

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1399-01-31] [ 05:45:00 ق.ظ ]




گفتار اول‌: توبه در کتاب
بند اول ) اهمیت توبه

در قرآن توبه از اهمیت زیادی برخوردار می‌باشد و در آیات متعددی از آن سخن به میان آمده است‌. به طوری که «واژه توبه و مشتقات آن نود و دوبار و کلمه استغفار و مشتقات آن چهل و پنج مرتبه ذکر شده است و در آیات متعدد دیگری نیز بدون ذکر این واژه ها به این مسئله اشاره شده است‌.»[۱]

این اهمیت زمانی به اوج خود می‌رسد که سوره ای از قرآن نیز به این نام مزین می‌گردد‌.

در خصوص علت نامگذاری این سوره بنام توبه چنین بیان شده است که‌:

«اولاً‌: کلمه توبه در این سوره با اشتقاقات مختلف هفده بار بکار رفته است و شانزده آیه توبه وجود دارد‌.

ثانیاً‌: دو جریان مهم پذیرفته شدن توبه یاران رسول خدا (ص) بیان شده است که در سال نهم هجری در حضور پیامبر (ص) در جنگ تبوک شرکت کرده بودند ولی در بحبوحۀ جنگ‌،تزلزل و قصد انصراف جنگ در دل بعضی از آنها خطور کرد سپس از این قصد و عمل منصرف شده و توبه کردند خداوند هم توبه آنها را پذیرفت و این مژده را با آیه لقد تاب الله النبی و المها جرین  الانصار‌…..به آنها ابلاغ فرمود.

دومی‌در آیه ۱۱۸ جریان پذریرفته شدن توبه سه نفر از مسلمانان که به بهانه واهی و شرکت در جنگ تبوک تخلف ورزیده و اینعمل باعث شد که همه افراد مدینه حتی همسر و فرزندانشان با آنها قطع رابطه کرده و آنها را در محاصره سیاسی و اجتماعی قرار دادند بطوری که زندگی برایشان تنگ گردید بدین جهت روی به درگاه خدا آورده و با توسل به رسول خدا (ص) توبه نموده و پس از گذشت پنجاه روز پذیرش توبه آنها با آیه ۱۱۸ و علی الثلاثه الذین خلفوا‌….به آنها بشارت داده شد‌.»[۲]

علاوه بر این دو مورد‌،موارد دیگری درباره آمرزش گناهان مومنان و پذیرفته شدن توبه آنان در این سوره آمده است بعلت رعایت اختصار از ذکر بقیه موارد خودداری می‌شود‌.

در اهمیت توبه همین بس که آغاز زندگی اولین پیامبر الهی حضرت آدم (ع) در روی زمین با توبه شروع [۳] و آخرین سوره ای هم که پیامبر اکرم (ص) نازل می‌شود آن حضرت را دعوت به استغفار و توبه می کند‌.[۴]

حال با توجه به مطالب گفته شده ابعاد توبه در قرآن را بررسی و ذکر می‌نمائیم‌.

بند دوم ) ابعاد مختلف توبه

خداوند در قرآن توبه را باب رحمت قرار داده و پیوسته از فضل خویش این باب را بروی بندگان مفتوح نگه داشته است‌. تا بدینوسیله افراد بشر در اثر ارتکاب گناه دچار یأس ونومیدی نشده و همیشه این باب را در برابر خود مشاهده و به نجات و خلاص شدن از معاصی امیدوار گردند‌.

با نگرش و تدقیق در آیات قرآن ابعادی از قبیل‌:

توبه آدم (ع) (بقره ۳۶) توبه افراد بی ایمان هنگام مشاهده مرگ (آل عمران ۸۹)‌. توبه کسی که مرتکب قتل خطئی شده است (نساء ۹۱) توسل در توبه (نساء ۶۱) توبه محارب و سارق (مائده آیات ۳۳-۳۸) توبه حضرت موسی (ع) بعلت درخواست دیدن خداوند با چشم (اعراف ۱۴۳)‌،توبه به عمل بد (مائده ۱۵۲) توبه نسبت به عملی که از روی نادانی صورت گرفته (انعام ۵۴)‌، توبه مشرک (توبه۲) توبه خداو بازگشت بسوی بنده (توبه ۱۴)‌،توبه فرار از جنگ حنین (توبه ۲۷) توبه تخلف از جنگ تبوک (توبه ۱۱۸)‌. دعوت زلیخای

مقاله - متن کامل - پایان نامه

 

مصری به توبه توسط همسرش عزیز مصر (یوسف ۲۸)‌، توبه منافق (احزاب ۲۴) ‌. توبه و ناامیدنشدن از رحمت حق (زمر آیات ۱۶-۵۳-۵۴) توبه پذیری خداوند (مومن ۳) بخشش گناهان توبه کننده (مومن ۸). توبه هنگام مشاهده مرگ و عدم پذیرش آن (مومن آیات ۸۵-۸۴) توبه پذیری خداوند (شوری ۲۵)‌، توبه از غیبت (حجرات ۱۰-۱۱)توبه افشاء سر (تحریم ۱۴)‌، توبه نصوح (تحریم ۸) توبه زناکار (نور ۳۰)‌. توبه سبب اصلاح امور دنیا (نوح ۱۰-  ۱۲ )‌،توبه بعنوان تبدیل کننده گناه به حسنه (فرقان ۷۰) و….. که سبب طرح مسئله توبه گردیده اند به وضوح روشن می‌شود‌.

علیرغم ابعاد متنوع و مختلف مذکور‌،نقطه قابل توجه بین همه آنها بحث پذیرش توبه است که از اهمیت و جایگاه خاصی برخوردار می‌باشد‌. زیرا تمام ارزش و جایگاه والایی که برای توبه ذکر شده در گرو قبولی آن می‌باشد‌.و چنانچه توبه ای مورد قبول واقع نشود هیچ ارزشی برای آن منظور نمی‌شود و در واقع می‌توان گفت توبه ای صورت نگرفته است لذا بحث پذیرش توبه را از نظر قرآن مطرح و آن را مورد بررسی قرار می‌دهیم‌.

بند سوم ) پذیرش توبه

در رابطه با پذیرش توبه عمده سوالاتی که مطرح شود این است که‌: ۱- اصولاً آیا توبه پذیرفته می‌شود یا خیر؟ و ۲- در صورت پذیرفته شدن‌،فرصت آن تا چه موقع می‌باشد ۳- آیا توبه ی هست که پذیرفته نشود ؟

در این زمینه آیات قرآن و روایات وارده از سوی معصومین علیهما السلام روشنگر و مبین هر سه سؤال می‌باشند که به بررسی و شرح آنها می‌پردازیم‌.

