دنیای تکنولوژی - مجله‌ اینترنتی آموزشی علمی


دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      


 بهینه‌سازی سئو محتوا
 درآمد از تدریس آنلاین مهارت‌های فنی
 روش‌های پنهان درآمد از مشاوره آنلاین
 نجات رابطه عاشقانه از تردیدها
 علل ترس از تعهد در روابط
 دلایل یکطرفه بودن تلاش در عشق
 حقایق تغذیه طوطی برزیلی
 رازهای روابط موفق سنتی و مدرن
 علل و درمان استفراغ در سگ‌ها
 درآمد از فروش فایل‌های آموزشی آنلاین
 درک متقابل در رابطه عاطفی
 راهکارهای ازدواج موفق
 افزایش بک‌لینک سایت
 پاسخ به سوالات رایج درباره گربه‌ها
 راهنمای بارداری سگ‌ها
 ساخت محتوای سئو شده آسمان‌خراش
 بهینه‌سازی محتوا برای جذب مخاطب
 ریشهیابی فرار از تعهد
 تکنیک‌های رشد سایت مقالات تخصصی
 فروش محصولات دیجیتال با روش‌های برتر
 حقایق مهم درباره سگ‌های آلابای
 ترفندهای حرفه‌ای ChatGPT
 آموزش کاربردی Copilot
 نشانه‌های عاشق شدن
 بهینه‌سازی هدر و فوتر فروشگاه آنلاین
 حفظ استقلال در رابطه بدون آسیب زدن
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید



جستجو


 



سابقه استفاده از قصه در خانواده درمانی ، به اواخر دهه 80 و اوایل دهه ی 90 میلادی بر می گردد . بکوار و بکوار (1993 ) می نویسند : اخیراً درمانگران خانواده با کاربرد قصه ها به عنوان یک راهبرد مؤثر برای طیفی از مشکلات بالینی آشنا شده اند . اندرسون و همکارانش (1987 به نقل از بکوار و بکوار ، 1993 ) یکی از پیشگامان عرصه خانواده درمانی هستند که از ساختار قصه به عنوان قالبی برای مصاحبه با افراد خانواده ، درک دیدگاه آن ها از سیستم خانواده و همچنین برای ارزیابی تغییرات از دیدگاه اعضا در طول مدت درمان ، یاری می جستند .
ویلیامز(1995 ) از داستان سرایی به عنوان ابزاری درمانی برای درمان نظام خانواده استفاده کرده است. او داستان سرایی را به عنوان شیوه ارتباط به کار می برد که موجب غنای بافت و تقویت پویایی های خانوادگی می شود . داستان سرایی در شناخت درمانی ، نوعی الگوسازی نهانی است .

رابرتز(به نقل از دیوایودی ، 1997 ) روش های مختلفی از کاربرد داستان ها در خانواده درمانی را نشان می دهد و اظهار می دارد که گوش دادن به داستان های خانوادگی نه تنها فرایند درمان را تسهیل می کند بلکه به اعضای خانواده کمک می کند تا در شناخت یکدیگر و تجربه های منحصر به فردشان عمیق تر شوند . حتی این امکان وجود دارد که درمانگر اعضای خانواده را به گفتن    داستان­هایی درباره موضوع های اصلی مانند انضباط ترغیب کند . استفاده از داستان و استعاره در تمام شکل های روان درمانی برای مواردی مانند بدرفتاری و آزاررسانی رواج دارد ودر استفاده از   داستان­های مردم دیگر، فرهنگها وگروه های جنسی و سنی مختلف باید حساسیت ویژه ای نشان داد.

کریا[1] ، گانزلاز [2] ووبر[3] (1999) عقیده دارند که قصه گویی می تواند به عنوان متد اصلی برای  تغییر ساختار خانواده های دارای کودک ، مورد استفاده قرار گیرد . این تکنیک فعالانه والدین را در برقراری ارتباط با کودکان به زبان خودشان درگیر می کند و در حالی که به خانواده برای استفاده از یک زبان تخیلی به جای زبان منطقی کمک می نماید ، مقاومت را شکسته و به اعضای خانواده اجازه می دهد مسیری طبیعی را در ارتباط والد ، کودک از سر بگیرند . ایشان در کار تجربی خود روی خانواده های دارای کودک مبتلا به مشکلات یادگیری نشان می دهند که چگونه قصه ها در تعامل با خانواده ها ، برای درمان مشکلات عمده قابل استفاده است . در این شیوه درمانگر قصه هایی را که از قبل انتخاب کرده است به والدین و کودکان داده و از آن ها می خواهد که قصه ها را در جمع خانواده بخوانند درباره آن اظهار نظر و آن را به صورت نمایش بازی کنند .

