دنیای تکنولوژی - مجله‌ اینترنتی آموزشی علمی


شهریور 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      


 بهینه‌سازی سئو محتوا
 درآمد از تدریس آنلاین مهارت‌های فنی
 روش‌های پنهان درآمد از مشاوره آنلاین
 نجات رابطه عاشقانه از تردیدها
 علل ترس از تعهد در روابط
 دلایل یکطرفه بودن تلاش در عشق
 حقایق تغذیه طوطی برزیلی
 رازهای روابط موفق سنتی و مدرن
 علل و درمان استفراغ در سگ‌ها
 درآمد از فروش فایل‌های آموزشی آنلاین
 درک متقابل در رابطه عاطفی
 راهکارهای ازدواج موفق
 افزایش بک‌لینک سایت
 پاسخ به سوالات رایج درباره گربه‌ها
 راهنمای بارداری سگ‌ها
 ساخت محتوای سئو شده آسمان‌خراش
 بهینه‌سازی محتوا برای جذب مخاطب
 ریشهیابی فرار از تعهد
 تکنیک‌های رشد سایت مقالات تخصصی
 فروش محصولات دیجیتال با روش‌های برتر
 حقایق مهم درباره سگ‌های آلابای
 ترفندهای حرفه‌ای ChatGPT
 آموزش کاربردی Copilot
 نشانه‌های عاشق شدن
 بهینه‌سازی هدر و فوتر فروشگاه آنلاین
 حفظ استقلال در رابطه بدون آسیب زدن
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید



جستجو


 



جدول ۲-۲- شاخص‏های رشد رفتار
سن
رفتار حسی ـ حرکتی
رفتار انطباقی
رفتار اجتماعی
تولد تا چهار هفتگی
بازتاب چنگ زدن، بازتاب طلبیدن، بازتاب مکیدن، تفکیک صداها، تشخیص مزه های شیرین و ترش، تعقیب با چشم، انجام حرکات خزیدن متناوب
رفتار جستجوی غذا در روز چهارم پس از تولد، به صدای جغجغه و زنگ واکنش نشان می دهد، برای لحظه ای به اشیاء متحرک توجه می کند.
حساسیست به صورت، صدا و چشمهای مادر در ساعت اول عمر، لبخند درونزاد، بازی مستقل (تا دو سالگی)، با بلند کردن از زمین آرام می گیرد، چهره بی تفاوت
۴ هفتگی
مشت کردن دست ها، بالا نگه داشتن سر برای لحظاتی کوتاه، تثبیت نگاه
دنبال کردن اشیاء متحرک تا خط وسط
توجه به چهره ها و تحرک اندک، واکنش به صحبت ها، لبخند زدن (برای مادر)
۱۶ هفتگی
متعادل نگه داشتن سر، تطابق بینایی
دنبال کردن حرکتی شی کند باچشم، به حرکت درآوردن بازوان با دیدن اشیاء آویزان
لبخند اجتماعی خودبخودی (برونزاد) وقوف به موقعیت های ناآشنا
۲۸ هفتگی
محکم می نشیند، روی دست ها به جلو خم می شود، در وضعیت ایستاده روی پاها فعالانه جهش می کند
هر یک از دست ها را برای گرفتن اسباب بازی دراز می کند، جغجغه را به صدا درآورده و تکان می دهد، اسباب بازیها را جابجا می کند.
پای خود را به طرف دهان می برد، تصویر داخل آینه را لمس می کند، شروع به تقلید صدا و حرکات مادر می کند.
۴۰ هفتگی
به تنهایی و با هماهنگی خوب می نشیند و می خزد، خود را برای ایستادن بلند می کند، با انگشت سبابه اشاره می کند.
دو شی را با هم در خط وسط جور می سازد،.
با دور شدن از مادر احساس اضطراب می کند، به بازیهای کودکانه واکنش نشان می دهد، بطری شیر خود را نگه می دارد، بیسکوییت را به تنهایی می خورد.
۵۲ هفتگی
وقتی یک دستش را بگیرند راه می‏رود، چند لحظه به تنهایی می ایستد
چیزهای تازه جستجو می کند.
برای لباس پوشیدن هماری می کند.
۱۵ ماهگی
راه می رود، از پله با خزیدن بالا می رود
ـــــ
خواسته های خود را با اشاره یا صدا بیان می کند، در بازی یا هنگام امتناع اشیاء را پرت می کند.
۱۸ ماهگی
توپ را پرت می کند، هماهنگ راه می رود، اگر یک دستش را بگیرند از پله می رود.
به سه چهار تا مکعب برج درست می کند، کاغذ را خط خطی می کند و تقلید نوشتن را درمی آورد.
قسمتی از غذای خود را می خورد و قسمتی را می ریزد، اسباب بازیها را ردیف می کند، اسباب بازی خاصی مثل عروسک را با خود حمل کرده و بغل می کند، برخی الگوهای رفتاری را با کمی تاخیر، تقلید میکند.
۲ سالگی
بدون افتادن بخوبی راه می رود، توپ را لگد می زند، به تنهایی از پله بالا و پایین می رود، مهارتهای حرکتی ظریف افزایش می یابد.
از ۶ یا ۷ مکعب برج می سازد، دایره صلیب را کپی می کند، با سه مکعب پل می سازد.
لباسهای ساده را به تن می کند، تقلیدهای خانگی، با اسم به خودش اشاره می کند، به مادر نه می گوید، اضطراب جدایی کاهش می یابد، بازی موازی انجام می دهد، در کنار سایر کودکان بازی می کند اما با آنها کاری ندارد.
۳ سالگی
سه چرخه سوار می شود، از پله پایین می رود، موقع بالا رفتن از پله ها پاها را متناوباً عوض می کند.
از ۹ یا ۱۰ مکعب برج می سازد، دایره صلیب را کپی می کند، سه مکعب پل می سازد.
کفش های خود را می پوشد، دکمه هایش را باز می کند، نوبت را درک می کند، خودش به خوبی غذا می خورد.
۴ سالگی
از پله ها با قدمهای واحد پایین می آید. ۵ تا ۸ ثانیه روی یک پا می ایستد.