در پاسخ به سؤال اول (قبول توبه ) خداوند متعال در قرآن می‌فرماید‌: «الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبه عن عباده »[۵] یعنی آیا نمی‌دانند این خداوند است کهتوبه بندگان را می‌پذیرد ؟ از این آیه می‌توان استفاده کرد که اولاً مقام پذیرش توبه صرفاً مختص ذات باریتعالی است و توبه پذیر تنها خداوند می‌باشد‌.در ثانی همان طور که خداوند امر به توبه فرموده و همه بندگان را دعوت به این مهم نموده‌،خود نیز از روی لطف وکرم پذیرش و قبول آن را ضمانت کرده است و در واقع هر توبه صحیحی را می‌پذیرد‌.

نزدیک همین معنی‌،خداوند در آیه دیگری می‌فرماید‌:

«و هو الذی یقبل التوبه عن عباده و یعفوا عن سیئات »[۶] یعنی اوست خدایی که توبه بندگان را می‌پذیرد و گناهان را می‌بخشد‌.

علاوه بر پذیرش توبه ازاین آیهاستفاده می‌شود که به محض قبول توبه از سوی خداوند گناهان فرد نیز بخشیده می‌شود‌.

قریب به همین مضمون در آیه شریفه دیگر آمده است‌:

«الا من تاب و آمن و عمل صالحاً فاولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات»[۷] یعنی مگر آن کسانی که از گناه توبه کنند و با ایمان به خدا عمل صالح بجا آورند پس خداوند گناهان آنها را تبدیل به ثواب گرداند‌.

از این آیه می‌توان چنین استنباط کرد که توبه نه تنها موجب محو گناهان می‌شود بلکه چهرۀ عمل را نیز تغییر داده و سیئات و گناهان را تبدیل به حسنات و نیکی می‌کند‌.

یه دیگر سخن می‌توان بیان داشت که در این مرحله خداوند لطف و منتش را نسبت به فرد تائب تمام و کمال می‌گرداند‌.

در واقع چنین توبه کننده ای است که خداوند دست لطف و مرحمت خود را برسرش کشیده و گناهانش را می‌آمرزد و اورا مقدم بر پاکیزگان می‌داند‌.

در کتاب اخلاق و خود سازی در ذیل آیه مبارکه «ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین»[۸]می‌خوانیم‌:

«خداوند در این آیه توابین را بر متطهذین مقدم آورده است‌. پروردگار عالم گنهکاری را که خدا را بخواند به اندازه ای دوست دارد که از جانب خداوند خطاب می‌شود‌: یا رسول الله بعد از آنکه سلام مرا له به او رساندی بگو بر خود واجب کرده ام که تو را بپذیرم‌،اگر توبه کنی علاوه بر اینکه می‌پذیرم دست عنایت و رحیمتم هم بر سر توست و با نوازش و تلطف تو را می‌پذیرم‌.»[۹]

توبه واقعی بقدری نزد خداوند محبوب و با ارزش است که خداوند بندگان گنهکار و عاصی را مژده و بشارت به عفو و بخشش گناهان اعم از صغیره و کبیره نموده و آنان را از یأس و نومیدی نهی می کند‌.

در این رابطه در قرآن می‌خوانیم‌: «قل یا عبادی الذین اسرفوا عَلی انفسهم لا تفنظو من رحمه الله ان الله یغفر الذنوب جمیعاً انه هُو الغفور الرحیم »[۱۰]

یعنی (ای رسول رحمت) بدان بنده گانم که (بعصیان ) اسراف بر نفس خود کردند بگو از رحمت خدا ناامید می‌باشید البته خداوند همه گناهان را (چون توبه کنید ) خواهد بخشید که او را خدایی بسیار آمرزنده و مهربان است‌.

جزییات بیشتر درباره این پایان نامه :

 

پایان نامه:تعیین نقش توبه در سقوط مجازات از منظر فقه و حقوق با تاکید بر قانون مجازات جدید 
 
در تفسیر منهاج الصادقین در ذیل این آیه چنین آمده است‌: «در این آیه شریفه چند لطیفه وجود دارد یکی اینکه فرمود «یا عبادی » که متضمن لطف خطاب است ونفرمود «یا ایها العُصاه» یعنی ای گناهکاران‌،دیگر اینکه فرمود «اسرفوا » که باز مشتمل بر رفق در خطاب است و نفرمود «اصطئوا» که این خود ارزش بسیار بالایی دارد که مثل پدری انسانی را خطاب می‌کند تا اینکه بهعمق گناه پی ببرد و توبه را مورد توجه قرار دهد‌.

سوم اینکه فرمود‌: «لا تقنطوا» که صریحاً دلالت بر نهی از نومیدی و حرام بودن یأس از آمرزش خداوند دارد‌،چهارم اینکه موکد فرمود آن را به جمله «ان الله یغفر الذنوب» که عمومیت دارد آمرزش خود را به تمامی‌گناهان‌،پنجم اینکه فرمود «جمیعاً»و آن را مخصوص به بعضی نکرد و ششم آنکه مجدداً تأکید بر «انه هو الغفور الرحیم » نمود‌.»[۱۱]

در پاسخ به سؤال دوم و سوم یعنی زمان پذیرش توبه و توبه ای که پذیرفته نمی‌شود باید گفت انسان تا در دنیا زندگی می‌کند و مرگ به وی روی نیاورده  مهلت برای توبه کردن دارد و تنها هنگامی‌که در چنگال مرگ گرفتار شد و هیچ امیدی به نجات نداشت و در واقع مرگ را مشاهده کرد‌،توبه مورد قبول نمی‌شود‌. در قرآن در آیات متعددی به این نکته صراحتاً اشاره شده که ذیلاً به بررسی و شرح تعدادی از آنها می‌پردازیم‌.

آیه شریفه قرآن در این زمینه می‌فرماید‌: «و لیست التوبه للّذین یعلمون السیئات حتی اذا حضراحداهم الموت قال انی تُبت الان و لا الذین یموتون و هم کفار‌.»[۱۲] یعنی کسی که به اعمال زشت تمام عمر اشتغال ورزد تا آنگاه که مشاهده مرگ کند در آن ساعات پشیمان شود و گوید اکنون توبه کردم‌،توبه چنین کسی پذیرفته نخواهد شد چنانکه هر کس به حال کفر بمیرد نیزتوبه اش قبول نشود‌.