جزییات بیشتر درباره این پایان نامه :

 

پایان نامه تأثیر قصه گویی بر علائم رفتار لجبازی ـ نافرمانی کودکان

 

 

 

 

 

آراد (2004 ) تکنیکی را در خانواده درمانی به نام تکنیک قصه گویی اسناد حیوانی ابداع کرد . در این تکنیک درمانگر از خانواده می خواهد یک همتای حیوانی را به هر عضو از خانواده نسبت داده و سپس درباره قهرمان های حیوانی ، قصه ای با یک آغاز ،میانه و پایان بگویند . قصه ای که ساخته و پرداخته شده ، محور بحث قرار می گیرد . او این تکنیک را برای خانواده های دارای یک یا چند فرزند مبتلا به اختلال های سلوک و بیش فعالی ، نقص توجه به طور موفقیت آمیز به کار گرفته و اشاره می کند که این تکنیک ساختار پیش بینی پذیری برای جلسات ارائه داده و شرکت کودکان از هر سنی را در فرایند درمان تسهیل می کند . همچنین نسبت دادن نام حیوان به اعضای خانواده فضایی جالب و غیر تهدید کننده خلق کرده که به توصیف صفات شخصیتی و روابط میان فردی از طریق همتاهای حیوانی مختلف کمک می نماید . در فضای امن قصه ، مجالی برای بیان احساس های متعارض، روشن سازی و تصریح باورهای نادرست درباره ی خود ودیگران و برون ریزی آرزوها ، ترس ها ، احساس های خصمانه و تخیلات فراهم می شود .

قصه درمانی دلبستگی خانواده نیز ، به عنوان یک شیوه جدید خانواده درمانی برای بهبود تجربه بد رفتاری دوران اولیه کودکی رشد پیدا کرده است . ضربه عاطفی حل نشده دوران کودکی با تأخیر و آسیب عملکرد هیجانی رفتاری و شناختی ارتباط دارد . قصه های آرام بخش ، ملایم و بدون تحریک که توسط والدین گفته می شود یک تجربه نیروبخش دیگری ، برای دگرگونی و تغییر الگوی ذهنی مخرب کودک ، طراحی می کند و توانایی پذیرش تربیت و مراقبت را در روابطی که در بر گیرنده عشق و امنیت است ، بهبود می بخشد و این ادعا را که قصه درمانی باعث بهبود عملکرد می شود ثابت می کند (مای[4] ، 2005 )

 

2-3-11- قصه پردازی در روان درمانی کودک

تکنیک قصه پردازی توسط کودک برخاسته از بازی درمانی است . کودکان علاوه بر این که از شنیدن قصه

دانلود پایان نامه

 

های پریان یا داستان های نوشته شده با هدف درمانی ، لذت می برند از قصه پردازی هم میتوانند سود ببرند .

ریکوئر[5] (1977 نقل از واترز، 2002 ) اعتقاد دارد که صرف عمل ساختار بخشیدن به ناخوداگاه از طریق روایت ، منجر به دسترسی بیشتری به احساس و بیان می شود .

واتزر (2002) دو تکنیک تسهیل کننده قصه پردازی کودک را الگوسازی و آیینه سازی میداند . در اگوسازی ابتدا درمانگر چند قصه پریان را (قصه هایی که در آن ها اغلب ، رویدادهای کاملاً وحشتناک اتفاق می افتد ، اما با این وجود قهرمان نجات می یابد ) برای کودک می خواند تا کودک با ساختار قصه آشنا شود . این ساختار به او اجازه می دهد که احساسات غیر قابل تحمل خود را که از مدت ها در درون خود نگه داشته ، به شخصیت فرافکنی کند . در آیینه سازی یا تفسیر ، بعد از گفتن قصه توسط کودک درمانگر به صورت استعاره ای به انعکاس و تفسیر احساسات ، افکار و تعارض هایی که کودک در داستانش بیان می کند ، می پردازد . این انعکاس به کودک کمک می کند تا به تجاربش معنی بیشتری بدهد . در این تکنیک کودک با فرافکنی احساس ها به شخصیت های داستان قادر به شناسایی و نام گذاری احساس هایش در امنیت خیال پردازی می گردد . کودک با گرفتن نقش راوی به جستجوی عکس العمل های شخصیت ها در موقعیت های مختلف پرداخته و به این طریق شروع به کار روی مسائل هیجانی حل نشده خود می کند .

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1399-01-31] [ 08:39:00 ق.ظ ]




از پیشگامان استفاده از قصه در زمینه گروه می توان گرسیه[1] (1996، نقل از پیرسون 1997) نویسنده کتاب تأملی بر قصه پردازی درمانی و کاربردهای قصه در گروه را ، نام برد . او با بهره گرفتن از فرآیند قصه پردازی ، شیوه ای برای کار با گروه ها در حوزه بهداشت روانی شکل داد . هدف او از خلق چنین تکنیکی ، این بودکه به افراد فرصتی برای خلق قصه هایی ببخشد که به طور نمادین دل مشغولی ها و احساساتشان را بیان کنند . در این شیوه اعضای گروه داستان هایی را خلق می کنند که بعد از کانون توجه و زبانی برای تعامل در بین افراد گروه می شود . فرد داوطلب در گروه شروع به تعریف یک داستان می کند و سایر اعضای گروه به اظهار نظر درباره آن می پردازند . وقتی درباره یک داستان در گروه صحبت می شود ، گفتگوها درباره شخصیت های داستان است نه زندگی واقعی داستان گو . این نگاه حتی وقتی همه از اینکه داستان احتمالاً به جنبه های زندگی خود فرد مربوط است آگاهند نیز، احساس ایمنی و جدا بودن از شخصیت داستانی را برای گوینده حفظ می کند . زمانی که فرد به اندازه کافی برای صحبت مستقیم درباره مسائلی که داستان او بررسی می کند ، احساس اعتماد کرد ، گفتگو ، شبیه گروه درمانی معمولی خواهد شد .
جزییات بیشتر درباره این پایان نامه :

 

پایان نامه تأثیر قصه گویی بر علائم رفتار لجبازی ـ نافرمانی کودکان

 

 

 

 

 

در خصوص قصه درمانی گروهی استفن [2](1997) اشاره کرده است که در بسیاری از گروه های درمانی داستان های شخصی به عنوان نوعی تجربه در حل مشکلات مشترک ، در اختیار سایر اعضای گروه قرار داده می شوند .