 


صلیب را کپی می کند، چهار رقم را تکرار می کند، ده شی را با اشاره صحیح نام می برد.
دندانهایش را مسواک می زند، با همکاری سایر بچه ها بازی می کند.
۵ سالگی
جست و خیز می کند، پیشرفت در هماهنگی حرکتی ظریف معمولاً کنترل اسفنگتر را دارد.
مربع را کپی می کند، ده چیز را به درستی می شمارد.
خودش لباس می پوشد یا درمی آورد، چند حرف را می تواند بنویسد، در بازیهای ورزشی رقابت می کند.
۶ سالگی
دوچرخه سواری می کند
نام خود را می نویسد، مثلث را کپی می کند.
بند کفشهایش را می بندد.
 

 

سنجش رفتارهای انطباقی و سازگارانه باید متناسب باسطح رشد اجتماعی کودک انجام شود (آناستازی، ۱۳۷۸، زامیاد، یاسمی و واعظی، ۱۳۷۵). برای مثال اگر طبق مقیاس رشد اجتماعی واینلند، بخواهیم در مورد رفتارهای سازگارانه کودکان قضاوت کنیم، باید سطح رشدی کودک را مدنظر قرار دهیم. مقیاس رشد اجتماعی واینلند در سه فرم زمینه‏یابی، گسترده و در مدرسه در دسترس است که چهار قلمرو را می‏سنجد:

 

۱٫ قلمرو ارتباطی

 

۲٫ قلمرو مهارتهای روزانه زندگی

 

۳٫ قلمرو اجتماعی شدن

 

۴٫ قلمرو مهارتهای حرکتی و رفتار ناسازگارانه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1399-01-31] [ 07:29:00 ق.ظ ]