از این آیه استفاده می‌شود که توبه صرفاً پشیمانی نیست و کسی که مرگ را به چشم خود می‌بیند و سپس توبه می کند توبه حقیقی نکرده بلکه فقط یک عمل ظاهری و تشریفاتی انجام داده است و علت عدم قبول توبه در ساعت معاینه را قرآن این چنین بیان می‌دارد‌:«فلمّا راَؤا بأسنا قالو امنا بالله وحده و کفرنا بما کنا مشرکین» یعنی همین که انتقام ما را دیدند در آن حال (از کفر و شرک پشیمان شده و می‌خواهند توبه کنند )گفتند ما بخدا ایمان آوردیم‌. و در آیه بعد قرآن اضافه می کند اما ایمانشان پس از دیدن مرگ و مشاهده عذاب ما به آنها سودی نبخشید‌.»[۱۳]

یا در سوره یونس آیات ۹۱-۹۰ خداوند درباره فرعون که هنگام مشاهده مرگ اظهار توبه نمود می‌فرماید‌:

«تا چون هنگام غرق او فرا رسید (آن زمان از کردار زشت خویش پشیمان شده ) گفت‌: اینک من ایمان آوردم و شهادت می‌دهم که حقاً جز آن کسی که بنی اسرائیل به ایمان آورده خدایی نیست و من هم تسلیم فرمان او هستم‌.

به اودر آن حال غرق خطاب شد که اکنون باید ایمان بیاوری در صورتی که پیش از این عمری به کفر و نافرمانی زیستی و از مردم بدکار بودی‌.»[۱۴]

البته این آیات با روایاتی که می‌گوید توبه تا آخرین نفس پذیرفته می‌شود منافاتی ندارد‌. زیرا منظور از آن روایات لحظاتی است که هنوز نشانه های قطعی مرگ را مشاهده نکرده و به اصطلاح دید برزخی پیدا نکرده اند

دسته دیگری که خداوند توبه آنان را نمی‌پذیرد کسانی هستند که بعد از ایمان کافر می‌شوند‌. در سوره آل عمران درباره این افراد سخن به میان آمده آنجا که می‌فرماید‌:

«همانا آنانکه بعد از ایمان کافر شدند و بر کفر خویش افزودند هرگز توبه آنها پذیرفته نخواهد شد و به حقیقت گمراهان هم آنان خواهند بود »[۱۵]

با توجه به مطالب فوق بنظر می‌رسد علت عدم پذیرش و قبول توبه افراد فوق الذکر این است که توبه آنها از روی آگاهی و اختیار صورت نگرفته و حقیقتاً پشیمان نشده اند بلکه در حالت اضطرار مجبور به اظهار توبه گردیده و توبه آنها انقلاب درونی و تحول واقعی نبوده و لق لقه زبانی بیش نیست و لذا چنانچه به آنها فرصت داده شود مجدداً به همان حالت و گناه اولیه رجعت می‌نمایند‌.در نهایت می‌توان چنین نتیجه گرفت‌: همان گونه که اعتراف واقرار متهم در حالت اظطرار از نظر شرع مسموع نبوده و مردود است لذا توبه چنین افرادی هم که در حالت اظطرار صورت گرفته ظاهری بوده و فاقد اعتبار می‌باشد و جان کلام اینکه مورد پذیرش و قبول قرار نخواهد گرفت‌.

[۱]‌. حسینی‌، سید علی‌،مجله معرفت فتوبه و جایگاه بلند آن در عرفان شماره ۶‌،۱۳۷۸،ص ۲۳‌.

[۲]‌. هاشم زاده هریسی‌،هاشم‌، شناخت سوره های قرآن‌، ناشر انتشارات کتابخانه صدر‌،۱۳۷۳،ص ۱۷۹‌.

[۳]‌. سوره بقره آیه ۳۷

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:44:00 ق.ظ ]




در تفسیر این آیه قصه ها و سرگذشتها به آینه ای تعبیر شده که انسانهای صاحب اندیشه می‌توانند عوامل پیروزی و شکست‌،خوشبختی و بدبختی سربلندی و ذلت و تجربیات اقوام پیشین را در آن ببینند آینه ای که مشاهده آن‌،عمر کوتاه مدت هر انسانی را به اندازه عمر تمام بشریت طولانی می‌کند‌.[۱]
بشر مردی عیاش و دائم الخمر بود‌،شب را به آواز و ترانه و رقص به زور می‌آورد روزی اما کاظم (ع) از آنجا عبور می‌کرد که صدای آواز و رقص بگوش حضرت رسید در آن هنگام کنیزی از خانه بیرون شد حضرت به او فرمود‌: بگو ببینم صاحب این خانه مردی آزاد است یا بنده کنیز گفت‌: آزاد است‌. حضرت فرمود‌: باید هم چنین باشد اگر بنده بود از مولایش ترس داشت و هر گز گرد چنین کارهای زشتی نمی‌گشت امام (ع) بعد از این جملات راه خود را پیش گرفت و کنیز هم بخانه برگشت بشر بر سر سفره شراب نشسته بود‌،از کنیز علت دیر آمدن را سؤال کرد کنیز جریان ملاقات خود با امام (ع) را نقل کرد‌.بشر به مجرد شنیدن آن جملات پای برهنه به بیرون دوید تا به امام (ع) رسید و با گریه و زاری و اظهار ندامت به وسیله امام (ع) به این فیض عظیم (توبه) نایل گشت و از آن به بعد به بشر حافی معروف شد یعنی بشر پابرهنه چون با حال پابرهنگی به فیض توبه رسیده بود‌.

از آثار توبه بشر نوشته اند که وی در آن زمان که با پای برهنه در بغداد سیر می‌نمود هیچ چارپایی در کوچه و بازارسرگین نینداخت تا اینکه پاهای بشر آلوده نشود. پس از سی سال که از توبه بشر گذشت روزی شخصی در یکی از کوچه بغداد سرگین اسب مشاهده کرد‌.