بیان قصه ها به صورت گروهی این فرصت را به کودکان می دهد تا قصه های کودکان دیگر را خوب گوش کنند و با راهبردهای هر کودک در مواجهه با مشکل آشنا شوند . همچنین قصه های گروهی فرصت بیان احساس ها را به طریقی مطمئن برای کودک فراهم می کنند. به عنوان مثال روش قصه گویی گروهی ، به کودکی که به دنبال مشکلی بزرگ ، بسیار عصبانی بود، این فرصت را داد تا خشم خود را از طریق گفتن قصه ابراز کند . داستان ها در گروه ممکن است به شکل های متفاوت مانند فیلم یا نمایش به کار برده شوند (دوایودی ، 1997 )

قصه گویی به مفهوم درمانی آن مستلزم چیزی بیش از بیان ساده داستان است . در این روش کودکان داستانی تازه خلق و برای گروه بیان می کنند به عنوان مثال می توان از کودک خواست تا داستانی درباره پسری خلق کند که با دوستانش اختلاف پیدا کرده است. در این داستان ها تأکید باید بیشتر برروی احساس های شخصیت ها باشد تا اعمال آنان . طرح داستان گویی را می توان با گروه های سه تا پنج نفری اجرا کرد . نقش درمانگر، مشاوره با افراد هر گروه است و در حالی که کودکان داستان را می گویند درمانگر باید کودکان

 

را برای قرار گرفتن به جای شخصیت های داستان ودرک چگونگی احساس آنها در شرایط موجود ترغیب کند . رفتاردرمانگر طی این دوره باید پذیرنده و حمایت کننده باشد و چنانچه پیشنهادهایی برای گسترش داستان ارائه شود ، تلاشهای کودکان هرگز نباید مورد انتقاد قرار گیرد (پنی بیکر به نقل از دوایودی ، 1997 ) .

برای کاهش اثرهای ناخوشایند داغدیدگی نیز می توان از روش گروهی استفاده کرد . بدین صورت که درمانگر ابتدا گفتگوی بین دو برگ در حال افتادن را بیان می کند . برای شروع کار از کودکان خواسته می شود تا از قول برگ های درحال افتادن درون داستان ، نامه ای به درخت بنویسند . سپس نامه ها را جمع آوری و دوباره آنها را میان کودکان توزیع می کند . به طوری که مطمئن شود هیچ کس نامه خود را دریافت نکرده است هر کودک نامه دریافتی را می خواند و پاسخی برای برگ در حال افتادن می نویسد . پس از اتمام نوشتن پاسخ ها ، از بچه ها خواسته می شود نامه های خود را به همراه پاسخ آن باز پس گیرند . به آنها فرصت داده می شود تا جوابهایشان را بخوانند و بار دیگر با یکدیگر به بحث و گفتگو بپردازند . این تکلیف به کودکان کمک می کند واکنش های دشوار نسبت به فوت و وداع را ببینند و سوال هایی درباره زندگی پس از مرگ مطرح کنند (دوایودی ، 1997)

گرسیه (1996 نقل از پیرسون ، 1997 ) اعتقاد دارد بیان داستان برای گروه و انعکاس مجدد آن توسط گروه به مراجعی که نا امیدی و بی حوصلگی و فقدان علاقه را در زندگی خود تجربه کرده است ، نیروی دوباره می بخشد و احساس حزن و تنهایی او را با شنیده شدن و مورد پذیرش قرار گرفتن توسط اعضا کاهش می دهد . همانطور که روابط متقابل در گروه رشد می کند افراد قوی تر شده و بهتر می توانند با احساس ناامیدی مقابله کنند و نسبت به فشارهای روانی مقاوم تر شوند . او بیان می کند که اگرچه ساختارهای روانی قدیمی در مقابل سازمان دهی مجدد مقاوم و پایدار هستند این شکل درمان می تواند راه حل هایی را که شخص برای برخورد با مشکلات درونی و بیرونی استفاده می­ کند تعدیل کرده و مراجع را به تغییر روابطش با مشکلات تشویق کند .