۲-۱۱-۱- نظریه روانی ـ اجتماعی اریکسون۱
اریک اریکسون با طرح مفهوم رشد در سراسر دوران زندگی به نوعی سنت‏شکنی کرد و پا را از محدوده‏ها و چهارچوب‏های دیدگاه فروید فراتر گذاشت. او معتقد بود که رشد انسان از یک سری مراحل مشخص می‏گذرد و در هر مرحله، کودک با بحرانی روبه رو می‏شود که با توجه به محیط پیرامون کودک و عوامل اجتماعی موثر بر او ممکن است این بحران را با موفقیت پشت سر بگذارد یا اینکه با حل ناموفق آن در مراحل بعدی تحول دچار دردسرهایی بشود. گذر از موفقیت‏آمیز هر مرحله ضامن حل موفقیت آمیز بحرانهای مرحله بعدی زندگی است. (برای مثال نگاه کنید به شافر۲، ۲۰۰۰، پالیا۳ و اولدز۴، ۱۹۹۵، لنفرا سوئیس۵، ۱۹۹۶، دورتسزکی۶، ۱۹۶، برگر۷، ۲۰۰۰).

سه مرحله اول دیدگاه اریکسون با توجه به پژوهش حاضر (سنین پیش دبستانی) شرح داده می‏شود.

مرحله اول: اعتماد بنیادی در مقابل بی اعتمادی (از تولد تا ۱۸ ماهگی)

اریکسون در کتاب «هویت جوانی و بحران» خاطر نشان می‏کند که بقای کودک وابسته به دهان وی است و محبتش هم از طریق دهان ابراز می شود. در واقع در این دوره دهان الگوی رفتاری اصلی کودک را تشکیل می‏دهد و جهان را از طریق حس لامسه، بینایی و دهان تجربه می‏کند. رشد اعتماد بنیادی شیرخوار به دنیا ریشه در تجارب اولیه با مادر یا مراقب اولیه‏اش دارد. اریکسون معتقد است که اعتماد نه به مقدار غذا بلکه به کیفیت رابطه کودک با مادر بستگی دارد. در صورتی که مادر بتواند نیازهای کودک را پیش‏بینی کرده و علیرغم پرخاشگری دهانی کودک همواره این نیازها را به موقع برآورده سازد، کودک می‏آموزد که لحظات غیرقابل اجتناب ناکامی و محرومیت را تحمل کند. مکانیسمهای درون فکنی و فرافکنی به کودک این امکان را می‏دهد که تداوم و یکنواختی ابتدایی هویت را تجربه کند. اریکسون ضمن تاکید بر ویژگی اپی ژنتیک تغییر روانی ـ اجتماعی، بسیاری از آسیبهای روانی را نمونه‏ای از آن چیزی می دانست که آن را بحران رشد وخیم می‏نامید که منظور از آن این است که رشدی که در یک مرحله دچار مشکل شده باشد بر مراحل بعدی تاثیر عمده‏ای بر جای خواهد گذاشت. وقتی شخص در اثر اختلالات شدید و در روابط اجتماعی قبلی نتواند به حس اعتماد بنیادی یا فضیلت امید دست یابد ممکن است علاوه بر ناسازگاری دوران کودکی در دوران بزرگسالی در معرض اختلالات روانی نظیر اسکیزوفرنی قرار بگیرد. اریکسون اعتقاد دارد که رد پای اعتیاد را می‏توان در مرحله  ابتدایی رشد روانی ـ اجتماعی جستجو کرد (کاپلان و سادوک، ۲۰۰۳).

جزییات بیشتر درباره این پایان نامه :

 

پایان نامه تاثیر آموزش پیش دبستانی بر یادگیری مهارتهای روانی – حرکتی و سازگاری اجتماعی

 

مرحله دوم: خودمختاری در مقابل شرم و تردید (از ۱۸ ماهگی تا ۳ سالگی)

ضمن رشد تکلم و کنترل اسفنگتر و عضلات، کودک نوپا به تمرین نگهداشتن و رها کردن می‏پردازد و نخستین تظاهرات اراده را تجربه می کند. این امر تا حد زیادی به میزان و نوع کنترل والدین بر روی کودک بستگی دارد. کنترل غیرقابل انعطاف یا کنترل زودرس تلاشهای کودک برای خوشتنداری را بی‏اثر کرده و در نتیجه پیشرفت یا پیشرفت کاذب بوجود می‏آید. اگر شرایط رشدی مناسب باشد و مراقبین کودک بتوانند

 

محیط متناسب با نیازهای تحول کودک ایجاد کنند، کودک به حس متناسبی از «داشتن و نگه داشتن» می‏رسد اما اگر این شرایط بهینه به هر دلیل به هم خورد کودک در راه ایجاد اراده معطوف به هدف شکست خورده و ممکن است در رعایت قانون و تبعیت از اصول رایج انضباطی مشکل پیدا کند.