بی اختیار فریاد زد‌: ای مردم آگاه باشید که بشر از دنیا رفته است همینکه مردم جستجو کردند دیدند وی جان سپرده است‌.از کسی که خبر فوت بشر را داده بود سؤال کردند از چه راه بر فوت بشر اطلاع یافتی ؟ گفت‌: تا وقتی که بشر بن حارث بر مرکب زندگی استوار بود هیچ چارپایی به احترامش در کوچه و بازار سرگین نمی‌انداخت ولی امروز که سرگین اسب مشاهده کردم از این رو دانستم بشر به رحمت ایزدی پیوسته است‌.[۲]

در کتاب تفسیر نمونه این واقعه عجیب و بی سابقه در ذیل آیه ۵۴ از سوره بقره بدین گونه بیان شده که‌: موسی بعد از بازگشت از کوه طور مشاهده می‌کند جمعیتی از بنی اسرائیل گوساله سامری را به عنوان معبود خویش می‌پرستید لذا سخت ناراحت شده و به قوم خویش خطاب می‌کند که در اثر پرستش گوساله به خود ظلم کرده و می‌بایست توبه نمایند‌. آن هم توبه ای مخصوص که شمشیر را بدست گیرند و یکدیگر را بکشند !…

در اینجا بایست تصمیم گرفته شده و شدت عملی به خرج داده شود و تنها با اجرای صیغه توبه بر زبان نباید قناعت گردد‌،لذا دستور شدیدی از طرف خداوند صادر شد و ضمن دستور توبه و بازگشت به توحید‌،فرمان اعدام جمعی از گناهکاران صادر گردید‌.

اما این فرمان به نحو خاصی می‌بایست اجرا شود‌،یعنی خود آنها باید شمشیر بدست گرفته و یکدیگر را اعدام نمایند‌. در شب تاریکی موسی ( ع) دستور داد غسل نموده کفن بپوشند و صف کشیده و جمعی از گناهکاران بدست خودشان اعدام شوند‌.

ولی در اینجا یک سؤال پیش می‌آید که چرا خداوند دستور چنین توبه مشکلی را داد ؟در صورتی که می‌توانست بدون خونریزی توبه آنان را قبول فرماید‌.

پاسخ روشن است زیرا مسئله انحراف از اصل توحید و گرایش به بت پرستی مسئله ساده ای نبود که به این آسانی قابل گذشت باشد‌،آن هم بعد از مشاهده آن همه دلایل حسی و معجزات روشنی که به هنگام نجات بنی اسرائیل نشان دادهشد که جای هچگونه ابهامی‌باقی نمی‌گذاشت‌.

لذا باید شدت عمل به خرج داده شود بطوری که در طی قرون و اعصار آثار آن در خود آنها و اقوام آینده باقی بماند‌. تا خود آنها و آیندگان برای همیشه چنین افکاری را از سر بدر کنند‌.[۳]

جزییات بیشتر درباره این پایان نامه :

 

پایان نامه:تعیین نقش توبه در سقوط مجازات از منظر فقه و حقوق با تاکید بر قانون مجازات جدید 
 
در المیزان مرحوم علامه طباطبایی ذیل آیه ۱۳۵ سوره آل عمران [۴] آمده‌: «این آیه شریفه دربارۀ بهلول نباش نازل شده است‌.»[۵]که ما چگونگی ماجرا را به نقل از کتاب منازل الاخره بیان می‌نمائیم‌:

«شیخ صدوق روایت کرده‌،روزی معاذبن جبل جوانی را که گریان بود به رسول خدا (ص) معرفی‌، حضرت علت گریه را جویا شده جوان عرض می کند‌:‌………….هفت سال بود که قبرها را می‌شکافم و کفن مرده ها را می‌دزدیدم‌،پس دختری از انصار مرد‌، او را دفن کردند چون شب شد رفتم قبر را شکافته کفنش را برداشتم و او را کنار قبر عریان گذاشتم‌. در این حال شیطان مرا وسوسه کرد تا اینکه با او وطی کردم و برگشتم ناگاه صدایی از پشت سر خود شنیدم که می‌گفت‌: ای جوان وای برتو از حاکم روز قیامت‌،روزی که من و توبه مخاصمه نزد او بایستیم‌،که مرا چنین عریان گذاشتی از قبرم بدر آوردی و کفنم را دزدیدی و مرا گذاشتی که با جنابت محشور شوم‌،پس وای بر تو از آتش جهنم‌. سپس جوان عرض کردم من با این اعمال گمان ندارم بوی بهشت بشنوم هرگز‌. حضرت فرمود‌: دور شو ای فاسق که می‌ترسم به آتش تو بسوزم چه بسیار نزدیکی تو به جهنم‌. جوان بیرون شد در حالی که فریاد می‌زد‌: پروردگارا این بنده تو بهلول است که در خدمت تو ایستاده‌،تو

 

مرا می‌شناسی و گناه مرا می‌دانی خداوندا پشیمان شدم و به نزد پیغمبرت رفتم و اظهار توبه کردم‌،مرا دور کرد‌،پس سؤال می‌کنم از تو به حق نامهای بزرگوارت که مرا ناامید نگردانی و از رحمت خود مایوس نکنی‌. تا چهل شبانه روز این را می‌گفت و می‌گریست تا خداوند آیه مذکور را بر قبولی توبه او فرستاد‌. سپس پیامبر باتفاق اصحاب به نزد او رفت و فرمود‌: ای بهلول‌، بشارت با تو را که آزاد کرده خدایی از آتش جهنم‌. سپس به صحابه فرمود‌: تدارک کنید گناهان را چنانچه بهلول کرد و آیه را بر او خواند و او را به بهشت بشارت فرمود.»[۶]

حال سوالی که ممکن است به ذهن متبادر شود این است که چرا رسول خدا (ص) که رحمت للعالمین است بهلول را از خود راند و او را بیرون کرد ؟

جواب سوال در کتاب رساله لقاء الله چنین بیان شده است‌:

«سر راندن رسول خدا (ص) جوان را آن بود که حضرت دید وضع روحی وی خیلی وخیم است و انقلاب درونی شدیدی لازم دارد تا بتواند حال او را اصلاح کند و این چنین انقلاب جز با نومیدی از خلق حتی رسول الله (ص) و انقطاع تام و کلی الی الله صورت پذیر نیست لذا به حکم رحمت للعالمین بودن او را نزد خویش براند تا از خلقتش بریده و به خدایش پیوند دهد‌.»[۷]

«شیخ الاسلام احمد جام – عارف معروف – در جوانی تن پرور‌،عشرت طلب و باده خوار بود‌. او دوستانی داشت که هر شب در خانه یکی گرد می‌آمدند‌، مجلسی می‌آراستند و تا دمیدن صبح به شراب خواری مشغول می‌شدند‌.