 

2-3-13- قصه در رویکردهای نظری روان درمانی

رویکردهای داستانی به روان درمانی ، با این ایده همگرایی دارد که درمان اساساً نوع ویژه ای از گفتگو است که قابلیت ها ، شایستگی ها و راه حل ها را از خود مراجع یا درمانجو فرا می خواند ، به گونه ای که روان درمانگر طی یک گفتگوی خلاق توانمندی مراجع را آشکار می سازد و به او جرأت و شهامت تغییر کردن می دهد . در این فرآیند درمانگر و مراجع موضوعات پیچیده را در فرآیند حل مساله کشف وتفسیر می کنند و به این ترتیب مراجعان اعم از کودکان و بزرگسالان بهتر می توانند مشکلاتشان را مدیریت کنند . قصه در هر نوع روان درمانی و در هر نقطه از فرآیند درمان می تواند به کار رود . درحقیقت قصه گویی مخرج مشترک بین آرایه وسیعی از جهت گیری های نظری و رویکردهای درمانی است (هنفر ، 2003)

بسیاری از الگوهای نظری موجود در روان درمانی ، به رغم داشتن تناقض هایی با یکدیگر گرایش دارند تا برروی زمینه های انتخابی یا حیطه های تجربیات بشر تمرکز کنند . در سالهای اخیر با بهره گرفتن از یک سری رشته های عملی ، یک دیدگاه قصه گویی ، “داستان گویی برای درک زندگی بشر”، تدوین شده که از یک چهارچوب وسیع ، پیوسته و خلاق برای جنبه های عملی و نظری روان درمانی خبر می دهد (راسل[3] ، 1991 ، سالیوان ، 1992 ، به نقل از دوایودی ، 1997 )

داستان ها پل ارتباطی بین جمعیت بالینی و غیر بالینی به شمار می روند ، زیرا در آنها اغلب مسائل خودمان تشخیص داده می شوند . علاوه بر این استفاده از داستان ها مستلزم به کارگیری الگوی  ویژه­ای نمی باشد و صرف نظر از ساختار نظری درمانگر می توانند کاملاً مورد استفاده قرار گیرند . بیان داستان لزوماً یک رویداد کلامی نیست و داستان ها ممکن است بدون استفاده از واژه ها نیز دوباره گویی شوند . لذا این امکان وجود دارد که خود داستان در بازی درمانی ، نقش گذاری روانی و درمانهای مربوط به داستان گویی یک نماد باشد (پنی بیکر به نقل از دوایودی ، 1997 )

داستان ها ابزار منحصر به فردی برای درمان هستند و برای افراد تمام گروه های سنی به کار می­روند، در واقع ، داستان خلاقیت گسترده ای است که با آن هر فردی می تواند عقاید به ظاهر نامعقول را بازیابی ، آنها را جایگزین و استفاده سازنده از آن را مطرح کند (راسل ، 1991 ) .

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:39:00 ق.ظ ]




فروید پیشگام روان تحلیلی ، و درمانگرهای پیرومکتب او به اهمیت اسطوره ها در درک روان شناسی آنها پی بردند . فروید افسانه ی (اودیپ ) را به عنوان اساسی ترین داستان انسانی می داند . کاربرد درمانی قصه ، ریشه در تفکرات روان تحلیل گری دارد . میلتون اریکسون (1901-1980) اولین فردی است که الحاق قصه و استعاره را به درمان تبلیغ کرد و آموخت . اریکسون برای شناخت دنیای ذهنی بیمارانش و تشویق و برانگیختن نیروهای ناخودآگاه ذهن آنها برای تغییر ، نیروی قصه ها را به خدمت گرفته بود . او در مراحل مختلف هیپنوتیزم درمانی از قصه ها به عنوان تلفیقاتی غیر مستقیم سود می برد و از روی واکنش بیمارانش به این استعاره ها می فهمید که چه بخشی از داستان با ذهنیت بیمار دارای نوعی ارتباط است . استفاده اریکسون از قصه ها بر پایه اصولی چون تجویز نشانه بیماری ، استفاده از مقاومت و تغییر قالب ذهنی بود (کارلسون ، 2001)
اگر اعتقاد داشته باشیم هدف روان تحلیل گری به آگاهی درآوردن ناهشیاری و یکپارچه ساختن موضوعات سرکوب شده در درون ساختار کلی شخصیت است (شیلینگ[1] ، ترجمه آرین ، 1390 ) قصه ها به طور مناسبی می توانند این فرایند را تسهیل کنند .

برطبق مراحل فرویدی در بهبود روان درمانی مراجع ، پارکر[2] (1990 نقل از برنز ، 2004 ) سه مرحله در فرایند درمان کودک از طریق قصه ها را چنین توضیح می دهد :

الف)مرحله همانند سازی : کودک با شخصیت ها و وقایع قصه خواه آنها واقعی یا ساختگی باشند ، همانند سازی می کند .

ب) مرحله تخلیه هیجانی : کودک از لحاظ هیجانی درگیر قصه شده و به رها سازی هیجانات فرو خفته در محیطی امن قادر می گردد .

ج) مرحله بینش : کودک خودش و سایر شخصیت های مهم زندگی اش را در قصه بازشناسی کرده و به بینش نسبت به اهمیت تشابهات دست می یابد . با کاهش احساس تنهایی و انزوا و افزایش سطح خودآگاهی و خود فهمی کودک به شهامت بیشتری برای رویارویی با مشکلات خویش نائل می آید .

همان طور که کرامر[3]( 1999 به نقل از بیچوسکی [4] 2001 ) اشاره دارند مکانیسم های دفاعی ناهشیاری مانند انکار ، فرافکنی و همانندسازی در بسیاری از قصه های عامیانه مورد رویاروئی قرار می گیرد .