 

مرحله سوم: ابتکار در برابر احساس گناه (۳ تا ۵ سالگی)

تسلط روزافزون کودک بر مهارتهای حرکتی و زبانی، مشارکت وی در جهان بیرون را گسترش می‏دهد و تخیلات مربوط به جستجو در محیط را برمی انگیزد. کودک در این سن بسیار کنجکاو است و به دنبال کشف بسیاری از ناشناخته های جهان خارج می گردد و طبق دیدگاه اریکسون در این مرحله، جوانه‏های اولیه پیدایش وجدان رشد می کند و اگر شرایط تربیتی و خانوادگی کودک به گونه‏ای باشد که معیارها و اصول ، با سفتی و سختی دنبال شوند به تدریج کودک را از حالت تخیل، خلاقیت و خودانگیزی خارج می‏کند و ممکن است زمنیه پیدایش احساس گناه مرضی را در وی ایجاد کند.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:29:00 ق.ظ ]




جدول ۲-۳- مراحل رشد روانی ـ اجتماعی اریکسون (به نقل از کاپلان و سادوک، ۲۰۰۳، )
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مرحله‏روانی‏ـ‏اجتماعی
دستاوردمثبت
انواع ناسازگاریها
جنبه‏های ماندگار شکل‏گیری هویت
اعتماد در مقابل بی اعتمادی (تولد تا ۱۸ ماهگی)
امید
اعتیاد 

افسردگی

سایکوز
دیدگاه زمانی در مقابل سردرگمی در زمان
خودمختاری در مقابل شرم و تردید (۱۸ ماهگی تا ۳ سالگی)
اراده
پارانویا 

وسواسهای فکری

وسواسهای عملی
اطمینان به خود در مقابل کمرویی
ابتکار در برابر احساس گناه (۳ تا ۵ سالگی)
هدفمندی
هراس 

اختلالات روان تنی

بازداری

اختلال تبدیلی
آزمایش نقش در مقابل تثبیت نقش
 

۲-۱۱-۲- نظریه روان شناسی فردی آدلر۱

آدلر با ارائه یک دیدگاه کلی نگر و غایت انگار در مورد انسان، به یکی از بزرگترین نظریه‏پردازان شخصیت تبدیل شد و با اینکه بسیاری از اندیشه های اولیه او در اثر مرگ زودرس و ناگهانی اش به صورت کامل و پخته درنیامدند، ولی با این حال پیروانش با شرح و بسط اندیشه ها و ایده های اولیه او، روان‏شناسی فردی را به یکی از پرکاربردترین و جذابترین دیدگاه ها، درخصوص رفتار انسان تبدیل کرده‏اند. پس از مرگ وی، درایکرز۲، معروفترین پرچمدار این تئوری معرفی شد.

جزییات بیشتر درباره این پایان نامه :

 

پایان نامه تاثیر آموزش پیش دبستانی بر یادگیری مهارتهای روانی – حرکتی و سازگاری اجتماعی

 

آدلر با طرح مفهوم احساس کهتری و جبران این احساس، اندیشه های اولیه تئوری خود را بنا کرد. او معتقد بود که ریشه احساس کهتری را باید در شکستی که تمایل به تفوق و برتری با آن مواجه شده است، جتسجو کرد. برای روشن شدن این موضوع اول باید بدانیم زندگی چیست؟ زندگی متضمن وجود تعادل و حفظ خویشتن است. هر چیزی که موجب عدم تعادل شود، باید در هم شکسته شود. تاریخ پر است از نیاز به برتری. کودک از روزی که متولد می شود نیاز دارد که بر دیگران پیشی بگیرد، نیازهای خود را ارضا کند و دنیا را فتح نماید. اما از همان روزهای نخستین زندگی موانعی غلبه نیافتنی سد راه این توسعه وجود فرد می‏شوند. کودک درمی یابد که جهان خارجی در دست وی نیست و بر آن کوچکترین تسلطی ندارد و دردناک‏تر اینکه بر افرادی که در محیط وی موج می زنند، کمتر از همه تسلط دارد. بکن و نکن‏های والدین او را نسبت به ضعف خود هشیار می کند و همواره شکست می خورد و همین شکستهاست که پایه احساسی کهتری را در وجود وی پی ریزی می کند. چنین احساسی به خودی خود بد نیست، زیرا کودک را وامی دارد که به تقلید از بزرگسالان بپردازد و شخصیت خود را رشد دهد. افسوس که این راه تحول به این سادگی نیست و عواملی سبب تشدید احساس کهتری می شود و این احساس همچون خاری بر اندام لطیف عواطف کودک فرو می‏رود. (منصور، ۱۳۷۱)