هر دو ماه نوبت به یکی می‌رسید‌، اتفاقاً روزی که فردایش نوبت احمد جام بود‌،ناگهان دلش به نور معروف روشن شد و تائب گشت اما چون بیم کرد در آن روز به یارانش بگوید که توبه کرده است‌،گمان می‌کنند که به این بهانه می‌خواهد از میزبانی فرار کند‌،فلذا چنان که رسمشان بود‌،همه گونه خوردنی فراهم آورد و چند مشک کوچک شراب آماده ساخت‌.

چون یارانش به نشاط نشستند‌،سر مشک را باز کردند‌،به جای شراب شربت به پیمانه می‌ریخت‌. همه در شگفت ماندند‌. احمد جام ناچار راز خود را برایشان افشا کرد و گفت‌: من دیروز تائب شده ام اما برای اینکه مرا به گریز از میزبانی متهم نکنید‌، از همان شراب که همیشه می‌خوردیم مشک ها را پر نمودم و خواست خداست که به شربت مبدل شده است‌. جمله یاران باده خوارش در اندیشه شدند و بعد از مدتی همگی توبه نموده و به راه خدا رفتند‌.»[۸]

[۱]‌. ر. ک  به نفسیر نمونه فج۱۰‌،ص ۱۰۰، ناصر مکارم شیرازی و همکاران‌،ناشر دارالکتب الاسلامیه تهران‌،۱۳۷۹

[۲]‌. مرتضوی لنگرودی‌،سید محمد مهدی‌،داستان پشیمان شدگان انتشارات علامه قم‌،بی تا‌،صص ۱۳۶تا ۱۳۹ بالخیص

[۳]‌. مکارم شیرازی‌،ناصر‌،تفسیر نمونهه ج اول‌،ناشر دارلکتب الاسلامیه‌،۱۳۶۵ ص ۲۲۵ با تلخیص

[۴]‌. و الذین اذا فعلو فاحشه الخ‌.. و کسانی که هر گاه کار زشتی مرتکب شوند و یا ظلمی‌بخود کنند خدا را به یاد آورند و استغفار کنند که جز خدا هیچ کس نمی‌تواند را بیامرزد (پس آنان ) اصرار بر کار زشت نکنند در حالی که زشتی گاه را می‌دانند‌.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:44:00 ق.ظ ]




در محجه ی البیضا آمده‌: « قا ل ابو حامد و الا جماع  منعقد من الامه وجوبها اذ معناه العلم بان الذنوب و المعاصی  مهلکات و مبعد ات  من ا لله و هذا  داخل فی وجوب الایما ن‌.»
ابو حامد گفت‌:اجماع‌،از امت تشکیل می‌شود ( و دلالت می‌کند ) بر وجوب توبه‌، زیرا معنای توبه علم است  به این که گناهان و معاصی باعث هلاکت و دوری انسان از خدا و این داخل وجود در ایمان است‌.

در رسائل فقیهه آمده‌: « و اما الاجماع‌، قداد عاه  غیر واحد‌،کصاحب الذخیره المعاد‌، و شارح اصول الکافی‌، بل ادعی  هو اجما ع الامه علیه »

مرحوم بجنوردی درباره  ا جماع بر وجوب توبه می‌گوید‌:

« نحن لم نجد مخالفا فی اصل الوجوب‌.» ( ما مخالفتی را در وجوب توبه نمی‌یابیم‌.)

اکثر فقها  بر مسأله توبه ادعای اجماع  کرده  و آن را مورد پذیرش قرار داده اند‌. آیت ا لله موسوی بجنوردی در این باره می‌نویسد ‌: شیخ ا نصاری از شارح اصول کا فی حکایت کرده که او بر وجوب توبه ادعای اجماع کرده و این طور عنوان کرده که  مادر اصل وجوب توبه مخالفتی نیافتیم ‌. بنابراین در اصل  وجوب توبه مخالفتی در میا ن فقها دیده نمی‌شود لکن اختلاف  در وجوب توبه تنها بر سر این است که آیا  وجود آن ارشادی است یا مولوی‌. به این معنی که  در صورت ار شادی بودن وجوب  توبه ارشاد  به حکم عقل است  ودر صورت مولوی بودن ناظر بر ثواب وعقاب است‌.

لازم به یا دآوری است که این بحث دارای نتایج بسیار مهمی‌در فقه است‌. اگر این اوامر را ارشادی بدانیم ترک توبه و تأخیر آن  خود گناه مستقلی نیست ؛ از این رو تارک توبه از گناه  کبیره، جد ا از آثار ونتایج خود گناه‌،مشکل دیگری ندارد  وتارک توبه از گناه صغیره – بر پایه مبنای مشهور  میان فقیها ن، که ارتکاب  صغیره را مضر نمی‌دانند – مصداق فاسق نبوده واز عدالت نمی‌افتد‌.

اما اگر ا مر به توبه مولوی باشد‌، از آن که وجوب توبه فوری است‌، تأخیر آن گناه است وتوبه از آن‌، واجب وترک این توبه  دوم گناه دیگری است و توبه از آن واجبی دیگر‌. به همین ترتیب‌، هر ترک توبه ای گناه است  و توبه  واجبی را در پی خواهد داشت‌. در شرح مقاصد در این باره چنین می‌گوید‌: « در وجوب توبه هیچ اختلافی نیست‌… و معتز یان به صراحت گفته اند وجوب توبه فوری است تا آنجا که اگر ساعتی  آن را به تأخیر اندازد گناه دیگری مرتکب شده  است و همین طور اگر این تأخیر ادامه یابد هر ساعتی گناه دیگری بر معاصی او افزوده می‌شود‌. حتی آنان یادآوری کرده اند که تأخیر توبه  به مدت یک ساعت سبب  دو گناه کبیره است‌: خود معصیت  و ترک توبه  از آن و تأخیر آن  به مدت دو ساعت سبب  چهار گناه کبیره است‌:  خود معصیت و ترک توبه از آن  و ترک توبه از هر یک  از این دو  و تأخیرآن به مدت سه ساعت  موجب هشت گناه کبیره است‌… »[۱]