جزییات بیشتر درباره این پایان نامه :

 

پایان نامه تأثیر قصه گویی بر علائم رفتار لجبازی ـ نافرمانی کودکان

 

 

 

 

 

2-3-15- روان شناسی فردی (آدلری )

در تکنیک دفتر خاطرات که وست ودان (1985 ) آن را براساس مفهوم اهداف اشتباه زندگی در نظریه آدلر تدوین کرده اند ، از قصه ها برای کمک به دانش آموزان دبستانی در خود فهمی روان شناختی و فهم و مدیریت رفتار کلاسی ایشان استفاده می شود . در این شیوه داستان به صورت بیان خاطرات یک کودک از اتفاقاتی است که بین خود و همکلاسی هایش د ر مدرسه پیش آمده است .

گاردنر (1979 ، نقل از استیلز [5] و کوتمن [6] ، 1990 ) نیز به عنوان یکی از پیشگامان، کاربرد قصه در روان درمانی کودکان به شیوه ی آدلری ،قصه ها را به عنوان ابزاری برای دستیابی کودک به بینش نسبت به اهداف اشتباه خود استفاده می کند .او تکنیکی در مشاهده با کودکان به نام قصه گویی دو جانبه شکل داد . این تکنیک قالب مناسبی برای مشاوران جهت درک شیوه زندگی و اهداف کودکان فراهم می نماید .

 

 

2-3-16- شناخت درمانی

داستان ها سیستم عقاید و نگرش های جدیدی به ما می آموزند . هدف اصلی درمان شناختی ، تغییر سیستم عقاید فرد (باورهای فرد) به منظور تغییرو اقعیت وی است . به طور سنتی درمانگران شناختی از دیدگاه های منطقی برای پیشرفت این مسأله استفاده می کردند . اما در حال حاضر بازشناسی ارزش داستان ها در رسیدن به این هدف رو به رشد بوده و نقش فرآیندهای داستان در شناخت درمانی وسیع تر و عمیق تر شده است (راسل 1991) داستان سرایی در شناخت درمانی نوعی الگوسازی نهانی است ، وقتی کودکان به داستان های درمانی گوش فرا می دهند آنها را درک می کنند و تصاویر مثبت و توانایی می آفرینند. تصاویر و اعمال درون داستان ها ، اطلاعات مهمی در مورد عملکرد احساس آنها فاش می کند کودکانی که دارای نگرش منفی هستند عموماً حتی در قصه هایی که با موضوعات مثبت شروع می شوند، اتفاقات بدی را می

آدرس سایت برای متن کامل پایان نامه ها

 

گنجانند ،برعکس ، کودکانی که نگرش مثبت به خود و جهان اطراف خود دارند ، موقعیت های منفی ر ابه صورت مشکلاتی قابل حل توصیف می کنند و برای قصه هایی که با موضوعات منفی شروع می شوند پایان خوبی خلق می کنند (شیپرو ، ترجمه بیرجندی و مصلی نژاد ، 1385 )

مؤلفه هیجانی داستانها با یک مؤلفه شناختی کامل می شود ، که به طور ضمنی از فرد می خواهد درباره پیام داستان فکر کند و با تحلیل محتوای آن ، قانون خود ساخته ای شکل دارد مبنی بر اینکه چگونه پیام داستان در زندگی شخصی او ، کاربرد دارد (هفنر، 2003).

 

 

2-3-17- رفتار درمانی

قصه گویی سنتی قدیمی برای انتقال غیر مستقیم پیام های مهم درباره ی نحوه ی رفتار سازگارانه در یک زمینه ی اجتماعی است (استیلز و کوتمن ، 1990 )

گلدارد و گلدارد (1997) از داستان ها برای مشاوره با کودکان بهره می گیرند . به عقیده آنها داستانها با هدف های آموزشی به کودکان کمک می کنند رفتارهای جدیدی را یاد بگیرند و به اصلاح رفتارهایی که از پیش آموخته اند ، بپردازند . به طور مثال کودکانی که مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرند یاد گرفته اند به دیگران اعتماد کنند و با بزرگسالان مؤدب باشند چنین کودکانی باید یاد بگیرند حد و مرز را حفظ کنند و متوجه باشند هنگامی که در معرض خطر هستند نه گفتن ضروری است . افزون بر این داستان ها برای آموزش مهارت های کنترل خشم و نیز کودکانی که جدایی و یا مرگ والدین خود را تجربه می کنند، می توان استفاده کرد .

آموزش راه های سازنده ی بیان احساسات و توجه به پیامدهای اعمال خشونت آمیز و احتمال آسیب رساندن به دیگران و یاد آوری این نکته که پرخاشگری تنها راه رسیدن به هدف نیست و انزوای وی را به دنبال خواهد داشت ، از جمله مفاهیمی است که برای اصلاح رفتارهای تهاجمی در داستان ها به کار می رود . استفاده از شخصیت هایی که حس همدردی دارند به کودک پرخاشگر کمک می کند تا عواطف دیگران را تجربه کند و انعطاف پذیرتر گردد (اسچچن [7] و ناچشول [8]، 1996 )

همچنین درمانگر می تواند قصه هایی به موازات زندگی کودک با مشکلات و موقعیت های مشابه خلق کند ، به گونه ای که قهرمان از روش های مؤثر برای رویارویی با مشکلات استفاده می کند ، بدین ترتیب کودکان می آموزند که اولاً برای رویارویی با موضوعات و مسائل زندگی روش های مختلفی وجود دارد ثانیا توجه به پیامدهای هر یک از روش های حل مسئله آنها را به سوی یک رویارویی مؤثر در موقعیت های مختلف رهنمون می سازد (اشنایدر و داب ، 2005 ).