به جرأت می‏توان گفت که هیچ یک از پیشتازان دانش روان شناسی همچون آدلر به مسأله تربیت توجه نکرده و به آن نپرداخته اند. آدلر و همکارانش درباره تغییر شخصیت از طریق تعلیم و تربیت بسیار خوشبین بودند و هدف روان شناسی فردی نیز کمک به شناسایی عوامل بازدارنده تکامل زندگی انسان و برداشتن این موانع است. جهت تربیت بایستی به سمت افزایش یک زندگی همکاری کننده باشد.

آبشخور ناسازگاری با اجتماع و محیط پیرامون احساس کهتری است که آن را به شدت در اعماق شخصیت کودک ریشه دوانده و حس تعاون و همکاری را از او گرفته است. احساس کهتری به درجاتی در

 

همه انسانها وجود دارد و کودک از همان ابتدای تولد، متوجه چنین حالتی می شود و تمام سعی و کوشش خود را بر این مبنا قرار می دهد تا به مهتری دست یابد. هدف مهتری برای هر فردی متمایز  و ویژه خود اوست. بدون در نظر گرفتن سبک زندگی انسان نمی‏توان به شناخت اهداف فرد دست یافت. کودکان نیز در دستیابی به مهتری، گاهی اوقات هدفهایی برمی گزینند که نتیجه ای بجز ناسازگاری اجتماعی نخواهد داشت، زیرا با خانواده و مدرسه نتوانسته‏اند علاقه اجتماعی کودک را پرورش دهند و اهداف غایی سازگارانه ای را در ذهن وی جای دهند.

در مکتب روان شناسی فردی آدلر (۱۳۶۱) مدرسه در گسترش و شکل بخشیدن به روان انسان از اهمیت و منزلت بالایی برخوردار است. مدرسه نخستین مکان برای آزمون ادراک اجتماعی کودک است و در مدرسه آمادگی کودک برای زندگی به محک گذاشته می شود. در مدرسه موقعیت‏های بی‏شماری بوجود می آید که موجب تصحیح خط سیر زندگی کودک شده و انگیزه‏هایی که در اثر تربیت نامناسب والدین باعث کاهش علایق اجتماعی شده اند، کشف و برطرف می شوند. مهمترین وظیفه مدرسه، تبیین مفهوم همبستگی و تعادل و شکوفایی آن در کودک است. مدرسه باید مکانی برای آموزش دانستن توانستن کار و قدرت عمل باشد، یعنی محلی برای ساختن و پرورش یک انسان واقعی.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:28:00 ق.ظ ]




مربیان باید این حس اجتماعی نوشکفته را به سوی دیگری هدایت کنند و مادر را نیز آگاه سازند که این رغبت را به سوی پدر هدایت کند. تا با توافق وی نحوه زندگی کودک را تثبیت کنند. افزون بر آن باید کودک را برای پذیرفتن برادران یا خواهران کوچکتری که خواهد داشت آماده سازند. این نکته ای است که اغلب نادیده می انگارند، حال آنکه تاثیر فراوانی در سبک زندگی کودک دارد (منصور، ۱۳۷۱).
کودکان ناسازگار معمولاً هدف مخربی دارد که این گزاره تئوری آدلر را درایکرز (۱۳۷۸) در قالب جدول ۲-۴ بیان کرده اند.