مرحوم بجنوردی نوشته است‌: « از آثار  اینکه امر به توبه‌، امر شرعی مولوی باشد‌، این است که  اگر کسی حتی یک گناه صغیره مرتکب شود  واز آن توبه نکند فاسق می‌گردد ؛ زیرا ترک توبه  سبب  اصرار در گناه می‌شود  و اصرار بر گناه اجماعاً از عوامل فسق است‌. به ویژه اگر در توبه مدت قابل ملاحظه ای تأخیر کند، اگر چه بگوییم  که ترک توبه از گناه صغیره‌، خود گناهی است صغیره نه کبیره ؛ زیرا ترک توبه،در زمانی ( محدود ) موجب اصرار بر گناه  صغیره است‌.( زیرا به فرض در این مدت توبه های متعددی بر وی واجب بوده و آنها را ترک کرده است ) و اصرار بر صغیره هم فسق است‌. اما اگر بگوییم امر به توبه‌، ارشادی محض

دانلود پایان نامه

 

است، ترک توبه خود‌، گناهی مستقل نیست و ما در این جا جز یک گناه ( همان گناه صغیره ) بیشتر نداریم که البته به عدالت شخص زیان نمی‌رساند. »[۲]

بنابراین اگر امر به توبه مولوی باشد‌، ترک توبه از یک گناه – گرچه صغیره – در زمان معین‌، به گناهان زیاد، عقابهای فراوان  و وجوب توبه های بسیاری منجر می‌گردد‌، واین لازمه ای است غیر قابل قبول‌.

از این رو گروه کثیری از فقیهان‌، امر به توبه در آیات و روایات را ارشادی دانسته  اند‌. آیت ا لله حکیم – قدس سره – دراین باره چنین می‌گوید‌: « اگر وجوب توبه مولوی باشد لازم می‌آید ترک توبه گناه دیگری باشد که توبه از آن نیز واجب است‌. » پس ترک این توبه دومی‌گناه سومی‌است  واین همچنان ادامه پیدا می‌کند‌… از این روگناهان زیاد وعقابهای فراوان و وجوب توبه های بسیار و طولانی بر اثر ترک توبه در زمان معینی لازم می‌آید‌، و این قطعاً با کتاب و سنت و ارتکاز متشرعه مخالف است‌. »[۳]

اما دسته ای از فقیهان‌، توبه را واجب شرعی و امر به آن را مولوی دانسته اند و از اشکال نیز پاسخ داده اند‌. آیت ا لله خویی در این باره نوشته است‌: « ترک توبه‌، معصیت است و امر به آن مولوی است‌. اما امر به توبه از ترک توبه‌، ارشادی است نه مولوی‌. به بیان دیگر توبه واجب شرعی است و ترک آن گناه‌.  اما وجوب توبه از ترک توبه  وجوب عقلی و ارشادی محض است نه مولوی‌. »

آن گاه ضمن تحلیلی از ملاک ا رشادی بودن ا مر می‌گوید:

« ملاک ارشاد ی بودن امر آن است که اثر بر آن بار نشود ؛ از آن رو که حکم عقل از پیش‌، آن اثر و نتیجه را بیان کرده است‌. به عنوان نمونه‌، امر به اطاعت از خدا ورسول در قرآن را باید بر ارشادی بودن حمل کرد ؛ چون اثری نداردو اثر آن ( استحقاق عقاب به سبب ترک طاعت ) از پیش به واسطه عقل بیان شده است‌. اما توبه چنین نیست ؛  زیرا توبه خود دارای اثر است‌. چون گناه موجب عقاب است  وترک توبه سبب عقاب دیگر و در واقع در این جا دو عقاب است‌.[۴]

سخن ایشان صحیح به نظر نمی‌رسد ؛ زیرا ما تنها یک دسته اوامر درباره توبه از آیات و روایات بیشتر نداریم و اینها را باید یا به معنای ارشادی ملاحظه کنیم و یا به مفهوم مولوی‌. اما اینکه آنها را در توبه مولوی بدانیم و در توبه از ترک توبه ارشادی – تا محذور تکثر گناه‌، کیفر و وجوب توبه را بر طرف کنیم – به وضوح خلاف ظاهر است‌.[۵]

مطلب دومی‌که ایشان گفته است و آن اینکه امر به توبه دارای نتیجه واثر است‌، زیرا ترک توبه سبب عقاب است‌، این‌، مصادره به مطلوب است ؛ زیرا از نظر گاه ایشان ملاک مولوی بودن این است  که امری با صرف نظر از حکم عقل دارای اثر باشد و اثری که ایشان برای امر به توبه فرض کرده است متوقف بر این است که امر مولوی باشد تا این اثر بر آن بار شود و مولوی بودن امر همان موضوع مورد مناقشه است‌.

از آن چه گذشت روشن شد که اشکال این است که مولوی بودن امر  سبب گناهان‌، کیفرها و وجوب توبه های فراوان می‌گردد واین با آیات و روایات و ارتکاز متشرعه مخالف است‌.[۶]

برخی اشکال را طور دیگری تصویر کرده اند و آن اینکه مولوی بودن امر محال است ؛ چون  از وجودش تکرار خودش لازم می‌آید و در نهایت‌، به تسلسل می‌انجامد‌. اشکال این تصویر‌، این است که تسلسل محال  در این جا فرض ندارد‌.[۷]

از همه آنچه گذشت نتیجه می‌گیریم که توبه واجب است  و وجوبش ارشادی‌، فوری و عام است‌. از این رو ترک آن  – بجز ادامه آثار ویرانگر گناه –  معصیت نیست‌.[۸]

گفتار چهارم‌: توبه از منظر عقل

فارق از پذیرش حقانیت یا عدم حقانیت  دلایل نقلی از سوی عقل‌، عقل آدمی‌ به خودی خود  پس از اخذ اخبار متعدد در خصوص عذاب الهی در برابر گناهان  ولزوم توبه‌، حکم به وجود ضرری ولو محتمل  می کند‌. در ادامه عقل حکم به لزوم دفع این ضرر محتمل نموده و دستور به حبسش‌،یافتن و استفاده از طریقی مناسب جهت رهایی از ضرر وعقاب  محتمل می کند‌. حال با توجه به اینکه در این راستا توبه بهترین وسیله نجات شمرده می‌شود لذا عقل آن را واجب دانسته و دستور به انجام عمل توبه و تسریع در آن  می کند‌.

از سوی دیگر با عنایت به اینکه  علمای اسلام بر وجود توبه  اتفاق نظر و اجماع دارند  و از طرف دیگر عمل توبه  همواره در نظر وعمل  مورد تأکید ائمه اطهار (ع) بوده است و سنت اولیای دین بر این امر بوده است لذا می‌توان چنین مدعی گشت که ادله اربعه ( قرآن‌، سنت، عقل‌، اجماع ) جملگی بر وجوب توبه  دلالت می‌کند و این وجوب هم به نحو فوری است ؛ چرا که مقتضا ی ادله چهار گانه وجوب فوری است‌.