داستانها ابزار مناسبی برای معرفی الگوهای موفق و رفتارهای مطلوب هستند کودک از طریق همانند سازی با این الگوها به تعدیل و اصلاح تصویرهای ذهنی از خود می پردازد (آنگس [9] ، لویت ، [10] هاردتک[11]، 1999 ) .

سرمشق دهی که به عنوان شرطی سازی جانشین یا یادگیری مشاهده ای شناخته شده است ، یادگیری از طریق تجربه های غیر مستقیم می باشد . در این شیوه الگو پاسخی را نمایش می دهد ، ارگانیسم پاسخ را مشاهده و آن را تقلید می کند . همان طور که الگو پاسخی را نمایش داده و به مشاهده گر دستور می دهد :” آن را انجام بده” در قصه ها نیز چنین وضعیتی وجود دارد . شخصیت الگو ، پاسخی را نشان می دهد اما به جای این که لفظاً بگوید “این کار را انجام بده” از مشاهده­ گر       می­خواهد که بر اساس تفسیر استعاره ای فردی از قصد ، قانونی شخصی  برای خود ایجاد کند .

داستان ها پاسخ های هیجانی را  در شنونده بر می انگیزند . اسکینر (1957 نقل از هفنر ، 2003 ) بر این باور است که استعاره ها بر خلاف زبان تحت الفظی پاسخ های هیجانی را بر می انگیزند .

هیجانات پیام را بر جسته تر ساخته و یادگیری تأثیر پذیری از داستان را ، تسهیل می کنند(دور ، 1981 نقل از هفنر ، 2003 )

[1] -Shilling

[2] -Parker

[3] -Cramer

[4] -Biechoski

[5] -Stiles

[6] -Kootman

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:38:00 ق.ظ ]




جزییات بیشتر درباره این پایان نامه :

پایان نامه ارشد : تاثیر بانکداری الکترونیک بر عملکرد مالی بانک مسکن

منافع حاصل از بانکداری الکترونیکی ریسک های مختلفی نیز با خود دارد که باید از سوی مدیریت بانک و بانک مرکزی در خصوص نظارت بر عملیات بانکی در چاچوب قوانین موضوعه پولی و بانکی کشور مورد توجه قرار گرفته و در جهت مقابله با آن راهکارهای مناسب اتخاذ شود.آمار منتشره از سوی صندوق بین المللی پول (IMF) نشان می دهد بانکداری الکترونیکی در شکل بانکداری اینترنتی در کشورهای اتریش – فنلاند- کره جنوبی – سنگاپور – اسپانیا – سوئد و سوئیس بیشترین کاربرد را دارد و این در این کشورها بیش از 75 درصد تمامی بانک ها نسبت به ارائه خدمات بانکداری اینترنتی اقدام می نمایند.در کشورهای اسکاندیناوی به ویژه فنلاند مشتریان بانک ها بیشتر فعالیت های بانکی خود را از طریق اینترنت انجام می دهند.در آغاز قرن بیست و یکم میلادی یعنی سال 2000 میلادی 62 درصد تمامی بانک های ایالات متحده امریکا داراس سایت در اینترنت بودند و 37درصد آن ها معاملات اینترنتی انجام می دادند. در کشور مزبور بانک هایی که خدمات بانکداری اینترنتی ارائه می دهند،بیش از 90 درصد دارایی هایی سیستم بانکی را به خود اختصاص داده اند.معهذا باید توجه داشت با وجودی که اغلب مشتریان در بانک های امریکایی که بانکداری اینترنتی انجام می دهند حساب بانکی دارند، اما این مشتریان هنوز محدود بوده و به حدود 4 درصد کل مشتریان بانک ها می رسند.

بانکداری الکترونیکی ریسک های مختلفی نیز با خود دارد که اغلب تحت تاثیر طبیعت خاص فعالیت های بانکداری الکترونیکی قرار می گیرند. به طوری که کمیته نظارت بانکی کمیته بال تاکید می نماید که مدیریت این گونه ریسک ها باید بخش لاینفک مدیریت ریسک بانک ها شود.با توجه به همین مورد است که اخیراً بانک بین المللی تسویه مبادرت به انتشار اصول چهارده گانه مدیریت ریسک بانکداری الکترونیکی نموده است.این ریسک ها عبارت از ریسک عملیاتی – ریسک حسن شهرت – ریسک حقوقی – ریسک استراتژیک – ریسک تجاری – ریسک اعتباری – ریسک نقدینگی – ریسک بازار – ریسک ارزی و …

وضعیت امنیتی به عنوان ریسک عملیات اصلی بانکداری الکترونیکی مورد توجه قرار گرفته است.سیستم می تواند از داخل یا از خارج مورد تهدید قرار گیرد.این امر شامل مواردی همچون دسترسی غیر مجاز به سیستم – بی توجهی به کدگذاری اطلاعات – حمله به سیستم – کنترل ارتباطات – استفاده از اطلاعات محرمانه – افزودن به دارایی های مشتریان – کسر کردن تعهدات مشتریان یا قطع عملیات یا آلوده کردن سایت به ویروس میگردد. اگر یک بانک در ارائه امنیت لازم یا ارائه خدمات به موقع و صحیح شکست بخورد حسن شهرت آن با ریسک مواجه خواهد شد . علاوه بر در دسترس بودن و اشکالات در امنیت اطلاعاتی به حسن شهرت بانک لطمه میزند.بانکداری الکترونیکی می تواند موجب تحمیل ریسک های حقوقی نیز شود (زمانی فراهانی، 1389، 331).