جدول شماره ۲-۴-تشخیص هدفهای کودکان ناسازگار (درایکرز و کاسل، ۱۳۷۸، ص ۶۹)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هدف
کاهش علایق اجتماعی 

رفتارهای بی فایده و غیرقابل قبول
افزایش علایق اجتماعی 

رفتارهای مفید و مورد پذیرش جامعه
خرابکار غیرفعال
خرابکار فعال
سازنده کنش پذیر
سازنده کنش مند
توجه طلبی
«تنبل» 

خجالتی ـ مشکل در اجرا

ناتوانی ـ مشکل در تغذیه

نااستواری ـ آزاد گذاردن

خود ـ کم طاقت ـ لکنت در گفتار ـ اضطراب
«آزاردهنده» 

ظاهرساز

دلقک

علامت سوال متحرک

 

نااستواری

وحشت انگیزی

اشتباهات جزیی
«جذاب» 

کودک نمونه

گفتارهای هوشمندانه

وجدان بیدار

جذابیت زیاد

ملیجک معلم
«موفق» 

اظهارنظرهای زیرکانه

سازنده

شایسته اعتماد

ممکن است شاگرد ایده آلی بنظر برسد اما هدفش برتری است نه همکاری
قدرت طلبی
«لجباز»
تنبلی

فرمان ناپذیری

سرکشی
«سرکش»
جدل دایم

مخالفت کردن

عادات بد

به راه انداختن جنجال

وقت گذرانی بیهوده
صفات اغلب کودکان سازگار
– به حق و حقوق دیگران احترام می گذارد.

– در برابر دیگران بردبار است.

– به دیگران علاقه نشان می دهد.

– دیگران را تشویق می کند.

– شجاع است.

– احساس تعلق دارد.

– تلاش هوشمندانه دارد.

– تمایل به مشارکت دارد.
انتقام طلبی
«خشن غیرفعال»
عبوس و ترشرو

بی اعتنا و جسور
«شرور»
دزدی

شب ادراری

خشن و وحشی
 
ابراز ناتوانی
«ناامید» 

حماقت

عقده کهتری

کودن

راحت طلب

ناشایست
 
 
 

بطور کلی دردیدگاه آدلر (۱۳۶۱) اعتقاد بر این است که کودک ناسازگار، کودکی است که عزت‏نفس او با مشکل مواجه شده است. امروزه نیز بسیاری از نظریه‏پردازان حوزه درمان مشکلات سازگاری و روان‏شناختی بر مسأله افزایش عزت نفس تمرکز کرده‏اند (برای مثال فنل۱، ۱۹۹۷، ۱۹۹۸؛ درایدن۲، ۱۹۹۹، ۲۰۰۳؛ پوپ، مک هال۳)

۲-۱۱-۳- نظریه درایکرز و کاسل

اگر با کودک به گونه ای برخورد شود که نتواند بر احساس کهتری طبیعی خود غلبه کند به تدریج دچار ناسازگاری رفتاری خواهد شد. علل احساس کهتری را می‏توان اجمالاً به سه دسته تأثیر محیط، کهتری واقعی، صفات عجیب و غریب تقسیم کرد.

جو عاطفی حاکم بر روابط اعضای خانواده، یکی از علل مهم و اصلی تشدید احساس کهتری است. مقایسه‏هایی که در خانواده صورت می گیرد، احساس کهتری را تشدید می کند و از سویی رقابت در مدرسه نیز می تواند پایه های احساس کهتری را پی ریزی کند. به طور کلی نباید از انسان بیش از آنچه در توانایی اوست انتظار داشت. چنین توقعی زمینه احساس کهتری را در وی هموار می سازد و در نتیجه از خود و دیگران ناراضی است. گاهی اوقات کهتری‏های بدنی یا روانی سرچشمه احساس کهتری می‏شوند. کهتری‏های واقعی از دو جهت به فرد لطمه می زنند؛ یکی اینکه خودبخود در وی احساس خودکم بینی ایجاد می کنند و از طرف دیگر تمسخر و استهزاء دیگران را نیز باید تحمل کنند. گاهی اوقات برای افرادی که به دلیل صفات عجیب و غریبی که دارند. اسامی عجیبی می گذارند و آنها را مورد تمسخر قرار می‏دهند، اگر این سه عامل با یکدیگر ترکیب شود، عمیق‏ترین ضرب را بر پیکر لطیف کودک وارد می‏سازد و فرد در همان زمان درمی‏یابد که بیچاره و بدبخت است. آدمی احساس کهتری را ریشه و انگیزه اصلی تمامی رفتارهای غیرعادی می‏داند (منصور، ۱۳۷۱).