صاحب کتاب ( قواعد فقیهه )‌، چهار دلیل را از زمره دلیل عقلی بر توبه دانسته  که به  ذکر آنان می‌پردازیم‌:

الف ) لزوم دفع ضرر محتمل به حکم عقل ‌: شکی نیست که  ترک توبه  احتمال ضرر عظیم دارد که آن‌، همانا  عذاب شدید خداوند است  پس دفع ضرر محتمل به حکم عقل واجب است در صورتی که مراد از عذاب‌، عذاب اخروی  باشد‌.

ب ) شکر منعم ‌: توبه از جمله  موارد شکر کردن نعمت های پروردگار است  وعقل مستقلاً  به لزوم  شکر گذاری نعمت های پروردگار  حکم می‌کند‌، بنابراین توبه عقلاً واجب است‌.

جزییات بیشتر درباره این پایان نامه :

 

پایان نامه:تعیین نقش توبه در سقوط مجازات از منظر فقه و حقوق با تاکید بر قانون مجازات جدید 
 
ج ) حکم عقل به لزوم درک مصالح  ملزمه  وعدم جواز فوت آن‌: حق در نزد ما  امامیه این است که احکام تابع مصالح و مفاسدی است که ما آن را ملاکات  احکام می‌نامیم ‌، پس  شخص عاصی‌، یا واجبی را ترک می‌کند  که در این صورت مصلحت از او فوت می‌شود  یا حرامی‌را مرتکب  می‌گردد که در مفسده می‌افتد  وتوبه یعنی رجوع به اطاعت مولی  و ترک مخالفت از اوامر‌، باز گشت  توبه، به عدم ترک توبه  واجب است‌، پس از او  مصلحت ملزمه  فوت نمی‌شود  و بازگشت توبه به ترک حرام بر می‌گردد پس در مفسده نمی‌افتد‌، وهر دوی اینها ( عدم فوت مصلحت ملزمه و عدم وقوع  در مفسده )  از آن مواردی است که عقل به لزوم این دو  حکم می‌کند‌، پس نتیجه آن که  توبه به حکم عقل لازم است‌.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:44:00 ق.ظ ]




در آیات و روایات شریفه برای توبه ارکانی برشمرده  شده است که بعضی درونی و مربوط به شخص تائب  وبعضی بیرونی است  ارکان مربوط به شخص تائب  را ندامت و پشیمانی قلبی , استغفار زبانی و تصمیم بر عدم بازگشت به گناه بر شمرده اند  و عمل با اعضا  وجوارح انجام عمل  صالح  وادای حقوق مردم را نیز  ارکان بیرونی توبه دانسته اند. خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید‌: « فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح یتوب علیه  » همچنین خداوند تبارک وتعالی  در آیه ۵۴ سوره انعام می‌فر ماید‌: « انه من عمل منکم سو بجهاله ثم تاب من بعد و اصلح فانه غفور رحیم » که اصلاح را بعد از توبه  موجب غفران الهی دانسته است  همچنین آیه دیگری غفران الهی را شامل کسانی دانسته
است  که توبه کرده و ایمان آورد و سپس عمل صالح انجام دهد‌.

در این زمینه روایات وارده پیامبر  اکرم (ص)  و ائمه طاهرین علیهم السلام  بصورت روشنتری به بیان ارکان  و شرایط توبه  می‌پردازد و به تفصیل آن را بیان می‌کند‌. پیامبر اکرم (ص)  می‌فرماید‌: ( توبه کننده باید اثر توبه را آشکار کند که در غیر این صورت تائب نخواهد بود ). این آثار عبارتند از‌:

۱ –  راضی ساختن دشمن و کسانی که با آنها در حال نزاع و درگیری باشد‌.

۲ – اعاده نمازهای فوت شده‌.

۳ – تواضع بین مردم‌.

۴ – دوری از شهوات‌.

۵ –  روزه گرفتن‌.

به نظر می‌رسد چهار مورد ذکر شده در حدیث شریف مصادیق اصلاح  عمل باشد که به کرات و آ یات  شریفه  از  شرا ئط  پذیرش توبه و صحت آن شمرده شده است همچنین امیر المؤ منین علیه السلام در بیان حکیمانه اش می‌فرماید‌: التوبه علی اربعه دعائم‌: ندم بالقلب و استغفار  باللسا و عمل بالجوارح و عزم علی ان لا یعود ‌. در این سخن شریف بصورت روشن دعائم و ارکان و ستونهای توبه از  سوی امیر المومنین علیه السلام  مشخص می‌شود که ارکان درونی  و بیرونی را در بر می‌گیرد که قبلاً به آنها اشاره شد‌.[۱]

در روایت شریفه دیگر امیر المؤمنین بجای عمل بالجوارح  عبارت ترک الجوارح را بکار می‌برد  که کنایه از دوری  از شهوات  وترک محرمات و منهیات  وهر آنچه سبب بازگشت به گناه میشود ؛ میباشد در روایت دیگری امیرالمؤمنین استغفار را از درجه علیین دانسته و برای آن ۶ مرحله بر می‌شمارد ‌.[۲]

۱ – پشیمانی بر گذشته‌.

۲ – تصمیم همیشگی بر عدم بازگشت به گناهان‌.

۳ –  ادای حق مردم‌.

۴ – ادای فرائض و واجبات فوت شده‌.

۵ – گوشتهایی که از گناه روئیده است به حزن و اندوه آب کند بگونه ای که پوست به استخوان بچسبد و دگر بار گوشت در بین آنها بروید‌.

۶ – همچنانکه حلاوت وشیرینی ( کاذب ) معصیت و گناه را به تنش چشاند , همانگونه نیز الم وسختی طاعت را بر تنش بچشاند در این هنگام  می‌توانی بگوئی‌: استغفر الله‌.

موارد شش گانه فوق ارکان یک توبه واقعی است که تا عمق جان و روح گناهکار و مجرم رسوخ پیدا می‌کند واز  او انسانی  صالح و پاک و شایسته و مخدوم جامعه درست می‌کند و اثر ظاهری بیرونی آن نیز نزد همگان آشکار می‌شود واین تحول باطنی تنها مرهون احیاگر توبه در اسلام است که بصورت کمرنگ در بعضی از مکاتب حقوقی بشری نیز دیده می‌شود و پر واضح است که بین آن دو  تفاوتهای فاحشی وجود دارد که مجال بررسی آن در این مقال نیست‌.