در واقع یکی از مهمترین و در عین حال، خطرناکترین نقطه ضعفهای بانکداری الکترونیکی، ناتوانی سیستم های بانکی در شناسایی کامل و دقیق مشتریان صاحب حساب الکترونیکی است. این سیستم به گونه ای طراحی شده است که باوارد شدن یک یا چند کاراکتر ( از قبیل شماره تلفن همراه، شماره شناسنامه یا گواهینامه فرد صاخب حساب) به طور اتوماتیک ، فرد وارد کننده این اطلاعات را به عنوان صاحب حساب

 

شناسایی می کند و هرگونه خدماتی را که مورد تقاضای او باشد، در اختیار قرار می دهد. فاکتورهای اصلی ریسک در بازارهای مالی که بانک ها هم با آن روبرو هستند، عبارتند از: ریسک اعتباری، ریسک ناحیه ای، ریسک تبدیل و نوسان نرخ، ریسک بازار، ریسک نقدینگی، ریسک عملیاتی، ریسک قانونگذاری، ریسک ناشی از شهرت و خوشنامی مشتریان، ریسک معامله ها.

اغلب این ریسک ها موضوع جدیدی نمی باشند، با وجود این، خدمات مالی الکترونیکی آنها را تشدید نموده است، ولی مهمترین ریسک های مشخص شده در بانکداری الکترونیکی شامل ریسک نقدینگی، ریسک اعتباری، ریسک نرخ بهره و ریسک معامله ها است.

ریسک های عملیاتی
بانک ها باید برای نخستین بار هزینه سرمایه مرتبط با ریسک عملیاتی را به منظور شناسایی زمینه های ریسک عملیاتی و تعیین کمیت خسارت مربوط به آنها، کنار بگذارند. به طور کلی، مدیریت ریسک درصد جدول الویت های سرمایه گذاری بنگاههای مالی قرار گرفته است.

 

 

ریسک قانونی (حقوقی)
پایان یافتن یک انتقال منابع، اغلب به عنوان مهمترین مقوله در مباحث حقوقی بانکی مورد نظر می باشد. در بسیاری از سامانه های حقوقی، نتایج حقوقی مهمی بر زمانی که انتقال منابع کامل شده و پایان می پذیرد، مترتب می شود.

ریسک نقدینگی
ریسک نقدینگی ، ناشی از بی ثباتی ها و ابهاماتی است که به واسطه ناتوانی بانک در عمل به تعهد های مالی اش (آن هم به دلیل بروز زیان های قابل توجه و پیش بینی نشده) بوجود می آید. ریسک نقدینگی شامل ناتوانی بانک در مدیریت تغییرات برنامه ریزی نشده و غیر منتظره شرایط بازار است که توانایی بانک در به جریان انداختن دارایی های نقدی خود را کاهش می دهد. بانکداری اینترنتی باعث افزایش آسیب پذیری بانک ها از سوی سپرده های مشتریان می شود، مشتریانی که بر اساس شرایط و موقعیت های خاص، اقدام به برداشت از حساب یا بستن آن می کنند. چون در اینترنت، هر گونه معامله و عملیات بانکی امکان پذیر است، پس بانک ها در معرض این خطر قرار دارند که بخش زیادی از مشتریانشان در یک زمان خاص اقدام به برداشت از حساب خود کنند و نقدینگی بانک ها باید همیشه و در همه حال، آماده رویارویی با ریسک ناشی از کاهش شدید نقدینگی خود باشند و راه حل های فوری و مناسبی را برای رفع این نوع مشکل ها پیدا کنند.

ریسک اعتباری
ریسک اعتباری، عبارت است از ریسک مربوط به سود سرمایه ای که در اختیار وام گیرندگان قرار می گیرد، اما آن افراد یا شرکت ها قادر به انجام تعهدهای مالی بین خود و بانک نیستند. چنین سودی تا حد زیادی بستگی به موفقیت متقاضی وام در فعالیت های تجاری و آمادگی برای بازپرداخت وام دارد. بانکداری اینترنتی، این فرصت را برای بانک ها فراهم می کند تا حیطه جغرافیای فعالیت خود را گسترش دهند. در این حالت، مشتریان می توانند بنا به میل خود، یک بانک یا موسسه مالی را در هر جای جهان برگزینند و بدون هر گونه تماس یا برخورد فیزیکی با کارکنان آن بانک یا موسسه، از اعتبارهای بانکی استفاده کنند. در این حالت، بانک ها با یک چالش بزرگ مواجه می شوند و آن هم تصمیم گیری در مورد اعطای اعتبارات به مشتریانی است که نه آنها را دیده اند و نه از وضعیت اعتبار آنها آگاهی کامل دارند.

یکی دیگر از چالش های اعتباری بانک ها در بانکداری اینترنتی مربوط به این مساله اساسی است که در جریان اعطای اعتبارها به مشتریان برون مرزی، کدام قوانین و مقررات از کدام کشور یا ایالت باید در نظر گرفت؟ مدیریت هدفمند پورتفولیوی وام ها از طریق اینترنت، نیازمند اتخاذ سیاست ها، فرآیندها و فعالیت هایی است که ریسک را به کمینه ممکن برساند.