جزییات بیشتر درباره این پایان نامه :

 

پایان نامه تاثیر آموزش پیش دبستانی بر یادگیری مهارتهای روانی – حرکتی و سازگاری اجتماعی

 

کودک در چنین شرایطی، هدفهایی را برای زندگی و برخورد با دیگران انتخاب می کند که مشکل آفرین هستند و این باعث ایجاد کودکی مأیوس می شود که همین یأس و ناامیدی باعث بروز رفتارهای ناسازگارانه می شود (موساک۱، ۲۰۰۰). درایکرز و کاسل (۱۳۷۸) پس از مشاهده صدها کودک ناسازگار به این نتیجه رسیدند که علت ناسازگاری کودکان را می توان در چهار زمینه دسته بندی کرد:

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:28:00 ق.ظ ]




بطور کلی دیدگاهای رفتارگرایی بر این اعتقادند که رفتار ناسازگارانه، همانند رفتار سازگارانه، آموختنی است و فرد در اثر شرایط محیطی، یاد می گیرد که رفتار ناسازگارانه بروز بدهد و پیامدهای چنین رفتاری، اغلب باعث تداوم رفتارهای مشکل آفرین در افراد می شود. البته آنها این ایده را نیز قبول دارند که ممکن است علت رفتار ناسازگارانه عوامل بیولوژیک باشد. اگر چنین احتمالی رد شد، با درصد اطمینان بالایی می‏توان گفت که رفتار توسط اصول حاکم بر آن (تقویت، خاموشی، تنبیه) آموخته می شود و تداوم می‏یابد (ولپه[۱]، ۱۹۹۰؛ هرگنهان[۲] و السون[۳]، ۱۹۹۳؛ اسپیگلر[۴]).
امروزه رفتارگرایان با بهره گرفتن از یافته‏های نوین پژوهشی و دستاوردهای عملی حاصل تجارب بالینی، به نقش شناخت بیشتر اهمیت داده ‏اند به گونه‏ای که نقش زبان و شبکه معنایی را در شکل‏دهی و نظم بخشی رفتار برجسته ساخته اند و بر این اعتقادند که رفتار ناسازگار ممکن است ناشی از عوامل محیطی (عینی) و درونی (ذهنی) باشد و برای تغییر و اصلاح رفتار باید به هر دو عامل توجه کافی مبذول داشت (فولتی[۵] و هایس[۶]. ۲۰۰۰).

۲-۱۱-۵- نظریه‏های خانواده درخصوص ناسازگاری

اعتقاد بر این است که علاوه بر مطالعه عناصر، مطالعه روابط متقابل عناصر هم مهم است. گریگوری بیستون (به نقل از مینوچین، ۱۳۷۴) از اولین کسانی بود که خانواده را به عنوان یک سیستم هموستاتیک یا سیبرنتیک تشبیه کرد. سالها بود که مفهوم محوری شناخت شناسی ایده «علیت خطی» بود و هر روز که می‏گذرد علت خطی در بهداشت روانی مقبولیت خود را بیشتر از دست می دهد. امروزه ایده «علیت حلقه‏ای» از سوی بسیاری از متخصصان روان شناس و روانپزشکی پذیرفته شده است و در این ایده خانواده به عنوان یک سیستم معرفی می شود که دو خصوصیت بارز دارد:

رفتار اعضای یک خانواده تابعی است از رفتار سایر اعضاء
خانواده هم مانند هر سیستمی متمایل به حفظ تعادل است. هر رفتاری در خانواده نقش کارسازی دارد و لازمه تعادل سیستم است حتی اگر این رفتار، رفتاری نابهنجار باشد.
مینوچین (۱۳۷۴) معتقد است که ناسازگاری یا نابهنجاری در یکی از اعضای خانواده (مخصوصاً فرزندان)، ناشی از متمایز نبودن مرزهای یک خرده سیستم های درون آن خانواده است و حتی گاهی اوقات خانواده به گونه‏ای عمل می‏کند که کودک یا فرد ناسازگار، رفتار نابهنجار خود را ادامه دهد زیرا خانواده برای ادامه بقاء به این سازگاری مرضی نیازمند است و در چنین مواردی کودک نابهنجار در حقیقت بیمار آشکار خانواده است و روابط اعضای خانواده محور اصلی  آسیب‏شناسی به حساب می‏آید . فرد نابهنجار در درون خانواده نقش یک سپر بلا را بازی می‏کند تا مشکلات اصلی خانواده بروز نکند یا صورت اصلی خود را نشان ندهد.

استافورد و به یر (۱۳۷۷) در کتاب «تعامل والدین و کودک» به جمع بندی دیدگاه های موجود در زمینه تعامل والدین و کودک پرداخته‏اند. پژوهش های مخالف و موافق دیدگاه ها را جمع‏آوری کرده و به این نتیجه رسیده اند که بطور کلی درخصوص خانواده و نقش آن در سلامت و نابهنجاری کودکان سه دیدگاه وجود دارد که عبارتند از:

در دیدگاه های یک سویه که هنوز هم در بسیاری از کتابها و مقالات ارائه می‏شود، اعتقاد بر این است که شیوه و سبک تربیتی والدین نقش اصلی را در شکل‏گیری شخصیت کودک بازی می‏کند.. در سبک فرزندپروری مقتدرانه (یا اقتدار منطقی) والدین تمایل دارند که دلایل یک کودک را بپذیرند یا حداقل گوش دهند و در گفتارهای خود از منطق و استدلال کمک می‏گیرند و تاب مقاومت در برابر قهر و غضب کودکان را نیز دارند. کودکان چنین والدینی خشنود، با کفایت و واقع گرا توصیف شده اند. در شیوه سهل انگار، خانواده نسبتاً آشفته است و در انجام فعالیتهای خود اهمالکاری نشان می‏دهند. سوال اساسی پژوهشگران دیدگاه های دوسویه این است که کودکان تا چه اندازه‏ای بر والدین تاثیر می‏گذارند؟ همانطور که والدین بر کودکان تاثیر می‏گذارند، کودکان نیز رفتار والدین را تحت تاثیر قرار می‏دهند و در چنین دیدگاهی مفهوم لوح سفید جایی ندارد.

در دیدگاه های سیستمی خانواده به عنوان یک منظومه نگریسته می شود که در آن خرده سیستمهایی وجود دارد و هر حرکتی که یکی از اعضای خانواده انجام دهد بر روی رفتار دیگر اعضاء نیز تاثیر می‏گذارد و مهمترین خرده سیستم هر خانواده خرده سیستم زن و شوهر است. کیفیت روابط زناشویی تاثیر فوق‏العاده مهمی بر روی نوع رفتار کودکان خواهد گذاشت و از طرفی کودکان نه تنها به طور فردی بر والدین اثر می‏گذارند، بلکه کیفیت رابطه زناشویی را نیز دستخوش تغییر می‏کنند. ناهماهنگی و تعارضهای زناشویی باعث بروز نوعی رفتار در کودکان می‏شوند که ممکن است سلامت رفتاری، عاطفی و شناختی آنها را تهدید کند. به طور کلی اعتقاد طرفداران این دیدگاه بر این است که نوع روابط زن و شوهر، کودکان با پدر و مادر و فرزندان با یکدیگر بر همدیگر تاثیر متقابل گذاشته و دو نوع ناکارآمدی در یکی از این خرده سیستم ها باعث ایجاد و تداوم اختلال و رفتار ناسازگار در اعضای زیرخرده سیستم دیگر می شود.

[۱] wolpe

[۲] Hergenhan

[۳] spiyler

[۴] Guevermont

 

[۵] Follette

[۶] Hayes

جزییات بیشتر درباره این پایان نامه :

 

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:27:00 ق.ظ ]