همچنانکه در سطور بالایی گذشت یکی از ارکان توبه ادای حقوق مخلوقین ومردم  از سوی توبه کار‌.آیه شریفه  قرآن می‌فرماید‌: وان تبتم فلکم روؤس امور الکم , و نیز از ابی جعفر علیه السلام نقل شده است که بزرگی از قبیله نخع نزد ایشان رفته  وعرض کرد  زمان حجاج تاکنون والی بوده ام آیا راه توبه ای برای من است ؟ حضرت ساکت شد‌. دیگر بار سؤال خود را تکرار کرد که حضرت فرمود‌: خیر , مگر اینکه حق تمام حقداران را به آنها برسانی‌.

فیض کاشانی در محجه البیضا پیرامون ارکان و شرائط توبه چنین میگوید‌: توبه دارای چهار شرط است‌:[۳]

۱ – حقوق مردم را که به ناحق ضایع کرده  است چه مالی وچه جانی  به آنان برگرداند همانطور که مولا علی علیه السلام  می‌فرماید‌: ( ان تودی الی المخلوقین حقوقهم )‌.

۲ – واجباتی را که ترک کرده است قضا نماید علی علیه السلام می‌فرماید‌: ( الرابع ان تعمد الی کل فریضه ضعیتها  تودی حقها )‌.

۳ – با ریاضت خوردن واندوه چشانیدن درد والم  طاعت , آثار لذت  معصیت را از بین ببرد به فرموده علی علیه السلام ( ان تذیق الجسم الم الطاعه  ما اذقته حلاوه المعصیه )‌.

۴ – با رضایت وحزن واندوه باید تمام گوشتهای بدنت را آب کنی تا گوشت جدیدی در بدنت پیدا شود و به قول علی علیه السلام‌: ( الخامس ان تعمد الی اللحم نبت علی السحت فتذیبه بالاحزان حتی تلصق 

 

الجلد بالعضم و ینشا بینهما الحم الجدید )‌.

خوا جه عبدالله انصاری این چنین می‌گوید‌: توبه نشان راه است – اول پشیمانی در دل است سپس عذر بر زبان ,  پس بریدن از بدی  وبدان ؟ خبر آید که هر که توبه کند‌…. شرط توبه آن است که از همه موجودات دل بر گیرد  وروی در حق آرد ,  خون وگوشت که بر هفت اندام دارد  به ریاضت فرو گذارد‌… ) وهم او در منازل السایرین می‌فرماید  شرایط توبه سه چیز است‌:

۱ –  ندامت و پشیمانی‌.

۲ –  اعتذار و پوزشخداهی ‌.

۳ –  اقلاع و برکندن‌.

شرایط توبه بر  دو گونه است‌:

۱ – شرایط قبول توبه‌.

۲ – شرایط کمال توبه‌.

شرایط قبول توبه دو چیز است‌. حضرت امام  – قدس سره – در این خصوص همان حدیث شریف نهج البلاغه  را دلیل و گواه  خود قرار می‌دهند‌.

” ۱- رد حقوق مخلوق  ” توضیح اینکه مجرد اظهار توبه و ندامت کافی نیست بلکه افزون برآن باید حقوق  مردم را تا آنجا که در توان او است فوراً به آنان باز گرداند  در غیر این صورت  تصمیم بگیرد در اولین فرصت وزمان  ممکن حقوق آنان را اداء  کند‌.  مولا علی می‌فرماید‌:

….” الثالث ان تودی الی المخلوقین حقوقهم حتی تلقی ا لله سبحانه املس لیس علیک تبعه‌.”[۴]

“سوم‌، ( از امور توبه ) ادا کنی به سوی مخلوقین  حقوق آنها را تا ملاقات کنی خدای سبحان را پاکیزه نبوده باشد  بر تو دنباله ای‌.”

” ۲ – رد حقوق خالق ” آن دسته از وظایفی را ترک کرده است و حق ا لله است از قبیل نماز و روزه  و‌…. قضاء نماید و اگر قضای همه آنها ممکن نیست به مقداری که در توان دارد‌، اقدام کند‌.

جزییات بیشتر درباره این پایان نامه :

 

پایان نامه:تعیین نقش توبه در سقوط مجازات از منظر فقه و حقوق با تاکید بر قانون مجازات جدید 
 
علی علیه السلام در این باره می‌فرماید:

” الرابع ان تعمد الی کل فریضه علیک ضعیتها فتودی حقها‌.”[۵]

” چهارم‌،  آنکه روی آری به سوی هر فریضه ای که بر تو است‌، که ضایع کردی آن را  پس ادا کنی حق آن را “.

امام راحل – قدس سره – ضمن بیان این دو شرط روی نکته خاصی بسیار تأکید می‌کنند و آن اینکه  مبادا گناهکار به دلیل این دو شرط گمان کند که توبه بسیار دشوار است و از این رو از آن سر باز زند و یکسره ترک آن کند  بلکه هر مقدار در توان اوست  وبا حال او  مناسب است  همان مطلوب ومرغوب است‌.” پس نباید سختی راه انسان را از  اصل مقصد باز دارد‌.”

شرایط کمال توبه نیز دو امر است؛ امام راحل در طلایه سخن  به مبنا واساس آن اشاراتی پر معنا دارند‌، ایشان

می‌نویسد:

…” بدان که هر یک از منازل سالکان  مراتبی است که به حسب حالات قلوب آنها فرق می‌کند‌، شخص تائب اکر بخواهد به مرتبه کمال نایل شود باید تدارک حظوظ را نیز بکند‌.”…[۶]

مقصود آن بزرگوار این است که  توبه رجوع به فطرت نخستین است و بدیهی است این رجوع در  صورتی  کامل می‌شود که همه آثار ظلمت و طبیعت گناه زایل شود  وگرنه چنان حالت اولیه  خود به نور فطرت روشن نمی‌گردد به بیانی دیگر‌: توبه کامل آن است که آتش ندامت آنچنان شعله ای بر جان افکند که همه آثار گناه را در تمامی‌ابعاد بسوزاند و دگرگونی  و انقلاب درونی کامل عیار باشد‌. واین مهم زمانی  رخ می‌دهد که اولاً: گوشتی که از گناه بر بدن انسان روییده است با ریاضتها  و سختیهای شرعی ذوب شود و ثانیاً‌: نفس از برخی گناهان لذتهایی برده

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:43:00 ق.ظ ]