ریسک نرخ بهره: ریسک نرخ بهره، ریسکی است که به واسطه افزایش نرخ بهره بوجود می آید. از دیدگاه اقتصادی، یک بانک باید تمرکز کاملی بر میزان ارزش دارایی ها، بدهی ها و درآمد های خود داشته باشد که هر سه مورد اشاره شده به واسطه تغییر نرخ بهره، تغییر پیدا می کنند.. این ریسک به دلایل گوناگون و به واسطه تاثیر گذاری عوامل مختلف  بوجود می آید که در اینجا از ذکر آنها خودداری می کنیم، زیرا این امر نیازمند تحقیقی گسترده و همه جانبه است. اما آنچه به یقین می توان پذیرفت، این است که سنجش و کنترل ریسک نرخ بهره، نشاندهنده اهمیت والای اتخاذ راهبردهای تامین سرمایه و سیاست های جانبی آن است. به طور کلی، فرآیند جذب سرمایه ورودی بانک ها (سپرده گذاری ها) به طور جداگانه و مستقل از فرآیند مربوط به خروجی سرمایه (وام و تسهیلات بانکی) و با نرخ های بهره گوناگونی انجام می شود که با توجه به ماهیت متحرک و مجازی اینترنت، این ریسک تشدید می شود.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:38:00 ق.ظ ]




تمام موضوعات خدمات مالی به عنوان یک صنعت درباره پول است. در این کسب به جای عملیات تجاری بر امور مالی متمرکز شده کارها، استفاده از هوش تجاری در خدمات مالی ارزش ایجاد کرده است. هوش تجاری نقش موثری را در پیگیری سوء استفاده از دارایی های مالی که شامل کشف و ردیابی کلاهبرداری و تقلب است ایفا کند. داده کاوی در صنعت بانکداری می تواند در حوزه های مختلفی از جمله دسته بندی مشتریان، تعیین میزان سود بخشی مشتریان، امتیاز دهی اعتبار، تصویب اعتبار، بازاریابی، تشخیص تراکنش های متقلبانه، مدیریت پول نقد، پیش بینی عملیات و رتبه بندی سرمایه گذاری ها به کارگرفته شود. بانک ها برای حفظ قدرت رقابت خود، داده کاوی را در فرآیند های تصمیم گیری خود به کار می گیرند و از مزایای آن در کسب و حفظ مشتری و در نتیجه افزایش سودآوری بهره می گیرند.
علاوه بر این بانک ها می توانند از داده کاوی برای شناسایی مشتریان کارت اعتباری که بیشترین سود بخشی را دارند یا برای شناسایی متقاضیان وامی که دارای ریسک بالا هستند استفاده کنند. از کاربردهای داده کاوی در بانکداری می توان به موارد زیر اشاره کرد:

الف- بازاریابی

یکی از مهمترین کاربردهای داده کاوی در صنعت بانکداری در حوزه ی بازاریابی است. دپارتمان بازاریابی بانک می تواند از داده کاوی برای تحلیل پایگاه داده مشتریان استفاده کند و سرویس ها و محصولات ترجیحی مشتریان را تشخیص دهد. با ارائه سرویس ها و محصولاتی که مشتریان واقعا متقاضی آنها هستند از هدر رفتن هزینه برای تامین سرویس های بدون متقاضی جلوگیری می شود. بنابراین واحد بازاریابی بانک می تواند با کسب دانش بیشتر در مورد مشتریان، بیشتر بر روی نیازهای آنها تمرکز کند.

جزییات بیشتر درباره این پایان نامه :

 

پایان نامه ارشد : تاثیر بانکداری الکترونیک بر عملکرد مالی بانک مسکن

ب- مدیریت ریسک

مدیران تصمیم گیری بانک برای بسیاری از تصمیمات نیاز دارند بدانند که آیا مشتریان بانک قابل اطمینان هستند یا خیر. اگر آنها اطلاعات کاملی در مورد مشتریان خود نداشته باشند، ارائه کارت های اعتباری به مشتریان جدید، گسترش اعتبار مشتریان کنونی و تصویب وام ها، دارای ریسک برای بانک هستند. داده کاوی می تواند با استخراج داده در مورد مشتریان ریسک بانک ها را در این موارد تصمیم گیری کاهش دهد. با تحلیل رفتارهای تراکنشی مشتریان با حساب های سپرده هایشان می توان رفتار آنها را در ارتباط با وام و بازپرداخت وام ها پیش بینی کرد. امتیاز دهی اعتباری یا Credit Scoring  یکی از اولین ابزارهای مدیریت

پایان نامه - مقاله

 

ریسک تولید شده، می باشد و در صنعت بانکداری برای گرفتن تصمیم در مورد اعطای وام به مشتریان بسیار با ارزش است. وام دهندگان بهتر است برای تصمیم گیری، ابزار ارزیابی ریسک داشته باشند. سوابق متقاضیان وام خوب و بد می تواند برای ایجاد یگ الگو برای تشخیص خوب یا بد بودن متقاضیان جدید به کارگرفته شود.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:37:00 ق.ظ ]